نهم ربيع الاول سال ۲۶۰ هجرى قمرى
پس از ولادت امام زمان عليه السلام به دليل شرايط سياسى آن دوران تولد ايشان در زير پرده كتمان پوشيده ماند. امام حسن عسكرى عليه السلام تولّد فرزند خويش را جز به اصحاب خاص خود در ميان ننهاد. امامت ايشان بنا به حديثهاى بسيارى بود كه از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنكه بر بدن گرامى پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود كه خليفه هاى عباسى تصميم به كشتن او داشتند. در روايتى از كتاب غيبت، از عدّه اى از اصحاب امام عسكرى نقل شده است كه گفتند: "نزد امام عسكرى عليه السلام گرد آمده بوديم و از وى در باره حجّت و پيشواى پس از او پرسش مى كرديم. در مجلس او چهل مرد حضورداشتند. عثمان بن سعيد بن عمر عمرى در برابر آنحضرت بر پا خاست و گفت: فرزند رسول خدا! مى خواهم در باره مطلبى از شما سؤال كنم كه خود بدان داناتر از من هستى. امام به او فرمود: بنشين عثمان! عثمان ناراحت و خشمگين برخاست تا خارج شود. امّا آنحضرت فرمود: كسى بيرون نرود. هيچ كدام از ما بيرون نرفتيم. تا پس از ساعتى كه امام، عثمان را با صداى رسا ندا داد. عثمان روى پاهايش برخاست. امام فرمود: آيا شما را به خاطر مطلبى كه آمده ايد، آگهى دهم؟ همه گفتند: آرى اى فرزند رسول خدا! فرمود: شما آمده ايد تا درباره حجّت پس از من سؤال كنيد: همه گفتند: آرى. ناگهان پسرى را ديديم مثل پاره ماه، شبيه تر از هركسى به امام عسكرى! فرمود: اين پس از من پيشواى شماست و جانشين من بر شما. او را فرمان بريد و پس از من به تفرقه دچار نشويد كه در دين خويش به هلاكت افتيد. بدانيد كه شما پس از اين روز او را نخواهيد ديد تا عمرش كامل گردد. از عثمان بن سعيد آنچه را مى گويد بپذيريد و فرمان او را اطاعت كنيد. كه او جانشين امام شماست و كار به دست اوست".
دوره امامت، چگونه آغاز شد؟
خلفاى عبّاسى بنا بر عادت معمول خويش، هر گاه فرصتى براى كشتن اولياء اللَّه مى يافتند، فوراً آنها را به زهر از پاى در مى آوردند. معتصم نيز، امام حسن عسكرى عليه السلام را به زهر شهيد كرد و سپس درصدد يافتن فرزندِ آنحضرت بر آمد تا او را نيز از ميان بردارد و به خيال خويش دنباله امامت را نيست و نابود گرداند. معتصم عده اى را به خانه امام فرستاد تا هر كه و هر چه در آنجاست توقيف كنند. احمد بن عبد اللَّه بن يحيى بن خاقان پسر وزير معتصم در اين باره مى گويد: چون امام حسن عسكرى بيمار شد. پدرم به من پيغام داد كه امام بيمار شده. آنگاه خود همان لحظه سوار شد و به دارالخلافه رفت و سپس باپنج نفر از خادمان معتصم شتابان بازگشت. همه آنان از افراد مورد وثوق و خواص خليفه بودند. يكى از آنها هم "نحرير" بود. پدرم به آنها دستور داده بود در خانه حسن بن على باشند و اوضاع و احوال او رازير نظر بگيرند. همچنين در پى عده اى از پزشكان فرستاده بود و به آنان دستور داده بود كه در خانه امام حسن عسكرى رفت و آمد كنند و هر بام وشام از او پرستارى و مراقبت كنند. چون دو روز از اين ماجرا گذشت، كسى نزد پدرم آمد و به وى خبرداد كه آنحضرت بيمارى اش شدت يافته و ضعيف شده است. پدرم سوار شد و به خانه آنحضرت رفت و به پزشكان دستور داد بخوبى حال آنحضرت را تحت نظر بگيرند. همچنين در پى قاضى القضات فرستاد و به او دستور داد كه پيش او بيايد و ده تن از كسانى را كه به دين و امانتدارى و پرهيز گارى آنان مطمئن است، انتخاب كند و با خود بياورد. آنگاه تمام آنها را به خانه امام حسن فرستاد و بديشان تكليف كرد كه شبانه روز همانجا بمانند. آنها در آنجا بودند تا آنكه امام حسن عسكرى عليه السلام درگذشت. رحلت او چند روز گذشته از ماه ربيع الاوّل سال 260 واقع شد. با رحلت او سامراء يكصدا ناله بر مى آورد كه ابن الرضا از دنيا رفت. خليفه عدّه اى را به خانه آنحضرت فرستاد تا خانه و اتاقها را بازرسى كنند و هر آنچه در خانه است مهر و موم نمايند و نشان فرزند آنحضرت را بجويند. بدين گونه قدرت جاهلى و استكبارى مى كوشيد، ريشه هاى امامت را از بيخ بركند و حركت اصيل مكتبى را دستخوش نابودى سازد. امّا به مقصود خود نايل نيامدند كه دست خداوند بر فراز دستان آنها بود.
يرِيدُونَ أَن يطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَالْكَافِرُونَ؛ "
خواهند پرتو خدا را با دهان هاى خويش فرو نشانند امّاخداوند چنين نخواهد مگر آنكه پرتو خويش را به انجام رساند، هر چند كه كافران نا خوش دارند."
پنهان بودن ميلاد حجّت اللَّه:
پيامبر اكرم (ص) فرمودند: مهدى از فرزندان من است، نامش نام من (م ح م د) و كنيه اش كنيه من (ابوالقاسم) مى باشد، در صورت و سيرت از همه كس به من شبيه تر است. براى او غيبتى است كه در آن مردم دچار حيرت مى گردند و بسيارى از دسته ها و گروههاى مردم، گمراه مى شوند، آنگاه مانند ستاره تابانى از پرده غيبت بدر آيد و زمين را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد.
نام امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف
از جمله القاب شريف آن حضرت مهدي، قائم، منتظر، خاتم، حجه، صاحب و منصور است؛ كه با بيان احاديث معصومين (ع)، وجه تناسب برخى از اين لقبها با وجود مباركش بيان مى گردد.
1- مهدى
از حضرت امام جعفر صادق (ع) روايت شده است كه فرمود: هنگامى كه قائم قيام نمايد، بار ديگر مردم را به اسلام دعوت مى كند و به احكام از بين رفته و فراموش شده آن آشنا مى گرداند و چون از جانب خداوند به امور گمشده و از ميان رفته راهنمايى مى شود، او را مهدى مى گويند.
2- قائم
ابوحمزه ثمالى گويد: از حضرت امام محمد باقر (ع) پرسيدم: اى پسر رسول خدا! مگر همه شما ائمه، قائم به حق نيستيد؟ فرمود: بلى. عرض كردم: پس چرا فقط امام زمان (ع) قائم ناميده شده است؟ فرمود: چون جد م امام حسين (ع) به شهادت رسيد، صداى ناله فرشتگان برخاست و به شدت به درگاه الهى گريستند و گفتند: پروردگارا! آيا قاتلين بهترين بندگان و زاده اشرف مخلوقات و برگزيده آفريد گانت را به حال خود مى گذاري؟ خداوند به آنها وحى فرستا د كه اى فرشتگان من آرام گيريد، به عزت و جلالم سوگند،از آنها انتقام خواهم گرفت، هر چند بعد از گذشت زمانها باشد. آنگاه پروردگار عالم، امامان از اولاد امام حسين (ع) را به آنها نشان داد و فرشتگان از ديدن آنان مسرور گشتند. ناگاه ديدند يكى از آنها ايستاده است و نماز مى گزارد. خداوند فرمود: به وسيله اين قائم از آنها انتقام مى گيرم.
صقربن دلف مى گويد به امام محمد تقى (ع) گفتم: اى فرزند رسول خدا! چرا آن حضرت را قائم مى گويند؟ امام در پاسخ فرمودند: زيرا آن حضرت بعد از آن كه نامش از خاطرها فراموش مى شود و اكثر معتقدين به امامتش از دين خدا بر مى گردند، قيام مى كند.
از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: آن حضرت را به جهت اين كه براساس حق قيام مى كند، قائم مى نامند.
3- منتظر
صقربن دلف از امام جواد (ع) پرسيد: چرا آن حضرت را منتظر مى گويند؟ فرمود: چون براى مدتى طولانى غيبت مى نمايد. افراد با اخلاص منتظر ظهورش خواهند بود. و اهل شك و ترديد وجود وى را انكار مى كنند. و منكران چون يادى ا زاو مى شود تمسخرمى كنند! كسانى كه وقت ظهور را تعيين مى كنند، دروغ مى گويند، شتاب كنند گان به هلاكت مى رسند و آنها كه در مقام تسليم هستند، رستگارى مى يابند.
4- منصور
از امام محمد باقر (ع) روايت شده است كه آن حضرت در تفسير آيه شريفه و من قتل مظلوما (و آن كس كه به ستم كشته شده است) فرمود: او حسين بن على (ع) است. و در مورد بقيه آيه فقد جعلنا لوليه سلطانا فلا يسرف فى القتل انه كان منصورا (براى ولى او سلطه (حق قصاص) قرار داديم پس در كشتن زياده روى نكنيد چون او منصور (مورد حمايت) است) فرمود: خداوند مهدى را منصور ناميد.
نهى از بردن نام حضرت
از ابوهاشم جعفرى نقل است كه گويد: شنيدم حضرت امام على النقى (ع) مى فرمود: جانشين من فرزندم حسن است. ولى چگونه خواهد بود براى شما وضع جانشين او؟!
گفتم: چرا فدايت گردم؟!
فرمود: شما او را نمى بينيد و بر شما روا نيست كه نام او را ببريد.
گفتم: پس چگونه ا ز او ياد كنيم؟
فرمود: بگوييد حجت از آل محمد كه درود و سلام خدا بر او باد.
پيغمبر اكرم (ص) فرمودند: مهدى مردى از فرزندان من است. رنگ پوست او، رنگ نژاد عرب و اندامش چون اندام فرزندان حضرت يعقوب (ع) (قوى و بلند قامت) است و خالى بر گونه راست او مى باشد.
امام زمان (عج) در روايات معصومين (ع):
على بن جعفر از برادرش حضرت امام كاظم (ع) پرسيد: تفسير آيه «قل ارايتم ان اصبح ماوكم غورا فمن ياتيكم بماء معين» (بگو: به من خبر دهيد اگر آبهاى (سرزمين) شما در زمين فرو رود، چه كسى مى تواند آب جارى و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟ (سوره ملك،آيه30)
حضرت فرمود: يعنى هرگاه امام خود را از دست بدهيد و ديگر او را نبينيد، چه خواهيد كرد؟!
غيبت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف
براى امام زمان (عج) دو غيبت است، غيبت صغرى و غيبت كبري، غيبت صغرى از آغاز امامت آن حضرت، سال 260 شروع مى شود و تا نزديك به هفتاد سال ادامه مى يابد و پس از آن غيبت كبرى آغاز مى شو دكه تاكنون ادامه دارد. در زمان غيبت صغري، چهار نفر نايب مخصوص، واسطه ميان آن حضرت و شيعيان بودند. اسامى آنان به ترتيب زير است:
1- ابوعمرو عثمان بن سعيد العمري، وى از يازده سالگى در خدمت امام هادي(ع) بوده و از طرف آن حضرت و بعد از سوى امام حسن عسكرى (ع) و سپس امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف، وكالت داشته است. مدت نيابت او ازامام زمان (ع) حدود 5 سال بوده است.
2- ابوجعفر محمدبن عثمان العمرى كه حدود 40 سال نايب امام زمان (ع) بوده و در سال 304 يا 305 هـ ق از دنيا رفته است.
3- ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى كه تا سال 326 هـ ق درحدود23 سال نايب حضرت بوده است.
4- ابوالحسن على بن محمد سمري، وى تا ماه شعبان سال 329 هـ ق به مدت 3 سال نايب امام زمان (ع) بوده است و چند روز قبل از وفات او اين توقيع از جانب آن حضرت برايش ارسال شد:
بسم الله الرحمن الرحيم، يا على بن محمد السمري! اعظم الله اجر اخوانك فيك: فانك ميت ما بينك و بين سته ايام؛فاجمع امرك و لا توص الى احد، فيقوم مقامك بعد وفاتك فقد وقعت الغيبه التامه فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالى ذكره و ذلك بعد طول الامد و قسوه القلب و امتلاء الارض جوراً....... (بحارالانوار. ج 51، ص 361، ح 7، به نقل از غيبت شيخ طوسى و كمال الدين )
بسم الله الرحمن الرحيم.
اى على بن محمد سمري! خداوند در مرگ تو به برادرانت پاداش فراوان عطا فرمايد، چرا كه تو تا شش روز ديگر خواهى مرد، پس به كارهاى خود رسيدگى كن و به هيچ كس به عنوان جانشين خود وصيت منما كه غيبت كامل واقع شده است، و من ظهور نخواهم كرد مگر بعد از اذن پروردگار عالم، و اين بعد از گذشت زمانهاى طولانى و سنگ دل شدن مردم و پر شدن زمين از ستم خواهد بود.
حفظ دين در زمان غيبت
قال موسى بن جعفر(ع) طوبى لشيعتنا المتمسكين بحبنا فى غيبه قائمنا الثابتين على موالاتنا و البراءه من اعدائنا، اولئك منا و نحن منهم، قد رضوا بنا ائمه و رضينا بهم شيعه و طوبى لهم، هم و الله معنا فى درجتنا يوم القيامه. (بحارالانوار. ج 51، ص 154، ح 4، به نقل از كمال الدين و عيون اخبارالرضا)
حضرت امام موسى كاظم (ع) فرمود: خوشا به حال آن دسته از شيعيان ما كه در غيبت قائم ما به دوستى ما چنگ مى زنند و بر محبت ما ثابت مى مانند و از دشمنان ما بيزارى مى جويند. آنها از ما و ما از آنها هستيم. آنها به ما به عنوان امامانشان د لبسته اند و ما نيز از آنها خشنود مى باشيم. خوشا به حال آنان! به خدا قسم، آنان روز قيامت در درجه ما خواهند بود.
فضيلت شيعيان در زمان غيبت
از حضرت عبدالعظيم حسنى نقل شده است كه گفت:حضرت امام جواد (ع) فرمود: بهترين كارهاى شيعيان ما، انتظار فرج امام زمان است.
ورد فى التوقيع بخط مولانا صاحب الزمان (ع) ... اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج، فان ذلك فرجكم.... (بحارالانوار. ج 51، ص 154، ح 4، به نقل از كمال الدين و عيون اخبارالرضا)
در توقيعى كه به خط امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف نوشته شده، آمده است: براى تعجيل فرج، بسيار دعا كنيد، زيرا خود دعا كردن براى تعجيل فرج، فرج است.
انتظار فرج
مرحوم سيد بن طاووس در كتاب مهج الدعوات از حضرت صادق (ع) روايت مى كند كه آن حضرت فرمودند:
به زودى به شبهاتى برخورد مى كنيد بدون اين كه دسترسى به دانش و يا امام هدايت كننده داشته باشيد، هيچ كس ازاين شبهه ها نجات نمى يابد، مگر آن كس كه دعا كند به دعاى غريق؛ راوى پرسيد: دعاى غريق چيست؟حضرت فرمودند:
يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبى على دينك. (صحيفه مباركه مهديه، ص 221، به نقل از مهج الدعوات، ص 396)
زراره از امام صادق (ع) نقل كرده است كه حضرت فرمودند: چون زمان غيبت را درك كردى همواره اين دعا را بخوان:
اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف نبيك اللهم عرفنى رسولك فانك ان لم تعرفنى رسولك لم اعرف حجتك اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينى. (بحارالانوار. ج 52، ص 147-146، ح70 ، به نقل از اصول كافى و كمال الدين)
توسل به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف
در توقيعى كه از ناحيه مقدسه امام زمان (ع) براى مرحوم شيخ مفيد نوشته شده، آمده است:
..... انا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم و لو لا ذلك لنزل بكم اللاواء واصطلمكم الاعداء فاتقوا الله جل جلاله.... (بحارالانوار. ج 53، ص 175، به نقل از احتجاج طبرسي)
ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم و اگر جز اين بود، از هر سو گرفتارى به شما رو مى آورد و دشمنان، شما را از ميان مى بردند، پس تقواى الهى پيشه سازيد.