شهادت اميرالمومنين حضرت علي عليه السلام

 

 

 

اشاره

 

سيزده قرن از شهادت حضرت علي عليه السلام مي گذرد؛ ولي نام و ياد آن رهبر بزرگوار و والا، همواره در قلب پيروانش موج مي زند؛زيرا طول زمان و گردش روزگار هرگز نمي تواند او را محو کند و روز به روز بر عظمت آن بزرگوار افزوده مي شود.

 

در اين مقاله، ابتدا به نبردهاي سه گانه حضرت در طول خلافتش مي پردازيم. سپس زندگي شماري از ياران ايشان را بازخواني مي کنيم و در پايان، به برخي شاعران مي پردازيم که درباره ايشان شعر سروده اند.

 

شناخت ناکثين، قاسطين و مارقين

 

اقدامات حضرت علي عليه السلام در کنار گذاشتن حاکمان و عاملان ناشايست و انجام اصلاحات فراگير، سبب شد که جاه طلبان، اميد به سازش نبندند. نخست، کساني همچون طلحه و زبير، بيعت خود را با امام شکستند و به تدارک نيرو براي جنگ با امام پرداختند و جنگ جمل آغاز شد. اين گروه در تاريخ اسلام به ناکثين مشهورند. از ديگر سو، معاويه که به حکم امام از حکومت شام عزل شده بود، به بهانه خون خواهي خليفه سوم و با تحريک مردم شام، جنگ صفين را به راه انداخت. همچنين در جريان صفين در مسئله پذيرش حکميت از سوي امام، گروهي مقدس مآب به مخالفت با حضرت برخاستند و جنگ نهروان را پديد آوردند. بدين ترتيب، سه جنگ داخلي با ناکثين، قاسطين و مارقين بر امام علي عليه السلام تحميل شد.

 

پيش بيني پيامبر صلي الله عليه و آله

 

پيامبر خدا، جنگ امام علي عليه السلام را با سه گروه ناکثين و قاسطين و مارقين، پيش بيني و او را از اين حوادث آگاه کرده بود. در برخي از اين روايات، حضرت، دشمنان و خروج کنندگان بر علي عليه السلام را گروه ستمگر، معرفي و بر حقانيت علي عليه السلام تأکيد کرده است. در روايتي از ايشان آمده است: «اي علي! به زودي گروه ستمگر با تو مي جنگد، در حالي که تو بر حق هستي. پس هر کس در آن روز تو را ياري نکند، از من نيست».

 

در برخي از اين روايات نيز پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله به صراحت از اين سه گروه نام مي برد که در آينده با علي عليه السلام خواهند جنگيد. روزي پيامبر خدا به خانه ام سلمه آمد. در آن حال علي عليه السلام نيز وارد شد. حضرت به ام سلمه فرمود: «اي ام سلمه! به خدا سوگند، علي، کشنده قاسطين، ناکثين و مارقين است».

 

 

نبرد با ناکثين

 

واژه ناکثين به معناي پيمان شکنان است و نکث؛ يعني پيمان شکني. از آنجا که طلحه و زبير، دو تن از برپا کنندگان جنگ جمل، بيعت خود را با اميرمؤمنان علي عليه السلام شکستند و به توطئه بر ضد حکومت آن حضرت پرداختند، اين جنگ به فتنه ناکثين يا پيمان شکنان شهرت يافت.

رويارويي با ناکثين

 

نبرد با پيمان شکنان از اين جهت رخ داد که طلحه و زبير که با امام علي عليه السلام بيعت کرده بودند، تقاضاي فرمانروايي بصره و کوفه را داشتند، ولي امام با درخواست آنان موافقت نکرد. آنها سرانجام مخفيانه مدينه را به قصد مکه ترک کردند و در آنجا با استفاده از بيت المال غارت شده از سوي امويان، ارتشي تشکيل دادند و ره سپار بصره شدند و آنجا را تصرف کردند. امام علي عليه السلام پس از ترک مدينه، در نزديکي بصره با آنان نبرد شديدي داشت که در اين پيکار، سپاهيان حضرت پيروز شدند. اين نبرد در تاريخ به جنگ جمل مشهور است.

 

به طور کلي، عواملي همچون نقش فعال بني اميه در تحريک پيمان شکنان، روش عادلانه امام علي عليه السلام در تقسيم بيت المال، رد درخواست طلحه و زبير در به دست گرفتن مسئوليت هاي کليدي به دليل شايسته نبودن آنها را مي توان از انگيزه هاي فتنه انگيزي پيمان شکنان دانست.

 

آثار نامبارک جنگ جمل

 

جنگ جمل به دليل کشته شدن تعداد فراواني از مسلمانان و از همه مهم تر دادن فرصت به معاويه براي تدارک نيروهاي خود به منظور رو به رو شدن با امام علي عليه السلام ، آسيب هاي جبران ناپذيري بر اسلام وارد آورد.

 

اين جنگ سبب شد معاويه و ديگران براي مخالفت با حضرت گستاخ شوند و از جنگ افروزي براي تضعيف مشروعيت حکومت علوي بهره برداري کنند. بر اثر فتنه امويان، جنگ صفين روي داد و از درون آن فتنه خوارج پديد آمد که به شهادت امام، پديد آمدن انحراف هاي تاريخي و به قدرت رسيدن خلفاي اموي و عباسي انجاميد.

 

شناخت قاسطين

 

قسط به معناي عدل است، ولي قاسط کسي است که مخالف عدل و ستمگر باشد. قرآن کريم از ستمگراني که مخالف قسط و عدل هستند، به قاسطون ياد کرده و دوزخ را به آنان وعده داده است. بنابراين، گروهي از دشمنان امام علي عليه السلام که با ستمگري در برابر حکومت عادلانه ايشان ايستادند و قصد براندازي آن را داشتند، از نمونه هاي روشن قاسطين به شمار مي آيند. قاسطين، معاويه و ياران او هستند که از سرسخت ترين دشمنان آن حضرت بودند و براي براندازي حکومت علوي، جنگ صفين را به راه انداختند.

 

رويايي با قاسطين

 

زماني که اميرمؤمنان علي عليه السلام به خلافت رسيد، فرمان عزل معاويه را از حکومت شام صادر کرد. معاويه چون از مدت ها قبل، مقدمات خلافت را براي خود در شام تهيه ديده بود، از اين فرمان سر باز زد. در نتيجه اين اختلاف، سپاه عراق و شام در سرزميني به نام صفين به نبرد پرداختند. از آنجا که پيروزي سپاه امام علي عليه السلام حتمي بود، معاويه با نيرنگ خاصي، در ميان سربازان حضرت اختلاف و شورش پديد آورد. پس از اصرار فراوان ياران امام علي عليه السلام ، حضرت ناچار به حکميت ابوموسي اشعري و عمرو عاص تن داد که آنان درباره مصالح اسلام اعلام نظر کنند.

 

پس از فرارسيدن موعد حکميت، عمرو عاص، ابوموسي را فريب داد. بعد از اين ماجرا، تعدادي از مسلمانان که پيش تر با حضرت همراه بودند، بر ضدّ ايشان خروج کردند و از امام به دليل پذيرش حکميتي که خود بر ايشان تحميل کرده بودند، انتقاد کردند.

 

پي آمدهاي جنگ صفين

 

جنگ صفين، پي آمدهاي تلخي در جامعه اسلامي بر جاي گذاشت. در اين جنگ، حدود 70 تا 110 هزار نفر از مسلمانان، از جمله برخي از بزرگان اصحاب پيامبر مانند عمار ياسر و اويس قرني کشته شدند. پس از جريان حکميت، گروهي به نام خوارج يا مارقين پيدا شدند که قبول حکميت را مساوي با کفر مي دانستند. اين در حالي بود که خود آنان، امام را به پذيرش حکميت مجبور کرده بودند. اين گروه از سپاه امام علي عليه السلام جدا شدند و همواره براي حضرت مشکل مي آفريدند و زماني که به مبارزه مسلحانه پرداختند، حضرت با آنان به مقابله برخاست و جنگ نهروان پيش آمد.

 

مارقين کيستند؟

 

مارقين، همان خوارج بودند که امام علي عليه السلام در نهروان با آنان جنگيد. در حديثي آمده است که گروهي قرآن مي خوانند، ولي در فهم دين، چنان به خطا مي روند که تير از کمان.

 

هر چند ظهور آشکار خوارج در جنگ صفين و پس از ماجراي حکميت بود، حقيقت اين است که در جنگ جمل و زماني که با موضع علي عليه السلام در برابر اسيران و غنيمت ها روبه رو شدند، شک و ترديد در دل آنان افتاده بود. حتي مي توان گفت زماني ترديد در آنان رخنه کرد که علي عليه السلام به خلافت رسيد و به مساوات رفتار کرد و کسي را بر ديگري برتري نداد.

 

ستيز با مارقين

 

مارقين، امام علي عليه السلام را به پذيرش حکميت وادار کردند، ولي پس از چند روز از کار خود پشيمان شدند و خواستار نقض عهد از طرف امام گرديدند، ولي علي عليه السلام کسي نبود که پيمان خود را بشکند و نقض عهد کند. به همين دليل، آنان در برابر اميرمؤمنان علي عليه السلام صف آرايي کردند و در نهروان با ايشان، جنگيدند.

 

امام علي عليه السلام ، پرچم امان را به دست ابوايوب انصاري داد. او فرياد مي زد: «هر کس از شما به اين پرچم پناه آورد، در امان است. البته اگر مرتکب قتل نشده و آزاري به مسلمانان نرسانده باشد. بدانيد که ما را نيازي به ريختن خون شما نيست.» بيشتر خوارج که تا آن زمان دوازده هزار نفر بودند، پراکنده شدند و فقط چهار هزار نفر از آنها در برابر حضرت باقي ماندند.

 

زندگي برخي از ياران امام علي عليه السلام

 

قنبر

 

قنبر، غلام خاص اميرمؤمنان علي عليه السلام در سفر خدمت ايشان و آماده اجراي هر فرماني بود. از امام صادق عليه السلام روايت شده است: «قنبرِ غلام، آن حضرت را سخت دوست داشت، به طوري که هرگاه امام از خانه بيرون مي رفت، بدون آنکه حضرت متوجه شود، با شمشير دنبال او حرکت مي کرد. شبي، حضرت علي عليه السلام ، او را ديد و پرسيد: قنبر براي چه آمده اي؟ گفت: آمده ام مراقب شما باشم. امام فرمود: مي خواهي مرا از اهل آسمان حفظ کني يا از اهل زمين؟ قنبر گفت: از اهل زمين. امام فرمود: اهل زمين بدون اراده و خواست خداوند نمي توانند کاري انجام دهند، برگرد».

 

امام علي عليه السلام در مواقع ضروري و حساس، قنبر را مي طلبيد و او را براي کاري مهم مأمور مي کرد. در برخي منابع آمده است که ايشان در شعري فرمود: «هر گاه که کاري سخت و دوست نداشتني پيش مي آيد، آتشم را مي افروزم و قنبر را فرامي خوانم».

 

ميثم تمار

 

ميثم تمار، از ياران وفادار پيشواي نخستين بود. حضرت او را بسيار دوست مي داشت. ميثم در بازار کوفه، خرمافروش بود و امام علي عليه السلام با وجود آنکه عهده دار منصب خلافت بود، به دکان ميثم مي رفت و به جاي او خرما مي فروخت و او را به دنبال انجام کاري مي فرستاد.

 

روزي حضرت به ميثم فرمود: «بعد از من تو را دار مي زنند و با حربه اي مجروح مي کنند. روز سوم از بيني و دهانت خون جاري و محاسنت از آن رنگين مي شود. منتظر آن خضاب باش. ... شما ده نفر هستيد که دارتان مي زنند و چوبه دار تو از همه کوتاه تر و به زمين نزديک تر است. بيا تا آن نخل که تو را برآن دار مي زنند، به تو نشان دهم.» آن گاه حضرت آن نخل را به ميثم نشان داد.

 

ميثم گاه در پاي آن نخل نماز مي گزارد و مي گفت: «مبارک باد اي نخل! من براي تو آفريده شده ام و تو هم براي من رشد کرده اي».

 

کميل بن زياد نخعي

 

کميل بن زياد نخعي از مردم يمن و از ياران خاص و رازدار علي عليه السلام بود. اميرمؤمنان علي عليه السلام اسرار خود را به کميل مي گفت و او نيز تحمل شنيدن و حفظ آنها را داشت. او مردي شجاع و سلحشور و زاهدي عابد بود. کميل را يکي از هشت عابد معروف کوفه شمرده اند.

 

شيخ عباس قمي در مفاتيح الجنان درباره دعاي کميل مي نويسد: «دعاي کميل بن زياد، از ادعيه معروف است و علامه مجلسي فرموده که از بهترين دعاهاست و آن دعاي خضر است. حضرت اميرمؤمنان علي عليه السلام آن را تعليم کميل ـ که از خواص اصحاب آن حضرت است ـ فرمود».

 

عَمرو بن حَمِق خُزاعي

 

عَمرو بن حَمق، از ياران خاص و فدايي امام علي عليه السلام بود. مقام والاي عَمرو تا آنجاست که گفته اند عمرو بن حمق براي اميرمؤمنان علي عليه السلام به منزله سلمان براي پيامبر بود. از آنجا که عمرو اعتقاد راسخي به حقانيت آن حضرت داشت، بعد از واقعه صلح معاويه و امام حسن عليه السلام مورد تعقيب قرار گرفت.

 

معاويه پس از شهادت امام علي عليه السلام به جست وجوي شيعيان او از جمله عمرو بن حمق پرداخت. چون عمرو متواري شده بود، معاويه همسر او را دستگير و دو سال در زندان دمشق زنداني کرد. پس از مدتي، فردي، عمرو را به شهادت رساند و سرش را براي معاويه فرستاد. گفته اند آن، نخستين سري بود که در اسلام بر نيزه زدند و در شهرها گردانيدند.

 

سيماي امام علي عليه السلام در شعر شاعران

 

سعدي

 

سعدي شيرازي اگرچه آشکارا در اشعار خود نامي از حضرت علي عليه السلام نبرده، ولي مضمون هاي ناب سخنان آن حضرت، در همه جاي شعر او تجلي يافته است. اميرمؤمنان در خطبه 24 مي فرمايد: «پس بندگان خدا! از خدا بپرهيزيد و از خدا هم به سوي خدا بگريزيد» و سعدي چنين مي سرايد:

 

پيش دگري نمي توان رفت  از تو به تو آمدم به زنهار 

 

حضرت در نامه 31 چنين مي فرمايد:«هر جوينده روزي نيابد و هر آهسته رو، محروم نماند.» سعدي با نگاهي به همين مضمون مي نويسد:«صياد بي روزي ماهي در دجله نگيرد و ماهي بي اجل در خشک نميرد».

 

امام علي عليه السلام در نامه 53 مي فرمايد:

« خشم خود را فرو خور و به وقت توانايي در گذر» و در گلستان چنين مي خوانيم:

 

بر بنده مگير چشم بسيار  جورش مکن و دلش ميازار 

 

ناصر خسرو قبادياني

 

در زبان فارسي، نخستين شاعري که شعر را در خدمت اخلاق و در راستاي انديشه هاي مکتبي قرار داد، ناصر خسرو بود. در سراسر ديوان او، در وصف معشوق و حتي دل بستگي هاي عادي زندگي سخني به ميان نيامده است و هر چه هست، سخن از عقل و اعتقاد و حقيقت نگري است.

 

در ديوان او بيت:

 

خداوندي که در وحدت قديم است از همه اشيا 

نه اندر وحدتش کثرت نه مُحدَث زين همه تنها 

 

با اين حديث امام علي عليه السلام :«با هر چيزي هست ولي هم نشين و يار آن نيست و مغاير با همه چيز است، ولي نه اينکه از آن جدا و ناآشنا باشد. چيزي از حيطه قدرت و آگاهي او بيرون نيست» درباره خداوند متعالي مطابقت دارد.

 

حضرت علي عليه السلام در نکوهش آرزوهاي طولاني مي فرمايد:«اي مردم! ترسناک ترين چيزي که بر شما مي ترسم دو چيز است:

يکي هواپرستي و آن ديگري آرزوهاي طولاني، ولي پيروي از هواي نفس، آدمي را از حق باز مي دارد.» ناصر خسرو نيز مي گويد:

 

اين آرزو اي خواجه اژدهايي است  بدخو که ازين بتر اژدها نيست 

 

استاد شهريار

 

دقتي مختصر در زندگي استاد شهريار، تسلط او به زبان عربي و انس او با متون عربي بويژه قرآن كريم را تأييد مي‌كند. تحول استاد (كه به قول خودش: بت‌شكني ‌هايي بود كه به تائب شدن وي انجاميد)، مقدمه‌اي بود براي ياد‌آوري آنچه از والدين به ارث برده بود، از اخلاق و تقوا و ارادت به اهل‌بيت عليهم السلام .

 

آنچه درباره شهريار و توجه او به مضامين بلند سخن الهي پيش روي شماست، تنها گزيده‌اي است كه بر مبناي كتاب امام علي در نگاه شهريار، به رشته تحرير در‌آمده و آيات مشخص شده در آن را ـ‌كه غالباً در شأن مولاي متقيان و اهل‌بيت عصمت بوده‌ به‌ترتيب آمدن آن در قرآن متذكر شده است، و الاّ بررسي دقيق و كامل اشعار استاد درخور كتابي است گرانسنگ:

 

يا أيها الّذين آمنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرّسول و أولي الأمر منكم… (سوره نساء، آيه 59)

 

در اين شعر كه ترجمه‌اي است از شعري منسوب به حضرت امير در ديوان منسوب به ايشان، آمده:

 

چه شد، عهد خدا بر من شكستيد

الا اي حــاسـدان عـهـد بشكـن!

 

بـه قـرآن طـاعت من كـرد واجـب

به هر مؤمن، خداي حي ذو‌المَن

 

توجه به سه كلمه كليدي: قرآن، طاعت و مؤمن كه با قيد واجب (امر الهي) همراه شده، آيه 59 سوره نساء را به‌ياد مي‌آورد.

 

إنّما وليكم اللّه و رسوله و الّذين آمنوا الّذين يقيمون الصّلاة و يؤتون الزّكاة و هم راكعون (سوره مائده، آيه 55)

 

در اين بيت از شعر معروف مناجات:

 

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

 

و اين بيت از شعر مناجات سحر:

 

نگين خاتم جم، در نماز مي‌بخشند

نظـر به حُقّه‌ رنـدان پـاكبـاز كـنيد

 

استاد اشاره مي‌كند به شأن نزول آيه 55 سوره مائده، كه مربوط به بخشش انگشتر توسط امير‌المؤمنين در حين ركوع به سائل است و وجه بارزي از حاكميت حضرت، بعد از پيامبر، يعني: كسي پس از رسول اكرم شايسته خلافت است كه در حال ركوع زكات داده. اين شاخصه‌اي بود كه در تاريخ اسلام، انحصاراً در مورد حضرت علي مصداق پيدا كرده است.

 

فرصت جواني

 

يکي از عوامل مهم موفقيت، بهره برداري درست از شرايط و فرصت هاي مناسب است و جواني، يکي از اساسي ترين اين فرصت ها به شمار مي رود. بر اين اساس، پيشوايان دين بر بهره برداري درست از فرصت جواني تأکيد کرده اند.

 

امام علي عليه السلام در اين باره مي فرمايد:« پيش از آنکه فرصت از دست رود و مايه اندوهت شود، آن را غنيمت شمار.» سعدي نيز با الهام از سخن آن بزرگوار مي گويد:

 

جوانا!ره طاعت امروز گير 

که فردا جواني نيايد ز پير 

قضا روزگاري ز من در ربود 

که هر روزش از پي شب قدر بود 

من آن روز را قدر نشناختم 

بدانستم اکنون که در باختم 

 

آن حضرت درباره کساني که از نعمت جواني بهره کافي نبرده اند، مي فرمايد: « آنها در ايام سلامت بدن، سرمايه اي فراهم نکردند و در اولين فرصت ها درس عبرتي نگرفتند. آيا کسي که جوان است، جز پيري، آينده اي را انتظار دارد».

 

پيام تسليت

 

گريه بر چشم ها سنگيني مي کند و هُرم سينه، لب ها را مي سوزاند. بغض پشت در پشت در فرصت گريستن صف کشيده است. چراغ گريه  بر افروخته شده و شعله شعله ، در دل زبانه مي کشد. هق هق گريه ، شانه ها را مي لرزاند. ديگر دل به دنبال واژه ها نمي گردد. اشک، بي بهانه سرازير مي شود.

 

امشب، شب ناله در فراق پدري مهربان است که غير از چاه و نخل و ماه، کسي گريه اش را نديده بود. پدري دل سوز که با آه همه کودکان يتيم، شريک بود و غصه هاي همه را بر جان خود هموار مي کرد، ولي کسي از غربت او و دردهاي دلش، با خاري در چشم و استخواني در گلو، خبر نداشت.

 

مرکز جهاني اطلاع رساني آل البيت(عليهم السلام)