|  
احكام
بانوان
حيض رحم زن در هر 28 روز پيوسته در حال فعاليت براى بارورى
است . اگر آبستنى صورت نگيرد دور سازندگى با آغاز خونريزى
پايان مييابد. در اين دوره بانوان از نظر طهارت و عبادت و آميزش
جنسى وظائفى دارند كه بايد مراعات كنند.
(مسأ له 2011
) در مبحث استحاضه و حيض و نفاس هر جا گفته شود وظيفه زن احتياط است
منظور اين است
كه هم عبادات خود را به جا آورد و هم كارهائى را كه بر حائض حرام است ترك
كند, ولى چون بعضى از فقها(1)
عبادت حائض را ذاتا
حرام ميدانند, بنابراين در مواردى كه ديگران به جمع بين تروك حائض و
اعمال مستحاضه فتوا ميدهند احتياط كامل ممكن نيست .
(مسأ له 2012) خون
حيض در بيشتر اوقات , غليظ و گرم و رنگ آن سرخ ياسرخ مايل به سياه است
و با فشار و كمى سوزش بيرون ميآيد.
(مسأ له 2013) زنان
قرشى (2) (كه زنان سيد يك صنف از آنها هستند) و غيرقرشى هر دو بعد از
تمام شدن پنجاه
سال قمرى تا شصت سالگى اگر درروزهاى عادت خود خون ببينند يا خونى
كه ميبينند نشانه هاى
حيض داشته باشد بايد احتياط كنند يعنى هم وظائف مستحاضه را
انجام دهند و هم كارهائى
را كه حائض بايد ترك كند, ترك نمايند و بعد از شصت سالگى يائسه
ميشوند.
(مسأ له 2014) خونى
كه دختر پيش از تمام شدن نه سال و زن بعد از يائسه شدن ميبيند حيض
نيست .
(مسأ له 2015) زنى
كه بچه شير ميدهد و زن حامله ممكن است حيض شوند. فرق حامله با زنان
ديگر در اين
است كه اگر بعد از گذشتن بيست روز از اول عادتش خونى با نشانه هاى حيض
ببيند, لازم است
بنابر احتياط, احتياط كنديعنى وظائف حائض و مستحاضه را مراعات كند.
(مسأ له 2016) زنى
كه شك دارد يائسه شده , اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه , بايد بنا
بگذارد كه يائسه نشده است .
(مسأ له 2017)
مدت حيض كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نميشود و اگرمختصرى هم از
سه روز كمتر
باشد, حيض نيست . البته در زن باردار اگر كمتراز سه روز شد, بايد احتياط كند
(مسأ له 2018)
بايد سه روز اول حيض پشت سر هم باشد, و اگر در ضمن ده روز, سه روز يا
بيشتر خون ببيند
ولى سه روز آن پشت سر هم نباشد, بايد درتمام روزهائى كه خون ديده
و يا در وسط پاك است , احتياط كند.
(مسأ له 2019) لازم
نيست در تمام سه روز خون بيرون بيايد بلكه اگر در داخل خون باشد كافى
است به شرط آنكه
از اول مقدارى خون بيرون آمده باشد واگر اصلا خون بيرون نيامده باشد
احتياط آنست
كه عبادتهايش را بجا آورد وكارهائى را كه بر حائض حرام است , ترك كند.
همچنين است اگر در بين سه روز مدت بسيار كمى پاك شود.
(مسأ له 2020)
لازم است سه شبانه روز كامل خون ببيند تا حائض محسوب شود و اگر از اذان
صبح روز اول تا
غروب روز سوم پيوسته خون جريان داشته باشد و بعد قطع شود, بايد احتياط
كند.
(مسأ له 2021)
اگر سه روز پشت سر هم خون ببيند و پاك شود, چنانچه دوباره خون ببيند,
به طورى كه محكوم
به حيض باشد و روزهايى كه خون ديده و دروسط پاك بوده روى هم
از ده روز بيشتر
نشود, روزهائى كه در وسط پاك بوده بايد احتياط كند و روزهائى كه
خون ديده حيض است .
(مسأ له 2022) اگر
خونى ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد ونداند كه خون
حيض است
يا خون زخم و جراحت , بايد احتياط كند يعنى كارهايى را كه بر حائض حرام
است ترك كند و عبادتهايش را بجا آورد.
(مسأ له 2023)
اگر خونى ببيند و شك كند كه حيض است يا نفاس , به احكام حيض و نفاس
عمل كند و غسل را به قصد ((آنچه بر عهده اوست )) بجا آورد.
(مسأ له 2024) اگر
خونى ببيند كه نداند خون حيض است يا بكارت , بايد بامقدارى پنبه خود
را وارسى كند.
پس اگر اطراف آن آلوده باشد, خون بكارت است و اگر به همه آن رسيده , خون
حيض است .
(مسأ له 2025)
اگر كمتر از سه روز خون ببيند و پاك شود و بعد از سه روزخون ببيند و تا
سه روز پى
در پى جريان داشته باشدو مجموع خون اول وخون دوم و روزهاى وسط ده
روز بيشتر نشود,
در زمان خون اول و روزهاى پاك وسط, احكام استحاضه و حيض را مراعات
كند و در زمان
خون دوم به احكام حائض عمل كند. و اگر بيشتراز ده روز شد, بعد از روز
دهم
از خون اول تا روز دهم خون دوم احكام حيض و استحاضه را مراعات كند.
(مسأ له 2026) زنى
كه با استعمال دارو از عادت ماهانه خود جلوگيرى كرده است , چنانچه در
ايام عادت يا غير
آن , خونى ببيند و شك كند كه حيض است يا نه , در صورتى كه صفات حيض
را دارا نبوده و از سه روز كمتر باشد, حيض نيست .
احكام حائض (مسأ له 2027
) چند چيز بر حائض حرام است : اول : عبادتهايى كه مانند
نماز بايد با وضو يا غسل يا تيمم به جا آورده شود,ولى به جا آوردن
عبادتهايى كه وضو
و غسل و تيمم براى آنها لازم نيست ,مانند نماز ميت , مانعى ندارد.
دوم : تمام چيزهايى كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد.
سوم : آميزش جنسى
از جلو, كه هم براى مرد حرام است و هم براى زن اگر به مقدار ختنه گاه
داخل شود, اگر چه منى
هم بيرون نيايد, بلكه بنابر احتياطمقدار كمتر از ختنه گاه را هم
داخل نكند
و بنابر احتياط آميزش از پشت نيزحرام است چه زن حائض باشد و چه نباشد.
(مسأ له 2028)
آميزش كردن در روزهائى كه حيض زن قطعى نيست ولى شرعا محكوم به
حيض است ,
جايز نيست . پس زنى كه بايد به دستورى كه بعدا گفته ميشود روزهاى عادت
خويشان
خود را حيض قرار دهد, شوهرش نميتواند در آن روزها با او نزديكى كند.
(مسأ له 2029
) اگر شماره روزهاى حيض زن به سه قسمت تقسيم شود و مرددر قسمت اول
با زن خود از
جلو آميزش كند, بنابر احتياط بايد يك دينار(حدود 22 نخود طلاى سكه دار
(3)) و اگر
در قسمت دوم آميزش كند, نيم دينار (حدود 11 نخود) و اگر در قسمت سوم
آميزش كند,
ربع دينار (حدود5/5 نخود) به فقير بدهد. مثلا زنى كه شش روز خون حيض
ميبيند, اگرشوهرش
در شب يا روز اول و دوم با او آميزش كند بايد يك دينار شرعى و در
شب يا روز
سوم و چهارم نيم دينار و در شب يا روز پنجم و ششم بايد ربع دينار بدهد.
و بنابر احتياط اگر از پشت هم آميزش كند حكم همين است .
(مسأ له 2030)
اگر طلاى سكه دار ممكن نباشد, بايد مصالحه كند (بر اساس طلاى بدون سكه
و پول طلاى سكه دار)
و اگر قيمت طلا در وقتى كه آميزش كرده است با وقتى كه ميخواهد
به فقير بدهد
فرق كرده است بايد قيمت وقتى را كه ميخواهد به فقير بدهد حساب كند.
(مسأ له 2031
) اگر كسى هم در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم درقسمت سوم
حيض , با زن
خود آميزش كند, بنابر احتياط بايد هر سه كفاره را(كه روى هم سى و هشت
نخود و نيم ميشود) بدهد.
(مسأ له 2032) اگر
انسان بعد از آن كه در حال حيض آميزش كرده و كفاره آن راداده , دوباره
آميزش كند, باز هم بايد كفاره بدهد.
(مسأ له 2033)
اگر با زن حائض چند مرتبه آميزش كند و در بين آنها كفاره ندهد, بنابر
احتياط براى هر آميزش يك كفاره بدهد.
(مسأ له 2034)
اگر مرد در حال آميزش بفهمد زن حائض شده , بايد فورا از اوجدا شود و اگر
نشود, بنابر احتياط بايد كفاره بدهد.
(مسأ له 2035)
اگر با زن حائض زنا كند يا با حائض نامحرمى به گمان اينكه همسر اوست
آميزش نمايد, بايد كفاره بدهد.
(مسأ له 2036)
كسى كه نميتواند كفاره بدهد, بنابر احتياط بايد به اندازه سيرشدن يك
فقير گرسنه صدقه
بدهد و نيز استغفار كند, و هر وقت توانست , بنابراحتياط بايد كفاره
بدهد.
(مسأ له 2037) طلاق دادن زن در حال حيض , باطل است .
(مسأ له 2038)
اگر زن بگويد حائض هستم يا از حيض پاك شده ام در صورتى كه مورد اتهام
نباشد بايد حرف او
را قبول كرد. و اگر مورد اتهام باشد بايداحتياط كرد مگر آنكه اطمينان
پيدا شود كه دروغ ميگويد.
(مسأ له 2039) اگر زن در بين نماز حائض شود, نماز او باطل است .
(مسأ له 2040) اگر
زن در بين نماز شك كند كه حائض شده يا نه , نماز اوصحيح است ولى اگر
بعد
از نماز بفهمد كه در بين نماز حائض شده نمازى كه خوانده باطل است .
(مسأ له 2041
) بعد از آن كه زن از خون حيض پاك شد, اگر چه غسل نكرده باشد, طلاق او
صحيح است ,
و شوهرش ميتواند با او آميزش كند, ولى احتياط مستحب آن است كه پيش از
غسل از آميزش
با او خوددارى نمايد. اماكارهاى ديگرى كه در وقت حيض بر او حرام بوده
مانند توقف
در مسجد ولمس خط قرآن , تا غسل نكند بنابر احتياط بر او حلال نميشود.
(مسأ له 2042) نمازهاى
يوميه اى كه زن در زمان قاعدگى نخوانده , قضا ندارد,ولى روزه هاى
واجب را بايد قضا نمايد و بنابر احتياط قضاى نماز آيات را نيزبجا آورد.
(مسأ له 2043) هرگاه
وقت نماز داخل شود و بداند كه اگر نماز را تأ خير بيندازدحائض ميشود,
بايد فورا نماز بخواند.
و در صورتى كه احتمال بدهد كه حائض ميشود, بنابر احتياط بايد فورا
نماز بخواند.
(مسأ له 2044) اگر
زن نماز را تأ خير بيندازد و از اول وقت به اندازه خواندن واجبات نماز
بگذرد
و حائض شود, بنابر احتياط قضاى آن نماز بر او واجب است . و بايد وضع خودش
را معيار قرار دهد
يعنى اگر مسافر است نماز را دوركعتى و اگر غير مسافر است چهار ركعتى
در نظر بگيرد.
(مسأ له 2045
) اگر زن در آخر وقت نماز از خون پاك شود و به اندازه يك ركعت نماز با
طهارت , وقت داشته
باشد, بنابر احتياط بايد نماز را بخواند و اگرنخواند بنابر احتياط بايد
قضاى آنرا به جا آورد.
(مسأ له 2046) اگر زن
حائض بعد از پاكى به اندازه غسل وقت ندارد ولى ميتواند با تيمم نماز
را در وقت بخواند بنابر
احتياط نماز را با تيمم بخواند ودر صورتى كه نخواند, بنابر احتياط
قضا نمايد. و اگر
از جهت ديگرى غير ازتنگى وقت تكليفش تيمم است مثل آنكه آب برايش
ضرر دارد
بايد تيمم كندو آن نماز را بخواند و اگر نخواند لازم است قضا نمايد.
(مسأ له 2047)
اگر زن حائض بعد از پاك شدن شك كند كه براى نماز وقت دارد يا نه , بايد
نمازش را بخواند.
و اگر به خيال اينكه به اندازه طهارت وخواندن يك ركعت وقت ندارد
نماز
نخواند و بعد بفهمد وقت داشته , بنابراحتياط بايد قضاى آنرا به جا آورد.
(مسأ له 2048)
اگر حائض جنب باشد و هنگامى كه پاك ميشود غسل جنابت را انجام دهد,
لازم
نيست براى حيض نيز جداگانه غسل نمايد, هرچند خوب است در غسل نيت هر دو
را بكند ولى
بنابر احتياط اين غسل جاى وضو رانميگيرد, پس براى انجام عباداتى كه
طهارت در آنها
شرط است بنابر احتياطوضو نيز بگيرد و بنابر احتياط وضو را پيش از غسل
انجام بدهد.
(مسأ له 2049
) مستحب است زن حائض در وقت نماز, خود را از خون پاك نمايد و پنبه و
دستمال را عوض كند و
وضو بگيرد و اگر نميتواند وضو بگيردتيمم نمايد و در جاى نماز رو
به قبله بنشيند و مشغول ذكر و دعا و صلوات شود.
(مسأ له 2050) خواندن
و همراه داشتن قرآن و رساندن جايى از بدن به حاشيه و مابين خطوط
قرآن
و نيز رنگ كردن مو و بدن به حنا و مانند آن براى حائض مكروه است .
اقسام زنهاى حائض (مسأ له 2051
) زنهاى حائض بر شش قسمند: 1. زنى كه
دو ماه پشت سر هم در وقت معين خون حيض ببيند و شماره روزهاى حيض او
در هر دو ماه يك اندازه
باشد, مثل آن كه دو ماه پشت سرهم از اول ماه تا هفتم خون ببيند.
2. زنى كه
دو ماه پشت سرهم در وقت معين , خون حيض ببيند ولى شماره روزهاى حيض
او در هر دو ماه يك
اندازه نباشد, مثلا دو ماه پشت سرهم ازروز اول ماه خون ببيند ولى ماه
اول روز هفتم , و ماه دوم روز هشتم از خون پاك شود.
3. زنى كه شماره
روزهاى حيض او در دو ماه پشت سرهم به يك اندازه باشد,ولى وقت ديدن
آن دو خون يكى نباشد,
مثل آن كه ماه اول از پنجم تا دهم و ماه دوم از دوازدهم تا هفدهم
خون ببيند. البته
لازم نيست حتما خون را در دو ماه ببيند بلكه اگر در يك ماه هم باشد و
فاصله بين دو خون
ده روز باشد بازهم عادت محقق ميشود مثل اينكه اول ماه خون ببيند
و پنجم پاك شود و دوباره پانزدهم خون ببيند و بيستم پاك شود.
4. زنى كه چند ماه
خون ديده , ولى عادت معينى پيدا نكرده يا عادتش بهم خورده و عادت
تازه اى پيدا نكرده است .
5. زنى كه دفعه اول خون ديدن او است .
5. زنى كه عادت خود را فراموش كرده است .
قسم اول را عادت
منظم و دو قسم بعد را عادت نيمه منظم و سه قسم آخر رافاقد عادت
ميناميم . هر كدام احكامى دارند كه در مسائل آينده بيان ميشود.
عادت منظم (مسأ له 2052) زنهايى كه
عادت منظم دارند سه دسته اند: 1. زنى كه
دو ماه پشت سرهم در وقت معين , خون حيض ببيند و در وقت معين هم پاك
شود, مثلا دو
ماه پشت سرهم از روز اول ماه , خون ببيند و روزهفتم پاك شود كه عادت
حيض اين زن از اول ماه تا هفتم است .
2. زنى كه از خون
پاك نميشود ولى دو ماه پشت سرهم چند روز معين مثلا ازاول ماه تا
هشتم خونى كه ميبيند
نشانه هاى حيض را دارد, يعنى غليظ و سياه و گرم است و با فشار
و سوزش بيرون ميآيد. و بقيه خونهاى او نشانه هاى استحاضه را دارد.
3. زنى كه دو
ماه پشت سرهم در وقت معين , خون حيض ببيند و بعد از آن كه سه روز يا
بيشتر خون
ديد, يك روز يا بيشتر پاك شود و دوباره خون ببيند و درهر دو ماه , تمام
روزهائى
كه خون ديده با روزهائى كه در وسط پاك بوده روى هم يك اندازه باشد.
(حكم دو قسم اخير بعد ذكر ميشود)
(مسأ له 2053)
زنى كه عادت منظم دارد, اگر در وقت عادت خون ببيند, اگر چه آن خون ,
نشانه هاى
حيض را نداشته باشد بايد به احكامى كه براى زن حائض گفته شد عمل كند.
و چنانچه بعد
بفهمد حيض نبوده مثل اينكه پيش از سه روزپاك شود بايد عبادتهايى را
كه به جا نياورده
قضا نمايد. و در صورتى كه يكى دو سه روز جلوتر و يا عقب تر از عادت
خون ببيند و نشانه هاى حيض رانداشته باشد بايد احتياط كند.
(مسأ له 2054)
زنى كه عادت منظم دارد اگر چند روز پيش از عادت و همه روزهاى عادت
و چند روز
بعد از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشترنشود, و خونهاى غير
روزهاى عادت
نشانه حيض داشته باشد, همه حيض است و اگر نشانه هاى حيض را نداشته
باشد بايد
در روزهاى غير عادت احتياط كند و اگر از ده روز بيشتر شود فقط روزهاى
عادت حيض و بقيه استحاضه است .
(مسأ له 2055)
زنى كه عادت منظم دارد اگر مقدارى از روزهاى عادت و چندروز پيش از آن
با نشانه هاى حيض
خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشودهمه حيض است و اگر خون
قبل از روزهاى
عادت نشانه هاى حيض نداشته باشد, بايد احتياط كند و اگر از ده روز بيشتر
شود روزهائى
كه در عادت خون ديده چنانچه كمتر از سه روز باشد با چند روز پيش از آن
كه روى هم به
مقدارعادت او ميشود حيض و روزهاى اول را استحاضه قرار دهد و چنانچه
سه روز يا بيشتر
باشد آن خون را حيض قرار دهد و روزهاى قبل از عادت را تااندازه اى كه
به مقدار
عادت برسد احتياط كند و اگر مقدارى از روزهاى عادت و چند روز بعد از عادت
با نشانه هاى
حيض خون ببيند و رويهم از ده روزبيشتر نشود همه حيض است و اگر خون
بعد از ايام عادت
نشانه هاى حيض نداشته باشد, بايد احتياط كند و اگر از ده روز بيشتر شود
بايد روزهائى
كه درعادت خون ديده چنانچه كمتر از سه روز باشد با چند روز بعد از آن كه
رويهم به مقدار
عادت او شود حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و در صورتى كه خونى را
كه در
عادت ديده سه روز يا بيشتر باشد در مقدار زيادى تا مقدارعادت احتياط كند.
(مسأ له 2056) زنى
كه عادت منظم دارد, اگر بعد از آن كه سه روز يا بيشتر خون ديد پاك شود
و دوباره خون ببيند و
فاصله بين دو خون كمتر از ده روز باشد وهمه روزهايى كه خون ديده
با روزهايى كه در
وسط پاك بوده از ده روز بيشترباشد مثل آن كه پنج روز خون ببيند و پنج
روز پاك شود و دوباره پنج روز خون ببيند, چند صورت دارد:
1 ـ آن كه تمام خونى
كه دفعه اول ديده , يا مقدارى از آن , در روزهاى عادت باشد و مقدار
ديگر, يكى دو
روز قبل از عادت و يا به نشانه هاى حيض باشد دراين صورت همه خون اول
حيض است و اگر مقدار
ديگر اينطور نبود بايد درآن مقدار احتياط كرد و خون دوم كه بعد
از پاك شدن ميبيند اگر در روزهاى عادت نباشد, استحاضه است .
2 ـ آن كه خون
اول در روزهاى عادت نباشد, و تمام خون دوم يا مقدارى از آن در روزهاى
عادت باشد
در اين صورت خون اول را استحاضه قرار دهد وحكم خون دوم مثل حكم خون
اول در قسم اول است .
3 ـ آن كه مقدارى
از خون اول و دوم در روزهاى عادت باشد و خون اولى كه در روزهاى
عادت بوده
از سه روز كمتر نباشد, در اين صورت در روزهايى كه در ايام عادت خون ديده
حيض است و در ايام
پاكى وسط بايد احتياط كند ومقدارى از خون اول كه پيش از روزهاى
عادت بوده اگر يكى
دو روز بود,احتياط كند و اگر بيشتر بوده , استحاضه است و به مقدار يكى
دو روز از ايام عادت تا
ده روز احتياط كند مثلا در همين مثال , روز اول و دوم ماه و نيز روز
نهم و دهم ماه
احتياط كند و مقدارى از خون دوم كه بعد از روزهاى عادت بوده استحاضه
است , مثلا اگر
عادتش از سوم ماه تا دهم بوده , در صورتى كه يك ماه از اول تا ششم خون
ببيند و دو روز
پاك شود و بعد تا پانزدهم خون ببيند, از سوم تا دهم حيض است و از اول تا
سوم و همچنين از دهم تا پانزدهم استحاضه است .
(مسأ له 2057) زنى
كه عادت منظم دارد اگر دو مرتبه در روزهاى عادت خون ببيند ولى خون
اول از سه روز كمتر باشد بايد در تمام دو خون و پاكى وسطاحتياط كند.
(مسأ له 2058)
زنى كه عادت منظم دارد اگر در وقت عادت خون نبيند و در غيرآن وقت به
تعداد روزهاى
حيضش با نشانه هاى حيض خون ببيند, بايد همان را حيض قرار دهد و اگر
نشانه هاى حيض نداشته باشد بايد احتياط كند.
(مسأ له 2059)
زنى كه عادت منظم دارد, اگر در وقت عادت , خون ببيند ولى شماره روزهاى
آن كمتر يا بيشتر
از روزهاى عادت او باشد و بعد از پاك شدن ,دوباره به شماره روزهاى عادت
خود خون ببيند,
بنابر احتياط بايد در هر دوخون , احتياط كند. ولى در روزهاى وسط كه پاك
است , حكم زن
طاهر را داردمگر در صورتى كه مجموع دو خون كمتر از ده روز باشد كه در
ايام پاكى احتياط ميكند.
(مسأ له 2060) زنى
كه عادت منظم دارد, اگر بيشتر از ده روز خون ببيند, خونى كه در روزهاى
عادت ديده
اگر چه نشانه هاى حيض را نداشته باشد, حيض است و خونى كه بعد از روزهاى
عادت ديده اگر
چه نشانه هاى حيض را داشته باشد استحاضه است . مثلا زنى كه عادت حيض او
از اول ماه تا هفتم
است , اگراز اول تا دوازدهم خون ببيند, هفت روز اول آن حيض و پنج روز
بعداستحاضه ميباشد.
عادت نيمه منظم 1 (مسأ له 2061) زنهايى كه فقط زمان
عادت آنها معين است سه دسته اند: 1. زنى كه دو ماه
پشت سر هم در وقت معين , خون حيض ببيند و بعد از چندروز پاك شود ولى
شماره روزهاى آن
در هر دو ماه يك اندازه نباشد, مثلا دوماه پشت سر هم روز اول ماه خون
ببيند ولى ماه اول روز
هفتم , و ماه دوم روزهشتم از خون پاك شود, كه اين زن بايد روز اول
ماه را اول حيض خود قراردهد.
2. زنى كه از خون پاك
نميشود ولى دو ماه پشت سر هم در وقت معين خون او نشانه هاى حيض
را دارد يعنى غليظ و سياه
و گرم است و با فشار و سوزش بيرون ميآيد و بقيه خونهاى او نشانه
استحاضه را دارد و شماره
روزهايى كه خون او نشانه حيض دارد, در هر دو ماه يك اندازه نيست
مثلا در ماه اول , ازاول ماه
تا هفتم و در ماه دوم از اول ماه تا هشتم , خون او نشانه هاى حيض و
بقيه نشانه استحاضه را داشته باشد. (حكم اين قسم بعد ذكر ميشود)
3. زنى كه دو ماه
پشت سر هم در وقت معين , سه روز يا بيشتر خون ببيند و بعدپاك شود و دو
مرتبه خون ببيند و
تمام روزهايى كه خون ديده با روزهايى كه در وسط پاك بوده از ده روز
بيشتر نشود ولى ماه
دوم كمتر يا بيشتر از ماه اول باشد, مثلا در ماه اول هشت روز و در ماه
دوم نه
روز باشد كه اين زن هم بايدروز اول ماه را روز اول حيض خود قرار دهد.
(مسأ له 2062) زنى
كه فقط زمان عادت او معين است , اگر در وقت عادت خوديا دو روز پيش
از عادت خون ببيند,
اگر چه آن خون نشانه هاى حيض رانداشته باشد, بايد به احكامى كه براى
زنهاى حائض گفته
شد رفتار نمايد و اگرسه روز قبل از عادت و يا يكى دو سه روز بعد از عادت
خون ببيند كه عرفابگويند
عادت او جلو يا عقب افتاده , در صورتى كه نشانه هاى حيض را
نداشته باشد بايد
احتياط كند و اگر بعد بفهمد حيض نبوده , مثل آن كه پيش از سه روزپاك
شود, بايد عبادتهايى را كه به جا نياورده قضا نمايد.
(مسأ له 2063) زنى كه
فقط زمان عادت او معين است , اگر بيشتر از ده روزخون ببيند و نتواند
حيض را از روى
نشانه هاى آن تشخيص دهد, بايد شماره عادت خويشان خود را حيض قرار دهد,
چه پدرى باشند
چه مادرى , زنده باشند يا مرده . ولى در صورتى ميتواند عادت آنان را حيض
خود قرار دهد كه شماره
روزهاى حيض همه آنان يك اندازه باشد و اگر شماره روزهاى حيض
آنان يك اندازه
نباشد, مثلا عادت بعضى پنج روز و عادت بعضى ديگر هفت روز باشد بايد در آن
دو روز احتياط
كند همچنين اگر عادت خويشانش ازهفت روز بيشتر است در مقدار بيشتر از
هفت روز
احتياط كند و اگر از هفت روز كمتر باشد باز بايد تا هفت روز احتياط كند.
(مسأ له 2064) زنى
كه فقط زمان عادت او معين است و شماره عادت خويشان خود را حيض قرار
ميدهد, بايد روزى
را كه در هر ماه اول عادت او بوده , اول حيض خود قرار دهد, مثلا زنى كه
هر ماه , روز اول ماه
خون ميديده و گاهى روز هفتم و گاهى روز هشتم پاك ميشده , چنانچه
يك ماه , دوازده
روز خون ببيند و عادت خويشانش هفت روز باشد, بايد هفت روز اول ماه را
حيض وباقى را
استحاضه قرار دهد. و اگر وسط يا آخر عادت او معلوم است چنانچه خون او
از ده روز تجاوز
كند هفت روز را طورى قرار دهد كه آخر يا وسط آن موافق با آن وقت باشد.
عادت نيمه منظم 2
(مسأ له 2065) زنهائى كه فقط شماره روزهاى عادت آنها
معين است سه دسته اند: 1. زنى كه شماره
روزهاى حيض او در دو ماه پشت سر هم يك اندازه باشد,ولى وقت خون
ديدن او يكى
نباشد كه در اين صورت هر چند روزى كه خون ديده عادت او محسوب ميشود.
مثلا اگر ماه اول از روز
اول تا پنجم و ماه دوم از يازدهم تا پانزدهم خون ببيند, عادت او پنج
روز است .
2. زنى كه از خون پاك
نميشود ولى دو ماه پشت سر هم چند روز از خونى كه ميبيند نشانه
حيض و بقيه
نشانه استحاضه دارد و شماره روزهايى كه خون نشانه حيض دارد در هر دو
ماه يك اندازه است , اما وقت آن يكى نيست .
3. زنى كه دو
ماه پشت سر هم سه روز يا بيشتر خون ببيند و يك روز يا بيشترپاك شود و
دو مرتبه خون
ببيند و وقت ديدن خون در ماه اول با ماه دوم فرق داشته باشد, به طورى
كه تمام روزهايى
كه خون ديده و روزهايى كه در وسطپاك بوده از ده روز بيشتر نشود و
شماره
روزهاى آن هم به يك اندازه باشد. (حكم دو قسم اخير بعد ذكر ميشود)
(مسأ له 2066)
زنى كه فقط شماره روزهاى عادت او معين است , اگر بيشتر ازشماره عادت
خود خون ببيند
و از ده روز بيشتر نشود, اگر همه نشانه هاى حيض دارند حيض و اگر
نشانه هاى حيض
ندارند بايد احتياط كند و اگر از ده روز بگذرد چنانچه همه خونهايى كه
ديده نشانه حيض
داشته باشد بايد ازموقع ديدن خون به شماره روزهاى عادتش حيض و بقيه
را استحاضه قراردهد,
و اگر همه اين خونها نشانه حيض نداشته باشد بايد از اول به مقدار
عادتش احتياط
كند. و اگر همه خونهايى كه ديده يك جور نباشد, بلكه چندروز از آن ,
نشانه حيض
و چند روز ديگر نشانه استحاضه داشته باشد, اگرروزهايى كه خون , نشانه
حيض دارد با
شماره روزهاى عادت او يك اندازه است , بايد همان روزها را حيض و بقيه را
استحاضه قرار
دهد, و اگر روزهايى كه خون نشانه حيض دارد, از روزهاى عادت او بيشتر
است ولى از ده
روزبيشتر نميشود به اندازه روزهاى عادتش حيض است و بقيه را احتياط
كند واگر روزهايى
كه خون نشانه حيض دارد از روزهاى عادت او كمتر است ,روزهايى كه
نشانه حيض دارد حيض
است و بقيه را تا ايام عادت بايد احتياطكند و اضافه بر آنها استحاضه
است .
فاقد عادت (مسأ له 2067) زنى كه چند ماه خون ديده ولى عادت معينى
پيدا نكرده يا ازپيش عادت معينى داشته و اينك
بهم خورده است , اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه خونهايى كه
ديده
نشانه حيض داشته باشد چنانچه عادت خويشان او هفت روز است بايد هفت روز
را حيض
و بقيه را استحاضه قرار دهد, و اگركمتر است مثلا پنج روز است بايد همان را
حيض قرار
دهد. و بنابر احتياطواجب , در تفاوت بين شماره عادت آنان و هفت روز, كه
دو روز است ,احتياط
كند و اگر عادت خويشانش بيشتر از هفت روز مثلا نه روز است , بايد
هفت روز را حيض
قرار دهد و بنابر احتياط در تفاوت بين هفت روز و عادت آنان , كه دو روز
است , احتياط
كند و اگر همه خونهايى كه ديده نشانه حيض نداشته باشد بايد در تمام
صورتهاى بالا احتياط كند.
(مسأ له 2068) زنى كه
چند ماه خون ديده ولى عادت معينى پيدا نكرده اگربيشتر از ده روز
خونى ببيند كه چند
روز آن نشانه حيض و چند روز ديگرنشانه استحاضه دارد, چنانچه خونى
كه نشانه
حيض دارد كمتر از سه روز يابيشتر از ده روز نباشد, همه آن حيض است و اگر
خونى كه
نشانه حيض داردكمتر از سه روز باشد بايد از اول تا هفت روز احتياط كند و
همچنين
است اگرپيش از گذشتن ده روز از خونى كه نشانه حيض دارد دوباره خونى
ببيند كه آن هم
نشانه حيض داشته باشد, مثل آن كه پنج روز خون سياه و نه روز خون زرد
و دوباره پنج روز خون
سياه ببيند, بايد از خون اول تا مدت ده روز و در خون دوم كه نشانه
حيض دارد احتياط كند.
(مسأ له 2069) زنى كه
دفعه اول خون ديدن اوست اگر بيشتر از ده روز خون نبيند و همه خونها
داراى نشانه حيض
باشد همه آنها حيض است و اگر همه نشانه هاى استحاضه را داشته باشد بايد
احتياط كند و اگر
ده روز بيشتر شود وهمه با نشانه هاى حيض باشد بايد عادت خويشان خود را
حيض و بقيه رااستحاضه
قرار دهد و اگر همه بدون نشانه هاى حيض باشد بايد در زمان عادت
خويشان خود احتياط
كند و اگر عادت خويشان او يكسان نيست تا هفت روزحيض است و تا ده
روز احتياط كند و در
صورتى كه عادت همه آنها بيشتر ياكمتر بود, از آخرين روز كمتر تا هفت
روز و از هفت روز تا اولين روز بيشتراحتياط كند.
(مسأ له 2070) زنى
كه دفعه اول خون ديدن اوست اگر بيشتر از ده روز خون ببيند كه چند روز
آن نشانه حيض
و چند روز نشانه استحاضه داشته باشدچنانچه خونى كه نشانه حيض دارد
كمتر از سه روز
و بيشتر از ده روز نباشدهمه آن حيض است ولى اگر پيش از گذشتن ده روز از
خونى كه نشانه
حيض دارد دوباره خونى ببيند كه باز نشانه حيض دارد بايد خون وسط را
استحاضه قرار
دهد و در دو طرف احتياط كند و از خون اول هم تا ده روز احتياط كند.
(مسأ له 2071) زنى كه دفعه
اول خون ديدن اوست اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز
نشانه حيض و چند
روز ديگر نشانه استحاضه داشته باشدچنانچه خونى كه نشانه حيض دارد از
ده روز بيشتر باشد
بايد عادت خويشان خود را حيض قرار دهد و اگر از سه روز كمتر باشد تا زمان
عادت خويشان خود احتياط كند و بقيه را استحاضه قرار دهد.
(مسأ له 2072)
زنى كه عادت خود را فراموش كرده است اگر بيشتر از ده روزخون ببيند بايد
روزهايى را كه
خون نشانه حيض دارد تا ده روز, حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد, و اگر
نتواند حيض را از روى
نشانه هاى آن تشخيص دهد, بنابر احتياط بايد قدر متيقن زمان احتمال
بقاى عادت و هفت
روز وعادت خويشان , را حيض قراردهد و در بقيه احتياط كند. و اگر بيشتر
از ده روزخون نبيند
چنانچه همه با نشانه هاى حيض باشد حيض است و الا بايد احتياطكند.
مسائل متفرقه (مسأ له 2073) زنى كه دفعه اول خون ديدن اوست و زنى
كه عادت خود رافراموش كرده است و زنى كه عادت معينى
پيدا نكرده و يا عادتش از بين رفته است و زنى كه فقط شماره روزهاى
عادتش معين است , اگر
خونى ببيند كه نشانه هاى حيض داشته باشد و يقين كند كه تا سه روز
طول ميكشد حيض است
و در غير اين صورت بايد احتياط كند اگر چه تا ده روز طول بكشد و
چنانچه بعد
بفهمد حيض نبوده بايد عبادتهايى را كه به جا نياورده قضا نمايد.
(مسأ له 2074)
زنى كه عادت منظم دارد, چه وقت حيض او منظم باشد و چه شماره روزهاى
حيض او و چه هر دو,
اگر دو ماه پشت سر هم بر خلاف عادت خود خونى ببيند كه وقت آن يا شماره
روزهاى آن يا هم وقت
و هم شماره روزهاى آن يكى باشد, عادتش بر ميگردد به آنچه در اين دو
ماه ديده است . مثلا اگر از روز
اول ماه تا هفتم خون ميديده و پاك ميشده چنانچه دو ماه ازدهم تا
هفدهم ماه , خون ببيند و پاك شود, از دهم تا هفدهم , عادت او ميشود.
# مقصود از
يك ماه , از ابتداى خون ديدن است تا سى روز, نه از روز اول ماه تاآخر ماه .
(مسأ له 2075) زنى كه معمولا
ماهى يك مرتبه خون ميبيند اگر در يك ماه دومرتبه با نشانه هاى
حيض خون ببيند,
اگر روزهايى كه در وسط پاك بوده از ده روز كمتر نباشد بايد هر دو را حيض
حساب كند.
(مسأ له 2076) اگر سه روز
يا بيشتر خونى ببيند كه نشانه حيض دارد, بعد ده روز يا بيشتر خونى
با نشانه هاى استحاضه
ببيند و مجددا خونى به نشانه هاى حيض ببيند بايد خون اول و آخر را
حيض حساب كند.
(مسأ له 2077) اگر
زن پيش از ده روز پاك شود و بداند در باطن خون نيست بايد براى عبادتهاى
خود غسل كند ولى
اگر بداند پيش از تمام شدن ده روزدوباره خون ميبيند بايد غسل كند و در
مدتى كه در وسط پاك است احتياطكند.
(مسأ له 2078)
اگر زن پيش از ده روز پاك شود و احتمال بدهد كه در باطن خون باشد بايد خود
را وارسى كند, پس
اگر پاك بود غسل كند و عبادتهاى خود را به جا آورد و اگر كاملا پاك نشده
بود در صورتى كه
احتمال بدهد قبل ازده روز پاك شود بايد احتياط كند تا از داخل هم پاك شود
و اگر بداند بيش
از ده روز ادامه خواهد داشت بايد مقدار عادت خود را حيض و بقيه را استحاضه
قرار دهد.
(مسأ له 2079)
اگر چند روز را حيض حساب كند و بعد بفهمد حيض نبوده است بايد عبادات خود
را قضا نمايد و اگر چند
روز به گمان اينكه حيض نيست روزه بگيرد و بعد بفهمد حيض بوده است
بايد آن روزه ها را قضا نمايد.
استحاضه غير از خون حيض و نفاس و زخم و جراحت هر خونى كه از
رحم زن خارج شود, خون استحاضه نام دارد. نيز هر خونى كه قبل
از بلوغ يا بعد از يائسگى ديده شود و يا كمتر از سه روز و يا بيش از
ده روز باشد,
استحاضه است . خون استحاضه غالبا كم رنگ و سرد و رقيق است و بدون فشار و
سوزش بيرون ميآيد
و ممكن است گاهى تيره رنگ يا سرخ و گرم و غليظ باشد و با فشار و
سوزش خارج شود.
(مسأ له 2080) خون استحاضه
سه قسم است : قليله (جريان كم ), متوسطه (جريان متوسط) و كثيره
(جريان زياد). استحاضه قليله
آن است كه در حد لكه بينى باشد يعنى اگر زن پنبه اى را داخل نمايد
روى پنبه آلوده شود ولى خون
درپنبه نفوذ نكند. اگر خون در پنبه نفوذ كند استحاضه متوسطه است
و اگر پنبه رافرا گيرد و سيلان
داشته باشد استحاضه كثيره است به نظر عده اى از فقهأ اگر خون , پنبه را
فرا بگيرد, استحاضه
كثيره است اگر چه سيلان نداشته باشد و به نظر بعضى استحاضه دو قسم است :
جريان كم وجريان
زياد. از نظر آنها استحاضه متوسطه نيز در حكم استحاضه قليله است .
احكام استحاضه
(مسأ له 2081) در استحاضه قليله بنابر احتياط بايد براى هر نماز يك
وضوبگيرد و عورت خود را, اگر خون به آن رسيده , آب بكشد و پنبه را عوض كند.
(مسأ له 2082) در استحاضه
متوسطه بنابر احتياط بايد زن براى نماز صبح غسل كند و تا صبح روز
بعد براى همه نمازهاى
خود حتى نماز صبح وظيفه لازم در مورد استحاضه قليله را انجام دهد
و اگر عمدا يا از روى
فراموشى براى نماز صبح غسل نكند براى نماز ظهر و عصر غسل كند و اگر
براى نمازظهر و عصر
غسل نكند بايد پيش از نماز مغرب و عشا غسل كند چه خون قطع شده باشد
يا نه .
(مسأ له 2083) در استحاضه
كثيره بايد براى نماز صبح يك غسل , و براى نمازظهر و عصر يك غسل ,
و براى نماز مغرب و عشأ هم يك
غسل بجا آورد وبين نماز ظهر و عصر و بين نماز مغرب و عشأ فاصله
نيندازد, و اگر فاصله انداخت
اشكالى ندارد, ولى بايد براى نماز بعدى دوباره غسل كند و در هرحال
بنابر احتياط براى هر نماز
يك وضو بگيرد و وضو را بنابر احتياط پيش ازغسل به جا آورد و اگر براى
نماز عصر و عشأ وضو ميگيرد, در حال گفتن اقامه باشد.
(مسأ له 2084) مستحاضه متوسطه
و كثيره كه بايد وضو بگيرد و غسل كند,بنابر احتياط لازم , اول
وضو بگيرد.
(مسأ له 2085) اگر خون
استحاضه پيش از وقت نماز يا قبل از خواندن نمازجريان داشته باشد و در
وقت نماز قطع شود اگر
چه براى آن خون , وضو وغسل انجام داده باشد, بنابر احتياط بايد موقع
نماز, وضو و غسل بجا آورد.
(مسأ له 2086) اگر استحاضه
قليله , بعد از نماز صبح , متوسطه شود, بنابراحتياط بايد براى نماز
ظهر و عصر غسل كند
و اگر بعد از نماز ظهر و عصرمتوسطه شود بايد براى نماز مغرب و عشأ
غسل نمايد
و در هر دو صورت براى نماز به وظائف مستحاضه متوسطه عمل كند.
(مسأ له 2087) اگر استحاضه
قليله يا متوسطه بعد از نماز صبح كثيره شود بايدبراى نماز ظهر و
عصر يك غسل , و براى
نماز مغرب و عشأ غسل ديگرى به جا آورد و اگر بعد از نماز ظهر و عصر
كثيره شود, بايد براى
نماز مغرب وعشأ غسل نمايد و در هر دو صورت براى نماز به وظائف
مستحاضه كثيره عمل كند.
(مسأ له 2088) در استحاضه
كثيره يا متوسطه اگر پيش از وقت نماز, براى نمازغسل كند, بنابر
احتياط غسل او باطل
است . بلكه اگر نزديك اذان صبح براى نماز غسل كند و نماز شب را بخواند,
بنابر احتياط بايد بعد از داخل شدن صبح , دوباره غسل كند و وضو بگيرد.
(مسأ له 2089) مستحاضه
براى هر نمازى , چه واجب و چه مستحب , بنابراحتياط بايد وضو بگيرد
و نيز اگر بخواهد نمازى را
كه خوانده احتياطا دوباره بخواند, يا بخواهد نمازى را كه تنها خوانده
است دوباره با جماعت
بخواند,بايد تمام كارهايى كه براى استحاضه گفته شد انجام دهد. ولى
براى خواندن نماز
احتياط و سجده فراموش شده و تشهد فراموش شده و سجده سهو, اگرآنها را
بعد از نماز فورا به جا آورد لازم نيست كارهاى استحاضه را انجام دهد.
(مسأ له 2090) مستحاضه
بعد از آن كه خونش قطع شد, فقط براى نماز اولى كه ميخواند, بايد
كارهاى استحاضه را انجام دهد و براى نمازهاى بعد لازم نيست .
(مسأ له 2091) هرگاه
نداند استحاضه او كدام قسم است , بنابر احتياط بايد قبل از نماز خود را
وارسى كند.
(مسأ له 2092) مستحاضه
اگر پيش از آنكه خود را وارسى كند مشغول نمازشود, چنانچه با قصد
قربت به وظيفه خود
عمل كند نماز او صحيح است ـ مثلااستحاضه اش قليله باشد و به وظيفه
قليله عمل نموده
باشد ـ و اگر قصد قربت نداشته باشد يا عمل او مطابق وظيفه اش نباشد مثل
آنكه استحاضه اش متوسطه بوده
و او به وظيفه استحاضه قليله عمل كرده باشد, نماز او باطل
است .
(مسأ له 2093) مستحاضه
اگر نتواند خود را وارسى نمايد, بنابر احتياط بايدطورى عمل كند كه
يقين پيدا كند به وظيفه اش
عمل كرده است مثلا اگرنميداند استحاضه او قليله است يا متوسطه ,
بايد كارهاى استحاضه قليله
ومتوسطه را انجام دهد, و اگر نميداند متوسطه است يا كثيره , بايد
كارهاى استحاضه متوسطه
و كثيره را انجام دهد, و در شك بين هر سه , به هر سه وظيفه عمل
كند ولى اگر بداند
سابقا كدام يك از آن سه قسم بوده بايد به همان وظيفه رفتار نمايد.
(مسأ له 2094)
خون استحاضه اگر در باطن باشد و از محل خود خارج نشود به طورى كه اگر
وارسى كند پنبه هيچ
آلوده نشود, وضو و غسل او باطل نميشودو اگر از محل خود خارج شود
هر چند در حد لكه
بينى باشد, وضو و غسل راباطل ميكند و بايد به وظائف مستحاضه عمل
كند.
(مسأ له 2095) مستحاضه
اگر بعد از نماز خود را وارسى كند و خون نبيند, اگرچه بداند دوباره
خون ميآيد, در
صورتيكه يقين داشته باشد قبل از وضو وغسل قبلى خون قطع شده است با
وضويى كه دارد ميتواند
نماز بخواند و اگربعد از وضو يا غسل يا در اثناى آنها خون ديده باشد
در اين صورت
اگر بعد ازنماز خون قطع شده باشد بنابر احتياط بايد بر حسب وظيفه اش وضو
يا غسل بجا آورد و نمازى
را كه خوانده است دوباره بخواند اگر چه بداند دوباره بعد ازنماز خون
ميآيد.
(مسأ له 2096) مستحاضه
تا وقتى كه اطمينان دارد خون به فضاى عورت نرسيده ميتواند خواندن
نماز را تأ خير بيندازد.
(مسأ له 2097) اگر مستحاضه
بداند كه پيش از گذشتن وقت نماز بكلى پاك ميشود, يا به اندازه
خواندن نماز, خون بند
ميآيد, بنابر احتياط بايد صبر كندو نماز را در وقتى كه پاك است بخواند.
(مسأ له 2098) اگر
بعد از وضو و غسل , خون در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند كه اگر نماز
را تأ خير بيندازد, به
مقدارى كه وضو و غسل و نماز را به جاآورد, بكلى پاك ميشود, بنابر
احتياط بايد نماز را تأ خير
بيندازد و موقعى كه بكلى پاك شد, دوباره وضو و غسل را به جا آورد
و نماز بخواند.
و اگر وقت تنگ شد, بنابر احتياط به جاى هر يك از وضو و غسل تيمم كند
و اگر وقت تيمم هم ندارد
به همان حال نماز بخواند و بنابر احتياط بعد با غسل و وضوآنرا قضا
كند.
(مسأ له 2099) مستحاضه
كثيره يا متوسطه وقتى بكلى از خون پاك شد بايدغسل كند, ولى
اگر بداند از وقتى كه
براى نماز پيش , مشغول غسل شده ديگرخون نيامده لازم نيست دوباره
غسل نمايد.
(مسأ له 2100) مستحاضه
قليله بعد از وضو, و مستحاضه كثيره و متوسطه بعداز غسل و وضو
بايد فورا مشغول نماز شود,
ولى گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهايى كه استحباب آن به دليل
معتبر ثابت شده ,
قبل از نماز اشكال ندارد ودر نماز هم ميتواند كارهاى مستحب مثل قنوت
و غير آن را به جا آورد.
(مسأ له 2101) مستحاضه
اگر بين غسل و نماز فاصله بيندازد, بايد دوباره غسل كند و بلافاصله
مشغول
نماز شود, ولى اگر بداند خون به فضاى عورت نرسيده است غسل لازم نيست .
(مسأ له 2102
) اگر خون استحاضه جريان داشته باشد و قطع نشود, چنانچه براى زن ضرر
نداشته باشد, بنابر
احتياط بايد پيش از غسل و بعد از آن به وسيله پنبه از بيرون آمدن خون
جلوگيرى كند, ولى
اگر هميشه جريان نداردفقط بايد بعد از وضو و غسل از بيرون آمدن
خون جلوگيرى كند,
و چنانچه كوتاهى كند و خون بيرون آيد, بايد دوباره غسل كند و وضو
هم بگيرد و اگرنماز هم خوانده بايد دوباره بخواند.
(مسأ له 2103
) اگر موقع غسل خون قطع نشود غسل صحيح است ولى اگر دربين غسل ,
استحاضه
متوسطه به كثيره تبديل شود, بنابر احتياط بايد غسل را ازسر بگيرد
.
(مسأ له 2104)
بنابر احتياط زن مستحاضه بايد در تمام روزى كه روزه است به مقدارى كه
ميتواند از بيرون آمدن خون جلوگيرى كند.
(مسأ له 2105)
روزه مستحاضه كثيره در صورتى صحيح است كه بنابر احتياطغسل نماز مغرب
و عشاى شبى كه ميخواهد
فرداى آن را روزه بگيرد وغسلهايى را كه براى نمازهاى روز واجب
است , انجام
دهد. بلكه بنابر احتياطغسل نماز مغرب و عشاى شب بعد نيز شرط صحت روزه
است . و درمستحاضه
متوسطه نيز بنابر احتياط بايد غسلهايى را كه براى نمازهاى روز واجب
است انجام دهد.
(مسأ له 2106) اگر بعد
از نماز عصر, مستحاضه شود و تا غروب غسل نكند,روزه او بنابر احتياط
در صورتى صحيح است كه براى نماز مغرب و عشأ غسل كند.
(مسأ له 2107) اگر استحاضه
قليله پيش از نماز, متوسطه يا كثيره شود بايدكارهاى متوسطه يا
كثيره را كه گفته
شد انجام دهد. و اگر استحاضه متوسطه ,كثيره شود بايد كارهاى استحاضه
كثيره را انجام دهد
و چنانچه براى استحاضه متوسطه غسل كرده باشد, بنابر احتياط بايد دوباره
براى كثيره غسل كند.
(مسأ له 2108) اگر
در بين نماز, استحاضه متوسطه تبديل به كثيره شود بايدنماز را رها كند
و غسل نمايد و بنابر
احتياط قبل از غسل وضو بگيرد و وظائف ديگر را نيز انجام دهد و همان
نماز را بخواند و اگر براى
هيچكدام از غسل ووضو وقت ندارد, بنابر احتياط دو بار تيمم نمايد,
يكى بدل از غسل و ديگرى بدل
از وضو و اگر براى يكى از آنها وقت ندارد بايد عوض آن تيمم
كند وديگرى را بجا
آورد ولى اگر براى تيمم هم وقت ندارد, بنابر احتياط نماز راتمام كند
و در خارج وقت قضا نمايد.
همچنين است اگر در بين نماز,استحاضه قليله به متوسطه يا كثيره
تبديل شود.
(مسأ له 2109) اگر
در بين نماز, خون , بند بيايد و مستحاضه نداند كه در باطن هم قطع شده
يا نه , چنانچه بعد از نماز
بفهمد قطع شده بوده , بنابر احتياط بايدوضو و غسل و نماز را دوباره
به جا آورد.
(مسأ له 2110) اگر استحاضه
كثيره , متوسطه شود, بايد براى نماز اول عمل كثيره و براى نمازهاى
بعد عمل متوسطه را
به جا آورد. مثلا اگر پيش از نمازظهر, استحاضه كثيره , متوسطه شود, بايد
براى نماز ظهر غسل كند
و بنابراحتياط وضو بگيرد و براى نماز عصر و مغرب و عشأ فقط وضو
بگيرد ولى اگر براى نماز
ظهر غسل نكند و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد, بايدبراى
نماز عصر غسل نمايد
و بنابر احتياط وضو بگيرد و اگر براى نماز عصرهم غسل نكند بايد براى
نماز مغرب غسل كند.
و اگر براى آن هم غسل نكند وفقط به مقدار نماز عشأ وقت داشته باشد
بايد براى عشأ غسل نمايد.
(مسأ له 2111) اگر پيش
از هر نماز, خون مستحاضه كثيره يا متوسطه قطع شود و دوباره جريان
پيدا كند, بنابر احتياط براى هر نماز بايد يك غسل به جا آورد,
ولى اگر بعد از غسل و پيش
از نماز قطع شود, چنانچه وقت تنگ باشد كه نتواند غسل كند و نماز
را در وقت بخواند,
بنابر احتياط بايد تيمم كند و نمازبخواند و همين طور است حكم وضو.
(مسأ له 2112) اگر استحاضه
كثيره , قليله شود, بايد براى نماز اول عمل كثيره وبراى نمازهاى
بعد عمل قليله را انجام
دهد, و نيز اگر استحاضه متوسطه , قليله شود بايد براى نماز اول , عمل
متوسطه و براى نمازهاى بعد عمل قليله را به جا آورد.
(مسأ له 2113) اگر
مستحاضه يكى از كارهايى كه بر او واجب است حتى عوض كردن پنبه را ترك
كند, نمازش باطل است .
(مسأ له 2114) مستحاضه اى
كه براى نماز وضو گرفته يا غسل كرده است بنابراحتياط نميتواند
در حال
اختيار كارى انجام دهد كه شرط آن وضو داشتن است مثل دست زدن به خط قرآن
ولى در حال ناچارى
جايز است و بايد بنابراحتياط براى اين كار بر حسب نوع استحاضه , وضو و
يا غسل و
وضو انجام دهد و وضو و يا غسلى كه براى نماز گرفته است كافى نيست .
(مسأ له 2115) اگر
مستحاضه غسلهاى واجب خود را بجا آورد چنانچه بين غسل و نماز فاصله
نينداخته
باشد, رفتن به مسجد و توقف در آن و خواندن سوره اى كه سجده واجب دارد و
نزديكى شوهر با
او جايز است . ولى اگر بين غسل و نماز فاصله انداخته باشد, بنابر احتياط
براى هر يك از
اين اعمال غسل جداگانه اى انجام دهد. و اگر غسلهاى واجب خود را انجام
ندهد بنابر احتياطنميتواند اعمال ذكر شده را انجام دهد.
(مسأ له 2116)
اگر زن در استحاضه كثيره يا متوسطه بخواهد پيش از وقت نماز, كارى كه
مشروط به
طهارت است انجام دهد, بايد غسل كند و وضو هم بگيرد. همچنين است بنابر
احتياط اگر شوهر بخواهد با او آميزش كند.
(مسأ له 2117) نماز آيات
بر مستحاضه واجب است و بايد براى نماز آيات وضو بگيرد و بنابر احتياط در
استحاضه متوسطه و كثيره غسل نيز بنمايد.
(مسأ له 2118) هرگاه در
وقت نماز يوميه , نماز آيات بر مستحاضه واجب شود, اگر چه بخواهد هر دو
را پشت سر هم به جا آورد, بايد
براى نماز آيات هم تمام كارهايى را كه براى نماز يوميه او واجب است
انجام دهد و بنابراحتياط نميتواند هر دو را با يك غسل و وضو بخواند.
(مسأ له 2119) بنابر احتياط,
مستحاضه نميتواند نماز قضا بخواند مگر نمازى كه وقت قضاى آن تنگ
شده باشد و بايد در اين
صورت براى هر نماز كارهايى را كه براى نماز ادا بر او واجب است به جا آورد
و
بنابر احتياط نميتواند به آنچه براى نماز ادا انجام داده است , اكتفا كند.
(مسأ له 2120) رفتن به
مسجدالحرام و مسجدالنبى (ص ) و توقف در مساجدديگرو خواندن سوره اى كه
سجده واجب دارد براى
مستحاضه اشكال ندارد,ولى آميزش شوهر با مستحاضه متوسطه يا كثيره
بنابر احتياط در صورتى
جايزاست كه غسل كند و چنانچه غسل كند اگر چه كارهاى ديگرى را كه
براى نمازواجب است مثل
وضو انجام نداده باشد, آميزش شوهر با او اشكال ندارد وچنانچه براى نماز
غسل كرده باشد, براى آميزش همان غسل كافى است .
(مسأ له 2121) هر خونى
كه از زن خارج شود و شرائط حيض و نفاس رانداشته باشد و مربوط به بكارت
يا زخم و جراحت
نباشد, بنابر احتياط خون استحاضه است و اگر شك داشته باشد كه خون استحاضه
است يا خونهاى ديگر,
چنانچه نشانه آنها را نداشته باشد خون استحاضه حساب ميشود.
نفاس
خونى كه همزمان با زايمان از زن دفع ميشود, تا ده روز
خون نفاس نام دارد وزن در فاصله آلودگى به خون نفاس بايد وظيفه زن حائض را انجام دهد.
شود, در فاصله اى كه زن
(مسأ له 2122) اگر خلقت جنين تمام نشده
باشد و به صورت خون بسته سقط خون ميبيند, بنابر احتياط تا ده روز بايد احتياط كند.
(مسأ له 2123) خون نفاس
ممكن است بعد از لحظه اى قطع شود ولى بيشتر ازده روز طول نميكشد.
(مسأ له 2124) هرگاه
شك كند كه سقط كرده است يا نه , لازم نيست وارسى كندو آن خون , خون
نفاس محسوب نميشود.
(مسأ له 2125) زنى كه
آلوده به خون زايمان است احكام حائض را دارد. بنابراين آميزش جنسى با او
و طلاق دادن
وى در آن حال حرام است . آنچه برحائض واجب يا مستحب يا حرام است , براى او
نيز همين احكام را دارد.
(مسأ له 2126) وقتى زن
از خون زايمان پاك ميشود بايد غسل كند و عبادتهاى خود را به جا آورد.
(مسأ له 2127) اگر از
خون زايمان پاك شود و بعد از چند روز پاكى مجدداخون ببيند در صورتيكه
مجموع روزهاى پاكى و ناپاكى
ده روز و يا كمتر باشددر ايام پاكى بايد احتياط كند و در ايام ناپاكى
نفاس است و اگر مجموع روزهاى
پاكى و ناپاكى ده روز بيشتر باشد در صورتى كه روزهائى كه خون
ديده بيشتر از ده روز
نباشد بايد در خون دوم احتياط كند و روزهائى كه خون نديده پاك است .
(مسأ له 2128) اگر خون
زايمان از ده روز بگذرد چنانچه در حيض عادت داردبه اندازه روزهاى عادت
نفاس و بقيه استحاضه
است و اگر عادت ندارد به مقدار عادت خويشان خود نفاس قرار دهد و تا ده
روز احتياط كند و
بقيه استحاضه است و بهتر است در روزهايى كه مستحاضه حساب ميشود تاهجدهم
كارهايى را كه بر حائض حرام است ترك كند.
(مسأ له 2129) زنى
كه عادت حيض او كمتر از ده روز است , اگر بيشتر ازروزهاى عادتش خون نفاس
ببيند, بايد به اندازه
روزهاى عادت خود, نفاس قرار دهد و بعد بنابر احتياط تا دو روز عبادت را ترك
كند و بعد از دو روز تا
روز دهم احتياط كند, پس اگر ناپاكى از ده روز بگذرد روزهاى عادتش نفاس
است و بقيه استحاضه و عبادتهائى كه به جا نياورده بايد قضا نمايد. (4)
(مسأ له 2130) زنى كه در
حيض عادت دارد اگر بعد از زاييدن تا يك ماه يابيشتر پى در پى خون ببيند,
به اندازه روزهاى
عادت او نفاس است و ده روزبعد اگر چه در روزهاى عادتش باشد, استحاضه است و
بعد از ده روز اگرخونى
كه ميبيند در روزهاى عادتش باشد و يا نشانه هاى حيض داشته باشد,حيض
است و در غير اين صورت
تا زمانى كه ممكن است بعد از ده روز از نفاس , خون حيض باشد, احتياط
كند و بعد از آن استحاضه است .
(مسأ له 2131) زنى كه در حيض
عادت ندارد اگر بعد از زايمان تا يك ماه يا بيشتر خون ببيند به مقدار
عادت خويشان خود نفاس قرار دهد و تا ده روزاحتياط كند
(5) و ده روز دوم استحاضه
است و خونى كه بعد از آن ميبيند اگرنشانه حيض داشته باشد حيض و اگر
نه , استحاضه است .
طلاق از آنجا كه پايه و اساس ازدواج و خانواده بر عشق و مودت است ,
و عشق ومودت اجباربردار نيست , اسلام بجاى ممنوع
كردن طلاق و مجبور كردن زن ومرد به ادامه زندگى زناشويى , اساس ازدواج
را چنان استحكام بخشيده
كه درعين آزاد گذاشتن طلاق , عملا طلاق ميان مسلمانان به مراتب از
ساير ملتهامخصوصا ملتهايى كه طلاق را ممنوع ميشمارند, كمتر است .
(مسأ له 2132
) طلاق دادن مكروه است و طلاق دادن زنى كه در حال بيمارى است كراهتش
شديدتر است .
(مسأ له 2133) اگر اختلاف زن
و شوهر بالا بگيرد بايد يك نفر از خانواده مردو يك نفر از خانواده زن
براى حل اختلاف انتخاب شوند و
زن و شوهر بايد به داورى آنها گردن بنهند. مثلا اگر آن دو نفر بگويند
مرد بايد خانه جداگانه اى تهيه
كند يا تا فلان تاريخ مهريه را به زن بدهد شوهر بايد بپذيرد.
(مسأ له 2134) مردى كه
زن خود را طلاق ميدهد بايد عاقل و بنابر احتياط بالغ باشد و به اختيار
خود طلاق دهد و نيز قصد
طلاق داشته باشد, بنابر اين اگر اورا مجبور كنند و يا به شوخى صيغه
طلاق را بگويد, طلاق صورت نميگيرد.
(مسأ له 2135) زن
بايد در وقت طلاق , از خون حيض و نفاس پاك باشد وشوهرش در آن پاكى يا در
حال نفاس يا حيض پيش از اين پاكى با او آميزش نكرده باشد.
(مسأ له 2136) طلاق در حال حيض يا نفاس در سه صورت صحيح است :
1. شوهرش بعد از ازدواج با او نزديكى نكرده باشد.
2. زن آبستن باشد و مرد
از آبستن بودن او مطلع باشد ولى اگر معلوم نباشد كه آبستن است و شوهر
در حال حيض طلاق
دهد و بعد بفهمد آبستن بوده است ,آن طلاق بنابر احتياط باطل است و بايد
دوباره
او را طلاق بدهد و تا طلاق نداده احتياط كند و با او نزديكى نكند.
3. مرد به جهت غايب بودن
نتواند يا برايش مشكل باشد كه از پاكى همسرش مطلع شود ولى در اين
صورت بنابر احتياط بايد صبر كند تا حداقل يك ماه ازجدا شدن آن دو بگذرد.
(مسأ له 2137) اگر زن را
از خون حيض پاك بداند و طلاقش دهد بعد معلوم شود كه موقع طلاق در
حال حيض بوده , طلاق
او باطل است و اگر او را درحيض بداند و طلاقش دهد بعد معلوم شود پاك
بوده طلاق او صحيح است .
(مسأ له 2138) اگر
مردى كه غايب است بخواهد زن خود را طلاق دهد چنانچه بتواند اطلاع پيدا
كند كه زن او در
حال حيض يا نفاس است بايد استعلام كند وچنانچه نتواند اطلاع پيدا كند
بايد بنابر احتياط حداقل
يك ماه صبر كند و بعدطلاق دهد و در صورت اول اگر او را طلاق دهد
و بعد معلوم شود
كه در حال حيض طلاق داده است , بايد دوباره طلاق دهد هر چند پاكى زن را از
روى علائمى كه در شرع معين شده , كشف كرده باشد.
(مسأ له 2139
) اگر با همسرش كه از خون حيض و نفاس پاك شده است آميزش كند و
سپس بخواهد
طلاق دهد, بايد صبر كند تا دوباره عادت شود وپاك شود. اما اگر يائسه
يا آبستن باشد و بعد از نزديكى طلاق بدهد طلاق صحيح است .
(مسأ له 2140) هرگاه
با زنى كه پاك است نزديكى كند و در همان پاكى طلاقش دهد اگر چه
بعد معلوم
شود موقع طلاق آبستن بوده است , بنابر احتياط بايددوباره او را طلاق دهد.
(مسأ له 2141
) اگر مرد بخواهد زن خود را كه به جهت مريضى يا هر دليل ديگر حيض
نميشود
طلاق دهد بايد از بعد از آخرين آميزش تا سه ماه صبركند و بعد طلاق دهد.
(مسأ له 2142)
طلاق بايد بنابر احتياط به عربى صحيح و با واژه ((طالق )) خوانده شود و
واجب است
دو مرد عادل آن را بشنوند و اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند
و اسم زن
او مثلا فاطمه باشد بايد بگويد : ((زوجتي فاطمة طالق )) و اگر ديگرى را
وكيل كند وكيل بايد بگويد : (( زوجة موكلى فاطمة طالق )).
(مسأ له 2143
) اگر مردى زنى را فريب دهد تا از شوهرش طلاق بگيرد و زن اوشود, طلاق
و ازدواج بعدى او صحيح است اما هر دو گناه بزرگى مرتكب شده اند.
(مسأ له 2144
) زنى كه شوهرش مفقود شده است اگر بخواهد با ديگرى ازدواج كند بايد
نزد مجتهد
عادلى برود و به دستور مخصوصى كه در شرع تعيين شده است عمل نمايد.
(مسأ له 2145)
اگر مردى زن خود را نزد دو نفر كه آنها را عادل ميداند طلاق دهد, كسى
كه آنها
را فاسق ميداند بنابر احتياط نبايد آن زن را براى خود ياديگرى عقد كند.
(مسأ له 2146
) زنى كه بطور موقت ازدواج كرده است , طلاق ندارد و جدا شدن از او به
اين
است كه مدت ازدواج تمام شود يا مرد بقيه مدت را به او ببخشد وشاهد گرفتن
و پاك بودن از حيض لازم نيست .
احكام عده عده طلاق
(مسأ له 2147) زن دائمى كه نه سال او تمام شده و يائسه
نيست اگر شوهرش بااو نزديكى كند و طلاقش دهد,
بعد از طلاق بايد عده نگه دارد يعنى به قدرى صبر كند كه دو مرتبه
حيض ببيند و
پاك شود و همين كه حيض سوم شروع شدعده او تمام ميشود و ميتواند
شوهر كند.
(مسأ له 2148) زن
يائسه و زنى كه شوهرش با او نزديكى نكرده باشد, ميتواندبعد از طلاق
فورا شوهر كند و لازم نيست عده نگه دارد.
(مسأ له 2149) زنى
كه حيض نميبيند اگر در سن زنهايى باشد كه حيض ميبينند, چنانچه
شوهرش
بعد از آميزش , او را طلاق دهد, بايد بعد از طلاق تاسه ماه عده نگهدارد.
(مسأ له 2150) زنى
كه عده او سه ماه است , اگر اول ماه طلاقش بدهند بايد سه ماه قمرى
يعنى از موقعى
كه ماه ديده ميشود تا سه ماه عده نگهدارد. و اگر دربين ماه طلاقش
بدهند, بايد باقى ماه را
با دو ماه بعد از آن و نيز كسرى ماه اول رااز ماه چهارم عده نگهدارد
تا سه ماه تمام
شود, مثلا اگر غروب روز بيستم ماه طلاقش بدهند و آن ماه بيست و نه
روز باشد بايد نه روز
باقى ماه را با دو ماه بعد از آن و بيست روز از ماه چهارم عده نگهدارد,
و بنابر احتياط از
ماه چهارم بيست و يك روز عده نگهدارد تا با مقدارى كه از ماه اول عده
نگهداشته سى روز شود.
(مسأ له 2151
) اگر زن آبستن را طلاق دهند, با به دنيا آمدن يا سقط شدن بچه ,عده او
تمام ميشود.
اما اگر بطور نامشروع آبستن شده باشد بنابر احتياط باوضع حمل , عده اش
تمام نميشود.
(مسأ له 2152)
زنى كه بطور موقت ازدواج كرده است اگر يائسه نباشد چنانچه مدت ازدواج
تمام شود يا شوهر
بقيه مدت را ببخشد بايد به مقدار دو حيض كامل يا دو پاكى (هر كدام
بيشتر است )
از ازدواج بعدى خوددارى كند و اگرحيض نمى بيند چهل و پنج روز بايد صبر
كند و اگر حامله
باشد بنابر احتياطبايد به مقدار 45 روز و يا وضع حمل (هر كدام كه
بيشتر باشد) عده نگهدارد.
(مسأ له 2153)
ابتداى عده طلاق از موقعى است كه خواندن صيغه طلاق تمامشود, چه
زن بداند طلاقش
داده اند يا نداند, پس اگر بعد از تمام شدن عده بفهمد كه او را طلاق
داده اند, لازم نيست دوباره عده نگهدارد.
(مسأ له 2154
) زنى كه رحمش را برداشته يا لوله هاى رحمش را بسته است نيزواجب است
عده نگه دارد.
عده فوت شوهر (مسأ له 2155) زنى كه شوهرش فوت كرده است اگر
آبستن نباشد بايد تا چهارماه و ده روز از شوهر
كردن خوددارى كند اگر چه يائسه يا صغيره يا متعه باشديا شوهرش با او
آميزش نكرده
باشد و اگر آبستن باشد بايد تا وضع حمل صبركند و اگر وضع حمل قبل
از چهار ماه و ده روز صورت گيرد بايد تا چهار ماه وده روز صبر كند.
(مسأ له 2156)
زنى كه در عده وفات است نبايد آرايش كند و سرمه بكشد يالباس زينتى
و يا رنگارنگ
بپوشد. ولى نظافت بدن و لباس , شانه كردن مو,گرفتن ناخن و حمام
رفتن مانعى ندارد.
(مسأ له 2157)
اگر زن يقين كند كه شوهرش مرده و بعد از تمام شدن عده وفات , شوهر
كند,
چنانچه معلوم شود شوهر او بعدا مرده است , بايد از شوهردوم جدا شود و در
صورتى
كه آبستن باشد, به مقدارى كه در عده طلاق گفته شد, براى شوهر دوم عده
طلاق و
بعد براى شوهر اول عده وفات نگهدارد واگر آبستن نباشد, براى شوهر اول
عده وفات
و بعد براى شوهر دوم عده طلاق نگهدارد و مبدأ عده وفات را از وقتى
حساب كند كه خبر صحيح فوت شوهربه او رسيده باشد.
(مسأ له 2158) در صورتى
كه شوهر غائب يا در حكم غائب باشد عده وفات اواز زمانى است كه زن
از مرگ شوهر مطلع ميشود.
بلكه در غير اين صورت هم بنابر احتياط از زمان اطلاع , عده را حساب
كند و در فاصله
زمان مرگ تا زمان اطلاع نيز بنابر احتياط احكام عده را مراعات كند.
(مسأ له 2159) اگر زن
بگويد عده ام تمام شده است در صورتى از او پذيرفته ميشود كه اولا مورد
اتهام نباشد بلكه بنابر
احتياط بايد مورد وثوق باشد و ثانيااز طلاق يا فوت همسرش به قدرى بگذرد
كه تمام شدن عده در آن مدت ممكن باشد.
طلاق بائن و طلاق رجعى (مسأ له 2160) طلاق بائن طلاقى است كه بعد از آن مرد حق
ندارد بدون عقدمجدد با زن ارتباط زناشوئى برقرار
كند و آن شش قسم است : طلاق زن كوچكتر از نه سال , طلاق زن يائسه , طلاق
زنى كه شوهرش
بعد از عقد با اوآميزش نكرده باشد, طلاق سوم , طلاق خلع و مبارات , طلاق
حاكم (درموردى كه مرد نه
هزينه زندگى زن را ميدهد و نه او را طلاق ميدهد). در غيراين موارد
مرد ميتواند تا وقتى
كه زن در عده است به او رجوع كند, طلاق درغير از موارد فوق را طلاق
رجعى گويند.
(مسأ له 2161) كسى
كه زنش را طلاق رجعى داده حرام است او را از خانه اى كه موقع طلاق در
آن خانه بوده بيرون كند
مگر در بعضى موارد ( مثل آنكه باديگران روابط نامشروع داشته باشد).
بر زن نيز حرام است براى كارهاى غيرضرورى از خانه بيرون رود.
رجوع كردن بعد از طلاق (مسأ له 2162) مرد با هر گفته يا عملى كه حاكى از رضايت مجدد او
به زندگى زناشوئى باشد ميتواند به همسرش رجوع كند و نيازى
به شاهد گرفتن نيست ولى اگر بعد از انقضأ عده بگويد در عده رجوع
كرده ام , لازم است اثبات نمايد.
(مسأ له 2163) مردى
كه زن خود را طلاق رجعى داده است اگر مالى از اوبگيرد تا در ازاى آن , حق
رجوع نداشته باشد حق رجوع
او از بين نميرود و آن مصالحه باطل است . اما اگر بر اين مصالحه كنند
كه كه رجوع نكند,
مصالحه صحيح است و اگر رجوع كند اشكال دارد و بايد احتياط ترك نشود.
(مسأ له 2164) اگر
زنى را دو بار طلاق دهد و به او رجوع كند يا دو بار طلاق دهد و بعد از هر
طلاق عقدش كند
يا بعد از يك طلاق رجوع كند و بعد ازطلاق ديگر عقد كند بعد از طلاق
سوم آن زن بر او حرام
ميشود ولى اگر بعد ازطلاق سوم با ديگرى ازدواج كند و از او جدا شود
با سه شرط شوهر اول ميتواند دوباره او را به عقد خود در آورد :
1. عقد شوهر دوم عقد دائم باشد.
2. شوهر دوم بالغ
باشد و با او از جلو آميزش كند به نحوى كه هر دو لذت ببرندو انزال
صورت گيرد.
3. طلاق يا عده وفات شوهر دوم تمام شود.
طلاق خلع (مسأ له 2165) زنى كه از شوهرش به حدى تنفر دارد كه
بيم دارد ادامه همسرى باعث ارتكاب گناه شود, اگر مهريه
يا مال ديگرى به شوهرش ببخشد كه او راطلاق دهد چنين طلاقى , طلاق
خلع نام دارد. براى چنين
طلاقى مرد بايد بنابراحتياط بگويد: زوجتى فاطمة خالعتها على ما
بذلت هى طالق .
(مسأ له 2166)
اگر زن , كسى را وكيل كند كه مهريه اش را به شوهر ببخشد,احتياط آن است
كه آن شخص از طرف مرد, وكيل در اجراى طلاق نشود.
طلاق مبارات (مسأ له 2167) اگر زن و شوهر هر دو يكديگر را نخواهند و زن
مالى به مردببخشد تا او را طلاق دهد آن طلاق را
مبارات گويند. براى چنين طلاقى , پس ازآنكه زن مالى را بذل نمود, مرد
بايد بنابر احتياط
بگويد: ((بارأ ت زوجتي فاطمة على مهرها فهى طا لق )) و در صورتى كه
وكيل گرفته باشد وكيل ميگويد:
((بارأ ت زوجة موكلي فا طمة على ما بذلت فهى طا لق )).
(مسأ له 2168)
صيغه طلاق خلع و مبارات , بنابر احتياط بايد به عربى صحيح باشد ولى آن
قسمت كه به عهده
زن است ميتواند به غير عربى باشد مثلا زن بگويد: براى طلاق مهريه ام
را به تو بخشيدم .
(مسأ له 2169) اگر
زن در بين عده طلاق خلع , يا مبارات از بخشش خودبرگردد, شوهر ميتواند
رجوع كند و بدون عقد مجدد او را زن خود قرار دهد.
(مسأ له 2170) مالى
را كه شوهر براى طلاق مبارات ميگيرد بنابر احتياط بايدكمتر از مهريه
باشد ولى در طلاق خلع اگر بيشتر باشد اشكال ندارد.
لعان مراسم نفرين زن و شوهر به يكديگر در حضور قاضى در پى اتهام
زنا از طرف شوهر به زن و يا انكار انتساب بچه به خود
(مسأ له 2171) مرد
حق ندارد به مجرد احتمال ياگمان و يا شايعه و يا حتى خبرشخص ثقه به
زن خود نسبت
زنا دهد, و يا فرزندى را كه از زن او متولد شده وممكن است از او باشد از
خود نفى كند.
و اگر به زن نسبت زنا داد در صورت شكايت زن بر او حد جارى ميشود; مگر
اينكه چهار
شاهد عادل بياورد و يانزد حاكم شرع ((لعان )) كند كه در اين صورت بر زن
حد زنا جارى ميشود.
ولى اگر در مقابل لعان مرد, زن نيز نزد حاكم شرع لعان كند حد از
او نيز برطرف ميشود.
(مسأ له 2172) لعان
براى اثبات زنا صحيح است و بايد نزد حاكم شرع انجام شود; ولى بنابر
احتياط براى انكار فرزند
نبايد لعان انجام شود. و كيفيت لعان در اوايل سوره ((نور)) بيان
شده است و شرايط و احكام آن نيز در كتابهاى مفصل آمده است .
(مسأ له 2173) پس از انجام لعان احكام زير بر آن جارى ميشود:
1ـ زن و شوهر از يكديگر جدا ميشوند.
2ـ زن بر اين مرد حرام ابدى ميشود.
3ـ حد از كسى كه لعان كرده برطرف ميشود.
4ـ اگر براى
انكار فرزند لعان انجام شود چون بر خلاف احتياط است بايدنسبت به محرميت
فرزند با مرد و خويشان
او و نيز نسبت به ارث بردن آنها ازيكديگر احتياط شود و با طلاق از
يكديگر جدا
شوند. ولى بين فرزند و مادر وخويشان مادرى نسبت خويشى ثابت است و از
يكديگر ارث ميبرند.
پاورقى
1- آية الله شبيرى زنجانى . -2- زن قرشى
زنى است كه نسب او از طرف پدر به نضربن مالك كه يكى از اجداد پيامبر
اكرم6 است , برسد. بنابراين زنان سيده همه قرشى هستند.
3- راجع
به وزن دينار شرعى در بين محققان اختلاف نظر وجود دارد و آنچه ذكر شد
موافق با احتياط است .
4- در اين مسأ له احتياط بين همه فتاوا ممكن نيست
5- بعضى فقها ميگويند بايد ده روز اول را نفاس قرار دهد.
 
|