|
 
معاشرت
با مسلمانان و غيرمسلمانان
روابط
مسلمانان با هم بايد بر اساس برادرى و رعايت حقوق و حيثيت يكديگر
باشد. مدارا و اظهار محبت به عموم
مردم يك اصل اساسى در روابطاجتماعى است , در آموزه هاى دينى , مدارا با
مردم و اظهار محبت
به همگان ,رأ س عقل و نيمى از ايمان شمرده شده است . در روابط با غير
مسلمانان نيزبايد رفتار انسانى و معاشرت نيكو داشت . (1)
(مسأ له 1732) بر
مسلمانان لازم است روابط اجتماعى خود را از امورى همچون : غيبت , تهمت ,
حسد, تكبر, تجسس ,
دروغ , تملق , مكر و خدعه ,رشوه , سؤ ظن , فتنه انگيزى , خيانت , نفاق ,
استهزا, تضييع حقوق يكديگر وظلم پاك گردانند.
(مسأ له 1733) آزار رساندن
به مسلمان ـ به هر شكلى كه باشد ـ و نيز توهين وتضعيف و هتك
او حرام است ,
و در بعضى از روايات احترام ((مسلمان )) ازاحترام ((كعبه )) بالاتر شمرده شده
و اذيت و آزار او
در رديف جنگ با خدا قرارگرفته است . بنابراين بر همگان لازم است كه حرمت
يكديگر
را نگاه داشته , ازتوهين و هتك و استهزاى يكديگر شديدا بپرهيزند.
(مسأ له 1734) مسافرت
به كشورهاى غير اسلامى و اقامت در آنجا جهت تحصيل علوم روز يا
تجارت و كسب و كار جايز
است ; به شرط آنكه اطمينان داشته باشد در عقيده و عمل او انحرافى
صورت نميگيرد. بنابراين
كسى كه درآن مكانها اقامت گزيده اگر بيم داشته باشد كه خود يا زن
و فرزندانش انحراف پيدا
كنند, بر اوست كه به سرزمينى كه از خطر انحراف در امان است هجرت
نمايد.
(مسأ له 1735)
كسانى كه در كشور غير اسلامى اقامت دارند خوب است با كفاربر اساس اخلاق
اسلامى معاشرت كنند#138 نيز ميتوانند
با زنان اهل كتاب به طورموقت ازدواج كنند و براى كفار
به شكل اجاره , وكالت و
امثال آن كار كنند; به شرط آنكه مستلزم انجام حرام يا موجب ضررى
براى
خود يا ساير مسلمانان يا كشورهاى اسلامى و يا عزت دولت كفر نباشد.
(مسأ له 1736
) كسى كه در كشور غير اسلامى اقامت دارد واجب است در حدقدرت و توان از
اسلام و تهاجمات وارده بر
آن با مراعات شرايط و مراتب امربه معروف و نهى از منكر دفاع نمايد,
همچنين واجب است با مراعات شرائطزير كفار را به اسلام دعوت نمايد:
1. اينكه حكومت اسلامى
به خاطر مصالح مهمترى دعوت و تبليغ به اسلام رادر بلاد كفر موقتا
ممنوع نكرده باشد.
2. اينكه
صلاحيت و اهليت و نيز قدرت تبليغ اسلام در مناطق كفر را داشته باشد.
3. اينكه مفسده مهمى پيش نيايد.
(مسأ له 1737) چنانچه
تبليغ اسلام مستلزم دادن قرآن به دست كفار است وهتكى در بين نباشد
مانعى نداد.
(مسأ له 1738) معاشرت
سالم با كفارى كه در حال جنگ با مسلمانان نيستند وايجاد رابطه هاى
فرهنگى , سياسى ,
تجارى و اقتصادى با آنها از طرف دولت اسلامى يا اشخاص تا زمانى كه خوف
تقويت كفر و ترويج فساد
و انحراف فكرى يا عملى و ايجاد سلطه از ناحيه آنان بر مسلمانان و
كشور اسلامى در بين نباشد
اشكال ندارد; ولى رابطه با كفارى كه در حال جنگ با مسلمانان
ميباشندـ مخصوصا اگر موجب تقويت آنان شود ـ جايز نيست .
(مسأ له 1739) معاشرت و
رابطه با غير مسلمانان نيز بايد مطابق با مقررات اسلامى باشد, بنابر اين
بايد از كارهايى همچون
تخلف از قرارداد و وعده ها,غش در معامله , كم فروشى , خيانت در امانت ,
اجحاف و نظاير آن خوددارى شود.
كسى كه در بين غير مسلمانان
زندگى ميكند بايد از هرگونه رفتار و كردارى كه موجب بدبينى
به اسلام يا هتك اسلام و مذهب شيعه ميشود, خوددارى كند.
(مسأ له 1740) در
روايات اسلامى نسبت به وفاى به عهد و قراردادها سفارش اكيد شده است ;
از جمله
در نهج البلاغه آمده است كه حضرت امير(ع ) خطاب به مالك اشتر فرمودند:
((...با دشمن خود نيزاگر عهد
و پيمانى منعقد نمودى به آن پايبند باش و از مكر و نقض عهد با او
پرهيز كن ; و بدان كه در
بين فرائض الهى چيزى كه مردم با همه اختلافاتشان بيشتر بر آن توافق
داشته باشند مهمتراز وفاى به عهد نميباشد))
(2). بنابراين كليه تعهدات
و قراردادهاى منعقد بين اشخاص و حتى بين دولتها يا ميان آنها و
اشخاص بايد محترم
شمرده شود, ونقض يك طرفه آنها بدون مجوز شرعى و نيز اعمال مكر و
خدعه جايز نيست ;همچنين
كليه تعهدات دولت اسلامى با دولتهاى كافر غير حربى كه در جهت
مصلحت اسلام و
مسلمانان منعقد شده باشد محترم خواهد بود. ولى اگرقرارداد يا تعهدى
بر اساس مكر و
خدعه و استعمار كشور اسلامى از سوى دولت استعمارگر تحميل شده باشد عمل
به آن تعهد و قرارداد لازم نيست ,بلكه در مواردى لغو آن واجب ميباشد.
(مسأ له 1741) هيچ مسلمانى
نبايد نسبت به مسائل و مشكلات ساير مسلمانان بيتفاوت باشد, و به
اندازه تمكن و توان خود
موظف است در اصلاح اموردينى و دنيايى ديگران اقدام نمايد. از رسول
خدا(ص ) نقل شده است كه فرمودند:
((كسى كه به امور مسلمانان اهتمام نورزد مسلمان نيست )).
(مسأ له 1742) گره گشايى
از كار مسلمانان و حل مشكلات آنها به خصوص برآوردن حاجت نيازمندان
از مستحباتى است
كه بسيار به آن سفارش شده است و كمتر موضوعى تا اين حد مورد توجه دين
قرار گرفته است . در بعضى روايات
آمده است : كسى كه براى حل مشكل برادر مسلمانش تلاش ميكند
همچون كسى
است كه در جنگ بدر و احد در خون خود غلتديده باشد(3). ازسوى ديگر نسبت به
كسى كه مسلمان حاجتمند
را براند و با وجود اينكه ميتواند مشكل وى را حل كند بيتفاوت بماند,
وعده عذاب داده شده است .
(مسأ له 1743) ارشاد
جاهل واجب است يعنى اگر كسى ببيند مسلمانى در اثربياطلاعى از احكام
شرعى مثلا با بچه داد
و ستد ميكند و يا براى وصول طلب خود به بدهكار تنگدست فشار ميآورد,
بايد حكم شرعى را
براى او بيان كندو در صورت بيتوجهى نوبت به نهى از منكر خواهد رسيد.
اما ارشاد جاهل نسبت
به موضوعات واجب نيست , يعنى اگر ببينيم كسى با لباس نجس يا پشت
به قبله نماز ميخواند واجب نيست به او اطلاع دهيم (4).
(مسأ له 1744) در معاشرت
بايد حقوق شرعى و آزاديهاى مشروع افرادمسلمان محترم شمرده شود
; بنابر اين اظهار نظرهاى علمى و
اجتماعى و نيزتشكلهاى صنفى و غيرصنفى نبايد ممنوع يا محدود
گردد; و هرگونه محدوديتى
در اين زمينه در حكم تجاوز به حقوق افراد خواهد بود.
(مسأ له 1745) در مجلس
گناه از هر قبيل و به هر شكل كه باشد نبايد شركت كرد; و اگر انسان
احتمال ندهد جايى
كه از او دعوت كرده اند, مجلس گناه باشدو پس از شركت متوجه شود كه مجلس
گناه است , چنانچه نتواند
نهى از منكرنمايد يا نهى او مؤثر نباشد بايد مجلس را ترك كند.
(مسأ له 1746) هرگونه ارتباط
با فرقه هاى گمراه و منحرف مثل بهائى و وهابى اگر موجب ترويج و
تقويت آنها باشد جايز نيست و بايد معاشرت با آنها راقطع كرد.
(مسأ له 1747)
تجسس از مسائل شخصى و خانوادگى حتى از مفاسد اخلاقى افراد. توسط هر شخص
يا ارگان جايز نيست ,
و اشاعه فحشا حرام است ;همچنين گوش دادن به مكالمات اشخاص توسط
شنود يا به هر شكل ديگر ونيز
كنترل نامه هاى شخصى و پيگيرى از عيوب و خطاها و لغزشهاى شخصى
افراد حرام است , و مرتكب
آن بايد نهى شود و در صورت اصرار بر آن بايدتوسط محكمه صالح تعزيز
گردد. از رسول خدا(ص ) نقل شده كه فرمودند:
((هر كس به سخن
ديگران بدون رضايت آنان گوش دهد در روز قيامت در دوگوش او سرب ريخته
ميشود))(5).
(مسأ له 1748) اگر
كسى بر اثر تجسس , بر رازى از رازهاى زندگى داخلى مردم آگاه شود نبايد آن را
افشا كند; و اگر آن را افشا
كند و موجب زيان مالى ياآبرويى به كسى شود, صرف نظر از گناهى كه
كرده بايد آن زيان را جبران نمايد.
معاشرت با ارحام (مسأ له 1749) حفظ پيوند خويشاوندى واجب است . بنابر اين بايد
با رفت ومد, احوالپرسى , دلجويى , رسيدگى آو دادرسى از ارحام , اين پيوند را حفظنمود.
(مسأ له 1750) قهر و
متاركه و بياعتنايى به ارحام در صورتى كه قطع رحم حساب شود, جايز نيست
هر چند اهل گناه
و معصيت باشند مگر آنكه وظيفه نهى از منكر منحصر به متاركه باشد.
(مسأ له 1751) خويشاوندان
سببى جزو ارحام حساب نميشوند, هرچندسزاوار است با آنها نيز معاشرت
نيكو داشت .
(مسأ له 1752) رفت و آمد با
كسانى كه نماز نميخوانند اگر موجب ارشاد وتشويق آنها به نماز باشد
اشكال ندارد بلكه مطلوب
است ولى اگر به هيچوجه تحت تأ ثير قرار نميگيرند ترك رابطه بهتر است .
معاشرت با پدر و مادر (مسأ له 1753) حفظ احترام پدر و مادر و رعايت ادب در صحبت كردن
با آنان لازم است و هرگونه رفتار و گفتارى كه باعث اذيت يا بياحترامى به آنها باشدحرام است .
(مسأ له 1754) قهر كردن
با پدر يا مادرى كه با مقدسات اسلام مخالفند قطع رحم بوده و جايز نيست
;
مگر آنكه وظيفه نهى از منكر منحصر به چنين عكس العملى باشد.
(مسأ له 1755) بنابر
احتياط اطاعت از پدر و مادر ـ در غير از واجبات ومحرمات ـ واجب است ; و
مخالفت آنان اگر موجب آزار و بياحترامى به آنان شود حرام است .
(مسأ له 1756) كار مستحبى
كه پدر يا مادر از آن نهى كرده اند اگر انجامش باعث آزار و اذيت آنان شود
تركش واجب است بلكه بنابر احتياط مطلقا بايدآن كار را ترك كرد.
(مسأ له 1757) آنچه در
اطاعت پدر و مادر واجب است اين است كه فرزند باآنها معاشرتى نيكو داشته
باشد و بيش از اين واجب نيست .
(مسأ له 1758) فرزند ميتواند
به گونه اى كه پدر و مادرش آزرده نشوند ازدخالتهائى كه در مسائل
حياتى و مهم زندگى او ميكنند جلوگيرى كند.
(مسأ له 1759) بنابر احتياط,
جايز نيست فرزندان , بدون اجازه وارد اطاق يامحلى شوند كه پدر و مادر
به تنهايى در آنجا هستند, پدر
يا مادر نيز نبايد بدون اجازه وارد اطاق يا محلى شوند كه فرزندشان با
همسر خود در آنجا هستند.
(مسأ له 1760) فرزندى كه بر
او لازم است پدر و مادر خود را امر به معروف يانهى از منكر كند اگر از
تأ ثيرآن نااميد است تكليفى ندارد.
پاورقى
1ـ در حديث است كه و ان جالسك يهودى فاحسن مجالسته يعنى
حتى بايهودى بايد رفتار انسانى و نيكو داشت .
2ـ نهج البلاغه , نامه 53.
3ـ بحارالانوار, ج 78, باب 24, ص 281, روايت 1.
4ـ مگر در موضوعاتى
كه اسلام نسبت به آنها عنايت خاصى دارد مثل حفظجان و ناموس مردم .
5ـ وسائل الشيعه , كتاب الامربالمعروف
و نهى عن المنكر, باب 18 از ابواب فعل المعروف , حديث 2.
 
|