انفال يا ثروتهاى خداداد چون حكومت اسلامى مسئول اداره جامعه , تأ مين زندگى درماندگان و ناتوانان و عهده دار تبليغ تعاليم دين است , ثروتهايى مثل جنگلها, مراتع ,معادن و غيره در اختيار دولت اسلامى قرار داده شده است تا در راه مصالح جامعه مصرف شود و به اين ترتيب , سرمايه هاى طبيعى كشور كه جز خداوندكسى كارى بر روى آن انجام نداده است , از دستبرد و انحصار سرمايه داران رها شود و همگان از آن بهرمند شوند.
اين روش نقطه مقابل روشهاى طاغوتى است كه اينگونه ثروتهاى طبيعى رادر انحصار خود و طبقه اشراف در ميآورند.
قرآن ميفرمايد نبايد وضعيت به گونه اى باشد كه اموال تنها در دست ثروتمندان دور بزند ((كيلا يكون دولة بين الاغنيأ منكم )).
(مسأ له 1500) انفال عبارتند از: 1ـ زمينهاى موات و زمينهايى كه صاحبان آنها, از آنها اعراض كرده باشند.
2ـ كوهها, دره ها, جنگلها و نيزارهاى طبيعى .
3ـ درياها و سواحل آن و رودخانه هاى بزرگ .
4ـ معادن .
5ـ اموال برجسته و گرانبهايى كه متعلق به شاهان بوده و در جنگ به دست مسلمانان آمده باشد.
6ـ غنيمتهايى كه در جنگهاى بدون اجازه امام معصوم يا حكومت صالح اسلامى به دست آمده باشد.
7ـ زمينهايى كه از كفار بدون جنگ وخونريزى در اختيار مسلمانان قرارميگيرد.
8ـ اموال كسانى كه از دنيا ميروند و وارث ندارد.
تفصيل موارد بالا در كتابهاى فقهى بيان شده است .
(مسأ له 1501) در صورت تحقق دولت اسلامى جامع الشرايط, بنابر احتياطاستخراج معادن و گنجها و استفاده از جنگلها و اموال عمومى بايد با اجازه آن باشد.
(مسأ له 1502) انفال يكى از مهمترين منابع مالى و اقتصادى حكومت اسلامى است و حفظ آن از هرگونه تجاوز و آفت وزيان طبيعى و غير طبيعى وظيفه همه مردم بخصوص حكومتها ميباشد بنابراين در استفاده افراد از آن و يافروش آن توسط حكومتها به ديگران ـ مخصوصا به اجانب ـ بايد كاملامصلحت عموم مردم ملاحظه گردد.