|
 
ناپاك ماندن تا اذان صبح
مواردى كه مستحب است از چيزهايى كه روزه را باطل ميكند پرهيز
نمود
چيزهايى كه براى روزه دار مستحب يا مكروه است
روزه
روزه آن است كه انسان به خاطر خدا از اذان صبح تا مغرب از چيزهائى كه
روزه را باطل ميكند خوددارى كند
نيت روزه
(مسأ له 1199) لازم نيست انسان نيت روزه را از قلب خود بگذراند
يا مثلابگويد فردا را روزه ميگيرم , بلكه همين
قدر كه براى انجام فرمان خداونداز اذان صبح تا مغرب كارى كه روزه
را باطل ميكند انجام
ندهد كافى است , و براى آن كه يقين كند تمام اين مدت را روزه بوده ,
بايد مقدارى پيش
از اذان صبح ومقدارى هم بعد از مغرب از انجام كارى كه روزه را باطل
ميكند خوددارى نمايد.
(مسأ له 1200)
بنابر احتياط در هر شب از ماه رمضان بايد براى روزه فرداى آن نيت كند, و
بهتر است كه شب اول ماه نيت روزه همه ماه را بنمايد.
(مسأ له 1201) وقت نيت روزه ماه رمضان از اول شب است تا اذان صبح .
(مسأ له 1202)
وقت نيت روزه مستحبى از اول شب است تا موقعى كه به اندازه نيت كردن
به مغرب وقت مانده
باشد كه اگر تا اين وقت كارى كه روزه راباطل ميكند انجام نداده باشد
و نيت روزه مستحبى كند روزه او صحيح است .
(مسأ له 1203) وقت
نيت روزه واجب غير معين مانند روزه قضا يا كفاره واجب تا ظهر است
بلكه اگر پيش
از ظهر تصميم نداشته باشد يا ترديد داشته باشد چنانچه كارى كه روزه را
باطل ميكند انجام نداده باشد و پيش از ظهر نيت كند, روزه صحيح است .
(مسأ له 1204)
كسى كه پيش از اذان صبح بدون نيت روزه خوابيده است , اگرپيش از ظهر
بيدار شود
و نيت كند, روزه او صحيح است چه روزه او واجب باشد چه مستحب . ولى در ماه
رمضان اگر بدون نيت
خوابيده باشد اگر چه پيش از ظهر بيدار شود و نيت روزه كند بنابر احتياط
بايد آن روز را روزه بگيرد و
قضاى آن را هم بگيرد. و اگر بعد از ظهر بيدار شود, نميتواند نيت روزه
واجب نمايد ولى اگر
ماه رمضان باشد بايد بدون نيت وجوب يا استحباب بقيه روز را امساك كند و
قضاى آن را بگيرد.
(مسأ له 1205) اگر بخواهد
غير روزه رمضان روزه ديگرى بگيرد بايد آن را معين نمايد, مثلا نيت
كند كه روزه قضا يا روزه نذرميگيرم .
ولى در ماه رمضان لازم نيست نيت كند كه روزه ماه رمضان
ميگيرم , بلكه اگر نداند
ماه رمضان است يا فراموش نمايد, و روزه ديگرى را نيت كند روزه ماه
رمضان حساب ميشود.
مگر اينكه روزه براى ميت گرفته باشد كه در اين صورت روزه براى ماه
رمضان حساب نميشود و صحت آن روزه اى كه گرفته محل اشكال است .
(مسأ له 1206) اگر مثلا
به نيت روز اول ماه روزه بگيرد, بعد بفهمد دوم يا سوم بوده , روزه او
صحيح است .
(مسأ له 1207) اگر
پيش از اذان صبح نيت روزه كند و بعد بيهوش يا مست شودو در بين روز به
هوش آيد
بنابر احتياط بايد روزه آن روز را تمام نمايد و قضاى آن را نيز بگيرد.
(مسأ له 1208)
اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بخوابد و بعد ازمغرب بيدار شود, روزه اش
صحيح است .
(مسأ له 1209) اگر نداند
يا فراموش كند كه ماه رمضان است و پيش از ظهرملتفت شود چنانچه
كارى كه روزه را باطل
ميكند انجام داده باشد, روزه او باطل است و اگر بعد از ظهر ملتفت شود
كه ماه رمضان است ,
بنابر احتياط روزه او باطل است ولى بايد تا مغرب كارى كه روزه را باطل
ميكند انجام ندهد و بعد
از رمضان , آن روزه را قضا نمايد. همچنين است بنابر احتياط اگر پيش از
ظهر ملتفت شود وكارى كه روزه را باطل ميكند انجام نداده باشد.
(مسأ له 1210) اگر نوجوان
پيش از اذان صبح بالغ شود بايد روزه بگيرد و اگر بعد از اذان و پيش از
ظهر بالغ شود و كارى كه
روزه را باطل ميكند انجام نداده باشد بنابر احتياط آن روز را روزه بگيرد
و بعدا قضاى آن را نيز بگيرد.
(مسأ له 1211) كسى
كه براى به جا آوردن روزه ميتى نايب شده است , اگر ((به اميد ثواب )) روزه
مستحبى بگيرد, اميد است مأ جور باشد.
(مسأ له 1212) كسى
كه روزه قضا يا روزه واجب ديگرى دارد نميتواند روزه مستحبى بگيرد و
چنانچه فراموش
كند و روزه مستحب بگيرد درمستحب بگيرد در كه پيش از ظهر يادش بيايد
روزه مستحبى و بهم ميخورد
او ميتواند نيت خود را به روزه قضاى ماه رمضان يا روزه نذرى
خودش برگرداند و اگر
بعد از ظهر ملتفت شود روزه او بنابر احتياط باطل است و اگر بعد از مغرب
يادش بيايد معلوم نيست روزه اش صحيح باشد.
(مسأ له 1213) اگر نذر كرده باشد كه
روز معينى را روزه بگيرد, چنانچه عمداتا اذان صبح نيت نكند, روزه اش
باطل است , و اگر نداند كه روزه
آن روز براو واجب است يا فراموش كند و پيش از ظهر يادش بيايد كارى كه
روزه را باطل ميكند, انجام نداده
باشد و بدون تأ خير نيت كند روزه اوبعد از ظهر يادش بيايد بنابر احتياط
نيت كند و آن روز را تمام نمايد وقضاى آن را نيز بجا آورد.
(مسأ له 1214) اگر مريض در ماه رمضان
از اذان صبح كارى كه روزه را باطل ميكند انجام نداده باشد چنانچه
بعد از ظهر خوب شود روزه آن
روز بر او واجب نيست و بايد قضاى آن را به جا آورد و تا مغرب امساك كند
ولى اگرپيش از ظهر خوب شود بنابر
احتياط بايد نيت روزه نمايد و آن روز راروزه بگيرد و قضاى آن را نيز
به جا آورد.
(مسأ له 1215) روزى كه
انسان شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان ,واجب نيست روزه بگيرد و اگر
بخواهد روزه بگيرد نميتواند نيت روزه ماه رمضان
نمايد. ولى اگر نيت روزه قضا و مانند آن بنمايد و بعد معلوم
شود رمضان بوده از رمضان حساب ميشود.
(مسأ له 1216) روزى را كه شك دارد
آخر شعبان است يا اول رمضان , اگر به نيت روزه قضا يا روزه مستحبى و
مانند آن روزه بگيرد
و در بين روز بفهمدكه ماه رمضان است , بايد نيت روزه رمضان كند.
(مسأ له 1217) هرگاه در ماه رمضان
يا هر روزه واجب معين ديگر, از نيت روزه برگردد, يا مردد شود كه روزه
بگيرد يا نه , بنابر احتياط روزه اش باطل
ميشود, همچنين اگر نيت كند چيزى كه روزه را باطل ميكند بجا
آورد, مثلا تصميم
بر خوردن غذا بگيرد, روزه اش باطل ميشود, هر چنداصلا غذا هم نخورد.
(مسأ له 1218) در روزه مستحب
و روزه واجب نذرى كه وقت آن معين نيست ,اگر قصد كند كارى كه روزه
را باطل ميكند انجام دهد يا مردد
شود كه به جا آورد يا نه , و به جا نياورد, در روزه واجب تا پيش از ظهر و
در روزه
مستحب تا پيش از غروب دوباره ميتواند نيت كند و روزه او صحيح است .
چيزهايى كه روزه
را باطل ميكند
(مسأ له 1219)
نه چيز روزه را باطل ميكند. 1- خوردن و آشاميدن . 2- جماع . 3- خود
ارضايى (انسان با خود يا ديگرى كارى كند كه منى از او بيرون آيد).
4- دروغ بستن به خدا و پيغمبر(ص )
و يا يكى از امامان (ع ) و نيز بنابراحتياط دروغ بستن به جضرت زهرا(س )
و ساير پيامبران و جانشينان آنان .
5- رساندن غبار به حلق .
6- فرو بردن تمام سر در آب بنابر احتياط.
7- باقيماندن بر جنابت , حيض و نفاس تا اذان صبح .
8- اماله كردن با چيزى روان .
9- قى كردن .
خوردن
و آشاميدن (مسأ له 1220) اگر روزه دار عمدا
چيزى بخورد يا بياشامد, روزه او باطل ميشود, چه خوردن و آشاميدن آن
چيز معمول باشد مثل
نان و آب , چه معمول نباشد مثل خاك و شيره درخت , و چه كم باشد يا زياد.
(مسأ له 1221) اگر موقعى كه مشغول
غذا خوردن است بفهمد صبح شده ,بايد لقمه را از دهان بيرون آورد و
چنانچه عمدا فروببرد روزه اش باطل است
و به دستورى كه بعدا گفته خواهد شد كفاره هم بر او واجب ميشود.
(مسأ له 1222) اگر روزه دار سهوا چيزى بخورد, روزه اش باطل نميشود.
(مسأ له 1223) بنابر احتياط روزه دار
بايد از تزريق آمپولهاى تقويتى , دارويى و انواع سرمها خوددارى كند,
ولى تزريق آمپولى كه عضو را
بى حس ميكند, اشكال ندارد. پس اگر روزه دار مريض باشد و روزه براى او ضرر
نداشته باشد ولى ناچار باشد در
روز آمپول دارويى تزريق كند, بايد پس اززدن آمپول , روزه آن روز را تمام
كند و بنابر احتياط قضاى آن را هم بجاآورد.
(مسأ له 1224) اگر روزه دار
چيزى را كه لاى دندان مانده است عمدا فرو ببرد,روزه اش باطل ميشود.
(مسأ له 1225) كسى كه ميخواهد روزه
بگيرد, لازم نيست پيش ازاذان دندانهايش را خلال كند, ولى اگر بداند
غذايى كه لاى دندان مانده در روزفرو
ميرود, احتياط آن است كه خلال نمايد و اگرخلال نكند, در صورتيكه
چيزى از آن فرو رود, روزه اش باطل
ميشود و اگر فرو نرود, بايد روزه راتمام كند و قضايش را هم بگيرد.
(مسأ له 1226) فرو بردن آب دهان روزه
را باطل نميكند ولى بنابر احتياطنبايد اخلاط سر و سينه را كه به
فضاى دهان رسيده است فرو برد.
(مسأ له 1227) اگر روزه دار اتفاقا
به قدرى تشنه شود كه بترسد از تشنگى بميرد واجب است به اندازه اى كه از
مردن نجات پيدا كند آب بياشامدولى
روزه او باطل ميشود, و اگر ماه رمضان باشد, بايد در بقيه روز از به جا
آوردن كارى كه روزه را باطل ميكند خوددارى نمايد.
(مسأ له 1228) جويدن غذا براى بچه يا
پرنده و چشيدن غذا و مانند اينها كه معمولا به حلق نميرسد, اگر چه
اتفاقا به حلق برسد, روزه را باطل
نميكند,ولى اگر انسان از اول بداند كه به حلق ميرسد روزه اش باطل
ميشود,هر چند بنابر احتياط به
حلق نرسد و بايد قضاى آن را بگيرد و اگر به حلق رسيده كفاره هم بر او
واجب است .
(مسأ له 1229) انسان نميتواند براى
ضعف , روزه را بخورد, ولى اگر ضعف اوبقدرى است كه معمولا نميشود
آن را تحمل كرد, خوردن روزه اشكال ندارد.
آميزش جنسى
(مسأ له 1230)
آميزش جنسى با زن , روزه را باطل ميكند, اگر چه فقط به اندازه ختنه گاه
داخل شود و منى هم بيرون نيايد ولى اگر به مقدارختنه گاه
داخل نشود و منى هم بيرون نيايد روزه باطل نميشود.
(مسأ له 1231) اگر قصد ملاعبه داشته
باشد و شك كند كه به اندازه ختنه گاه داخل شده يا نه روزه او صحيح
است ولى اگر قصد آميزش داشته باشد وبداند
كه جماع , روزه را باطل ميكند و شك كند كه به اندازه ختنه گاه
داخل شده است يا نه ,
بنابر احتياط روزه او باطل است و لازم است قضانمايد ولى كفاره ندارد.
(مسأ له 1232) اگر فراموش كند كه روزه
است و آميزش نمايد, يا او را به آميزش مجبور نمايند, به طورى كه از
اختيار او خارج باشد, روزه او باطل نميشود,
ولى چنانچه در بين آميزش يادش بيايد, يا ديگر مجبور نباشد,
بايد فورا از حال آميزش خارج شود, و اگر خارج نشود, روزه او باطل است .
استمنأ (خود ارضايى )
(مسأ له 1233
) اگر روزه دار با خود يا ديگرى غير از آميزش كارى كند كه منى از
او بيرون آيد روزه اش باطل ميشود. ز اگر بياختيار منى از او بيرون
آيد, روزه اش باطل نيست . ولى اگر كارى كند كه بى اختيار منى از او
بيرون آيد, روزه اش باطل ميشود.
(مسأ له 1235) هرگاه روزه دار بداند
كه اگر در روز بخوابد محتلم ميشود يعنى در خواب منى از او بيرون
ميآيد, بنابر احتياط نبايد بخوابد مگر
اينكه به زحمت و مشقت بيفتد كه در اين صورت ميتواند در روز بخوابد
ولى بايدآن روزه را تمام كند و بنابر احتياط قضا نمايد.
(مسأ له 1236) اگر روزه دار
در حال بيرون آمدن منى از خواب بيدار شود, واجب نيست از بيرون آمدن آن
جلوگيرى كند.
(مسأ له 1237) روزه دارى كه محتلم
شده است ميتواند ادرار و استبرا كند ولى اگر غسل كرده و بداند با اين
كار منى از مجرا بيرون ميآيد,
بنابر احتياطنبايد ادرار و استبرا يا كارى كند كه موجب خروج منى شود.
(مسأ له 1238) روزه دارى كه
محتلم شده اگر بداند منى در مجرا مانده و درصورتى كه پيش از غسل ادرار
نكند بعد از
غسل منى از او بيرون ميآيد, بنابر احتياط بايد پيش از غسل ادرار كند.
(مسأ له 1239) اگر به قصد بيرون آمدن منى
كارى بكند اگر چه منى از اوبيرون نيايد بنابر احتياط بايد روزه را
تمام كند و قضا هم بنمايد.
(مسأ له 1240) اگر روزه دار بدون قصد
بيرون آمدن منى با كسى بازى وشوخى كند چنانچه اطمينان دارد كه
منى از او خارج نميشود اگر اتفاقامنى
بيرون آيد روزه او صحيح است ولى اگر اطمينان ندارد درصورتى كه
منى از او بيرون آيد, بنابر احتياط روزه اش باطل است .
دروغ بستن به خدا و پيامبر(ص )
(مسأ له 1241) اگر
روزه دار با گفتن يا نوشتن يا اشاره و مانند آن به خدا يا پيامبر اكرم
يا يكى از امامان و يا ساير انبيأ و جانشينان آنها عمدا نسبت دروغ
بدهد اگر چه فورا بگويد دروغ گفتم يا توبه كند, بنابر احتياط روزه
او باطل است و نسبت دروغ دادن به حضرت زهرا(س ) نيز همين حكم را دارد.
(مسأ له 1242) اگر بخواهد خبرى
را كه نميداند راست است يا دروغ , نقل كند, بنابر احتياط بايد از كسى كه
آن خبر را گفته , يا از كتابى كه آن خبردر آن نوشته شده نقل نمايد.
(مسأ له 1243) اگر چيزى را به اعتقاد
اين كه راست است از قول خدا يا پيغمبرنقل كند و بعد بفهمد دروغ
بوده , روزه اش باطل نميشود.
(مسأ له 1244) اگر بداند دروغ بستن
به خدا و پيغمبر روزه را باطل ميكند وچيزى را كه ميداند دروغ است
به آنان نسبت دهد و بعدا بفهمد آنچه
راگفته راست بوده , بنابر احتياط بايد روزه را تمام كند و قضاى آن را
هم بگيرد.
(مسأ له 1245) اگر دروغى را كه
ديگرى ساخته عمدا به خدا و پيغمبر وجانشينان پيغمبر نسبت دهد, بنابر
احتياط روزه اش باطل ميشود
ولى اگراز قول كسى كه آن دروغ را ساخته نقل كند اشكال ندارد.
(مسأ له 1246) اگر از روزه دار بپرسند
كه آيا پيغمبر(ص ) چنين مطلبى فرموده اند و او جايى كه در جواب بايد
بگويد نه , عمدا بگويد بلى , يا جايى كه
بايد بگويد بلى , عمدا بگويد نه , بنابر احتياط روزه اش باطل ميشود.
(مسأ له 1247) اگر از قول خدا يا
پيغمبر حرف راستى را بگويد, بعد بگويددروغ گفتم يا در شب دروغى را به
آنان نسبت دهد و فرداى آن
روز كه روزه است بگويد آنچه را ديشب گفتم راست است , روزه اش باطل ميشود.
استنشاق
غبار غليظ (مسأ له 1248) رساندن غبار يا
دود غليظ به حلق روزه را باطل ميكند چه غبار چيزى باشد كه خوردن آن
حلال است مثل آرد گندم يا
غبار چيزى باشد كه خوردن آن حرام است مثل خاك . غبار غير غليظ نيز بنابر
احتياطنبايد به حلق برسد.
(مسأ له 1249) اگر در اثر وزش باد,
غبار غليظى پيدا شود و انسان با اين كه متوجه است , مواظبت نكند و به
حلق برسد, بنابر احتياط روزه اش باطل ميشود.
(مسأ له 1250) بنابر
احتياط روزه دار بايد از دود سيگار و ساير دخانيات وبخار غليظ پرهيز كند
.
(مسأ له 1251) اگر اطمينان داشته
باشد كه غبار يا بخار يا دود به حلق نميرسد و اتفاقا به حلق برسد روزه اش
صحيح است . همينطور است اگر
فراموش كند كه روزه است و در اثر فراموشى غبار يابخار يا دود به حلق
برساند
فرو بردن سر در آب (مسأ له 1252) اگر روزه دار
عمدا تمام سر را در آب فرو ببرد, اگرچه باقى بدن او از آب بيرون باشد, بنابر
احتياط روزه اش باطل ميشود و بايد
قضاى آن را بگيرد و در جائى كه اتمام روزه واجب است , بنابر احتياط بايد
آن را تمام كند ولى اگر تمام
بدن و مقدارى از سر را در آب فرو ببرد ولى مقدارى از سر بيرون آب باشد روزه
باطل نميشود
اما اگر فقط مقدارى از موهايش بيرون آب باشد روزه اش باطل ميشود.
(مسأ له 1253) اگر نصف سر را يك
دفعه و نصف ديگر آن را دفعه ديگر در آب فرو ببرد, به طورى كه در يك
زمان همه سر داخل آب نباشد, روزه اش باطل نميشود.
(مسأ له 1254) اگر قصد داشته
باشد كه تمام سر را زير آب فرو ببردو شك كندكه تمام سر زير آب رفته است
يانه , بنابر
احتياط روزه اش باطل است ولى اگر چنين قصدى نداشته باشد روزه اش صحيح است .
(مسأ له 1255
) احتياط آن است كه روزه دار سر را در گلاب و آبهاى مضاف ديگر فرو نبرد.
(مسأ له 1256) اگر روزه دار بى
اختيار در آب بيفتد و تمام سر او را آب بگيرد,يا فراموش كند كه روزه است
و سرش را در آب فرو ببرد, روزه او باطل نميشود.
(مسأ له 1257) اگر با اطمينان به اينكه
آب سر او را فرا نميگيرد خود را درآب بيندازد و آب تمام سر او را فرا
بگيرد, روزه اش اشكال ندارد ولى
اگرعادتا با پريدن در آب سرش زير آب ميرود و با توجه به اين مطلب خود را
در آب بيندازد, بنابر احتياط روزه اش باطل ميشود.
(مسأ له 1258) اگر فراموش كند
كه روزه است و سر را در آب فرو ببرد, ياديگرى به زور سر او را در آب فرو
برد, چنانچه در زير آب يادش
بيايدكه روزه است , يا آن كس دست خود را بردارد, بايد فورا سر را بيرون آورد,
و چنانچه بيرون نياورد, بنابر احتياط روزه اش باطل ميشود.
(مسأ له 1259) اگر فراموش
كند كه روزه است و به نيت غسل سر را در آب فرو برد, روزه و غسل او صحيح
است .
(مسأ له 1260) اگر بداند كه روزه
است و عمدا براى غسل سر را در آب فرو بردچنانچه روزه او روزه مستحب يا
چنانچه روزه او روزه مستحب يا روزه
واجبى باشد كه مثل روزه كفاره وقت معينى ندارد غسل صحيح و روزه
باطل است . ولى اگر واجب معين
يا روزه رمضان باشد غسل و روزه او بنابر احتياط باطل است و اگر در حال
خارج شدن از آب , نيت غسل كند, غسل او بنابر احتياط باطل است .
(مسأ له 1261) اگر براى
آن كه كسى را از غرق شدن نجات دهد سررا در آب فرو برد, اگر چه نجات دادن او
واجب باشد, بنابر احتياط روزه اش باطل ميشود.
(مسأ له 1262) زن روزه دار علاوه
بر اينكه بايد سر خود را در آب نكند, بنابراحتياط از نشستن در آب نيز بايد
خوددارى كند.
ناپاك ماندن تا اذان صبح (مسأ له 1263) اگر جنب عمدا تا اذان
صبح غسل نكند, يا اگر وظيفه او تيمم است عمدا تيمم ننمايد, بنابر
احتياط روزه اش باطل است .
(مسأ له 1264) اگر در روزه غير
ماه رمضان و قضاى آن مثل روزه هاى واجبى كه مثل ماه رمضان وقت آن
معين است عمدا تا اذان صبح غسل
نكند بنابراحتياط روزه اش باطل است و بايد هم روزه بگيرد و هم قضاى
آن را.
(مسأ له 1265) كسى كه
جنب است چنانچه در شب ماه رمضان عمدا غسل نكند تا وقت تنگ شود معصيت
كرده است و بنابر احتياط بايد تيمم
كندو روزه بگيرد و قضاى آن را نيز به جا آورد و در قضاى روزه ماه
رمضان كه وقتش تنگ شده است بنابر
احتياط بايد تيمم كند و روزه بگيرد و عوض آن را هم به جا آورد و در
قضاى موسع , روزه باطل است .
(مسأ له 1266) اگر جنب در ماه
رمضان غسل را فراموش كند و بعد از يك روزيادش بيايد, بايد روزه آن روز
را قضا نمايد و اگر بعد از چند روز يادش
بيايد,بايد روزه هر چند روزى را كه يقين دارد جنب بوده قضا نمايد
مثلا
اگرنميداند سه روز جنب بوده يا چهار روز, بايد روزه سه را قضا كند.
(مسأ له 1267) كسى كه در شب ماه
رمضان براى هيچ كدام از غسل و تيمم وقت ندارد, اگر خود را جنب كند,
بنابر احتياط روزه اش باطل است و
قضاو كفاره بر او واجب ميشود, ولى اگر براى تيمم وقت دارد, چنانچه
خود راجنب كند, اگر چه تيمم كند باز
هم روزه او بنابر احتياط باطل است و قضا و كفاره دارد و بايد روزه آن
روز را هم تمام كند.
(مسأ له 1268) اگر گمان كند كه
به اندازه غسل وقت دارد و خود را جنب كندو بعد بفهمد وقت تنگ بوده
است چنانچه تيمم كند روزه اش
صحيح است اما اگر بدون جستجو از وقت , گمان كند وقت دارد و بعد بفهمد
وقت تنگ بوده
و با تيمم روزه بگيرد بنابر احتياط بايد قضاى آن را به جا آورد.
(مسأ له 1269) هرگاه جنب در
شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود اگراطمينان داشته باشد كه اگر دوباره
بخوابد براى غسل بيدارميشود, ميتواندبخوابد
و اگر احتمال بدهد كه بيدار ميشود نبايد بخوابد و در هر دو
صورت اگر بخوابد و تا اذان صبح بيدار
نشود, بنابر احتياط بايد قضاى روزه را بگيردو بنابر احتياط كفاره نيز
بدهد.
(مسأ له 1270) كسى كه در شب
ماه رمضان جنب است و ميداند يا اطمينان دارد كه اگر بخوابد پيش از اذان
صبح بيدار ميشود چنانچه تصميم
داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند و با اين تصميم بخوابد و تا اذان
خواب بماند, بنابر احتياط بايد روزه اش را بگيرد و نيز قضا كند.
(مسأ له 1271) كسى كه در شب
ماه رمضان جنب است و ميداند يا احتمال ميدهد كه اگر بخوابد پيش از اذان
صبح بيدار ميشود, چنانچه نخواهدبعد
از بيدار شدن غسل كند, يا ترديد داشته باشد كه غسل كند, در صورتى
كه
بخوابد و بيدار نشود, بنابر احتياط روزه اش باطل است و قضا و كفاره دارد.
(مسأ له 1272) اگر جنب در شب ماه
رمضان بخوابد و بيدار شود و بداند يااحتمال بدهد كه اگر دوباره بخوابد
پيش از اذان صبح بيدار ميشود
وتصميم هم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند, چنانچه دوباره
بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود, بنابر
احتياط بايد روزه آن روز بنابراحتياط بايد روزه آن روز را قضا كند
و بنابر احتياط كفاره نيز بدهد و
اگر ازخواب دوم بيدار شود و براى مرتبه سوم بخوابد و تا اذان بيدار نشود,
بنابراحتياط هم قضأ و هم كفاره لازم است .
(مسأ له 1273) خوابى را كه
درآن محتلم شده است بنابر احتياط بايد خواب اول حساب كرد ولى اگر در بيدارى
جنب شده باشد خوابى كه پس از
آن واقع ميشود خواب اول است و حكم خواب چهارم يا بيشتر, همانندخواب
سوم است .
(مسأ له 1274)
اگر روزه دار در روز محتلم شود بهتر است فورا غسل كند ولى واجب نيست .
(مسأ له 1275) هرگاه در ماه رمضان
بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيندمحتلم شده , اگر چه بداند پيش از اذان
محتلم شده , روزه او صحيح است .
(مسأ له 1276) كسى كه در وسعت
وقت ميخواهد قضاى روزه ماه رمضان رابگيرد هرگاه جنب باشد و تا اذان
صبح جنب بماند اگر چه از روى
عمدنباشد, بنابر احتياط روزه او باطل است و اگر وقت قضاى روزه ماه
رمضان تنگ باشد بنابر احتياط واجب , روزه آن روز و قضاى آن را نيز بگيرد.
(مسأ له 1277) كسى كه ميخواهد
قضاى روزه رمضان را بگيرد اگر بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم
شده و بداند پيش از اذان
محتلم شده است ,چنانچه وقت قضاى روزه تنگ است مثلا پنج روز روزه قضاى
رمضان داردو پنج روز هم به رمضان
مانده است , بنابر احتياط بايد آن روز را روزه بگيرد و بعد از رمضان هم
قضاى آن را به جا آورد و اگر وقت قضاى روزه تنگ نيست روزه اش باطل است .
(مسأ له 1278) غير از روزه
رمضان و قضاى آن اگر در روزه واجب ديگرى (چه وقت آن معين باشد و چه
نامعين ) تا اذان صبح جنب بماند
اگر چه عمدى نباشد بنابر احتياط بايد روزه اش را بگيرد و قضاى آن را هم
بجا آوردو اگر
مانند روزه نذر, كفاره هم داشته باشد, بنابر احتياط كفاره هم واجب است .
(مسأ له 1279) اگر زن پيش از اذان
صبح از حيض يا نفاس پاك شود و عمداغسل نكند يا اگر وظيفه اش تيمم
است تيمم نكند روزه اش باطل است
و كفاره هم دارد ولى در غير روزه ماه رمضان و قضاى آن , اگر تا اذان
صبح عمدا غسل نكند بنابر احتياط روزه اش باطل است .
(مسأ له 1280) اگر زن پيش
از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى غسل وقت نداشته باشد, چنانچه
بخواهد روزه ماه رمضان يا روزه واجب معين
ديگرى بگيرد, بايد تيمم نمايد و بنابر احتياط بايد تا اذان صبح
بيدار بماند و همچنين است حكم جنب در صورتى كه وظيفه اش تيمم باشد.
(مسأ له 1281) اگر زن در ماه
رمضان نزديك اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى هيچكدام از غسل
و تيمم وقت نداشته باشد يا
بعد از اذان بفهمد كه پيش از اذان پاك شده , روزه او صحيح است ولى اگر در
وسعت وقت قضاى رمضان را گرفته باشد روزه اش اشكال دارد.
(مسأ له 1282) اگر زن بعد
از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود, يا دربين روز خون حيض يا نفاس
ببيند, اگر چه نزديك مغرب باشد, روزه اوباطل است .
(مسأ له 1283) اگر زن غسل حيض يا
نفاس را فراموش كند و بعد از يك روز ياچند روز يادش بيايد, روزه هايى
را كه گرفته بنابر احتياط بايد قضا كند.
(مسأ له 1284) اگر زن پيش
از اذان صبح در ماه رمضان از حيض يا نفاس پاك شود و در غسل كردن كوتاهى
كند و تا اذان غسل نكند و در تنگى
وقت تيمم هم نكند, روزه اش باطل است . ولى چنانچه كوتاهى نكند مثلا
منتظرباشد كه آب حمام گرم شود, اگر
چه سه مرتبه بخوابد و تا اذان غسل نكند,در صورتى كه تيمم كند روزه
او صحيح است و
اگر تيمم نكند, بنابر احتياطهم روزه بگيرد و هم قضاى آن را بجا آورد.
(مسأ له 1285) اگر زنى كه در
حال استحاضه است , غسلهاى خود را به تفصيلى كه در احكام مستحاضه گفته
شد به جا آورد, روزه او صحيح است .
(مسأ له 1286) كسى كه جايى
از بدن خود را به بدن ميت رسانده , ميتواندبدون غسل مس ميت روزه بگيرد,
و اگر در حال روزه هم ميت
را لمس نمايد, روزه او باطل نميشود ولى براى نماز بايد غسل كند.
اماله كردن
(مسأ له 1287)
اماله كردن با چيز روان اگر چه از روى ناچارى و براى معالجه باشد روزه
را باطل ميكند, ولى استعمال شيافهاى غير روان كه
براى معالجه است , اشكال ندارد, و احتياط آن است كه از استعمال شيافهايى
كه براى كيف كردن
است مثل شياف ترياك يا براى تغذيه از اين مجرااست ,خوددارى نمايند.
قى كردن
(مسأ له 1288) هرگاه روزه دار عمدا قى كند ـ اگر چه در اثر مرض و مانند
آن ناچار باشد ـ روزه اش باطل ميشود ولى اگر
سهوا يا بى اختيار قى كنداشكال ندارد ولى نبايد آن را عمدا فرو ببرد.
(مسأ له 1289) اگر در شب چيزى
بخورد كه ميداند در اثر خوردن آن , در روز بى اختيار قى ميكند, بنابر
احتياط روزه آن روز را قضا نمايد.
(مسأ له 1290) اگر روزه دار
بتواند از قى كردن خوددارى كندچنانچه براى او ضرر و مشقت نداشته باشد,
بنابر احتياط بايد
(مسأ له 1291) اگر سهوا چيزى را
فرو ببرد و بعد يادش بيايد كه روزه است چنانچه به قدرى پائين برود كه
نتواند آن را بيرون آورد روزه اش صحيح
است و اگر بتواند آن را بيرون آورد بايد بيرون آورد و اگر در اين حال
فرو ببرد, بنابر احتياط روزه اش باطل
است ولى بقيه روز را روزه بگيرد وقضاى آن روز را بجا آورد و كفاره
هم بدهد.
(مسأ له 1292) اگر يقين داشته
باشد يا احتمال بدهد كه با آروغ زدن ,چيزى از گلوى او بيرون بيايد, بنابر
احتياط نبايد عمدا آروغ بزند.
(مسأ له 1293) اگر آروغ بزند و بدون
اختيار چيزى در گلو يا دهانش بيايد,بايد آن را بيرون بريزد و اگر بى
اختيار فرو رود, روزه اش صحيح است .
احكام مبطلات روزه
(مسأ له 1294
) اگر انسان عمدا و از روى اختيار كارى كه روزه راباطل ميكند
انجام دهد روزه او باطل ميشود و چنانچه از روى عمد نباشد اشكال
ندارد ولى بقأ بر جنابت در چهار مورد باعث بطلان روزه ميشود هر چند
عمدى نباشد.
1. بقأ بر جنابت در خواب دوم به بعد ( در خواب دوم بنابراحتياط).
2. در قضاى ماه رمضان بنابر احتياط.
3. اگر غسل جنابت را فراموش كند و بعد از چند روز يادش بيايد.
4. اگر براى خنك شدن يا بى جهت آب در دهان بگرداند و بى اختيارفرو رود.
(مسأ له 1295) اگر روزه دار سهوا يكى از
كارهايى كه روزه را باطل ميكندانجام دهد و به خيال اين كه روزه اش
باطل شده عمدا دوباره يكى ازآنها را به جا آورد, روزه او باطل ميشود.
(مسأ له 1296) اگر چيزى به زور
در گلوى روزه دار بريزند, يا سر اورا به زوردر آب فرو برند, روزه او باطل
نميشود. ولى اگرمجبورش كنند كه روزه خود
را باطل كند مثلا به او بگويند اگرغذا نخورى ضرر مالى ياجانى
به تو
ميزنيم و خودش براى جلوگيرى از ضرر چيزى بخورد, روزه او باطل ميشود.
(مسأ له 1297) روزه دار نبايد جايى
برود كه ميداند يا احتمال ميدهد كه اگر آنجا برود, چيزى در گلويش
ميريزند يا مجبورش ميكنند كه
خودش روزه اش را باطل كند و اگر برود و با او آنگونه رفتار شود روزه اش
باطل ميشود بلكه اگر تصميم بگيرد
به آنجا برود, بنابر احتياط روزه اش باطل ميشود اگر چه از تصميمش
منصرف شود ولى بايد بنابر
احتياط روزه آن روزرا اگر واجب است تمام كند و قضاى آن را نيز بگيرد.
كفاره
روزه (مسأ له 1298) اگر در شب ماه
رمضان , جنب شود و بخوابد و بيدارنشود,بنابر احتياط بايد قضاى آن روز را
بگيرد. ولى اگر كارديگرى كه روزه را
باطل ميكند, عمدا انجام دهد, در صورتى كه بداند آن كار روزه راباطل
ميكند, قضا و كفاره بر او واجب ميشود.
و در خواب دوم و ياسوم اگر بيدار نشود بنابر احتياطكفاره بدهد.
(مسأ له 1299) اگر در اثر ندانستن مسأ له
كارى انجام دهد كه روزه راباطل ميكند, چنانچه ميتوانسته مسأ له را
ياد بگيرد, بنابراحتياط ثابت
ميشود و اگر نميتوانسته مسأ له را يادبگيرد, كفاره بر او واجب نيست .
(مسأ له 1300) كسى كه كفاره روزه
ماه رمضان بر او واجب است بايد دوماه روزه بگيرد يا شصت فقير را سير
كند يا به هر كدام يك مد كه بنابر احتياط
تقريبا 900 گرم است گندم يا جو و ماننداينها را بدهد و به جاى گندم
ميتواند مقدار نانى بدهد كه گندم آن
به اندازه يك مد است وچنانچه اينها برايش مقدور نباشد,بنابر احتياط
بايد هجده روز روزه بگيرد و هر چند مد كه ميتواند
به فقرا طعام بدهد. و اگر نميتواند روزه بگيرد, بنابراحتياط
بايد به مقدارى كه ميتواند صدقه بدهد واگر
هيچ نميتواند بايد استغفار كند اگر چه مثلا يكبار بگويد استغفر الله
بنابراحتياط هر وقت بتواند كفاره
را بدهد و اگر مقدارى از آن را داده , بنابراحتياط بايد تكميل نمايد.
(مسأ له 1301) كسى كه ميخواهد دو ماه
كفاره روزه ماه رمضان را بگيرد,بنابر احتياط بايد سى و يك روز آن را
پى در پى بگيرد وشروع كند كه
در بين سى و يك روز, روزى باشد كه مانند عيد قربان , روزه آن حرام است و
اگر بقيه آن پى در پى نباشد, اشكال ندارد.
(مسأ له 1302) كسى كه بايد پى در پى
روزه بگيرد اگر در بين آن بدون عذر يك روز روزه نگيرد, يا وقتى شروع
كند كه در بين آن به روزى
برسد كه روزه آن واجب است , مثلا به روزى برسد كه نذر كرده آن روز را روزه
بگيرد, بايد روزه ها را از سر بگيرد.
(مسأ له 1303) اگر در بين روزهايى
كه بايد پى در پى روزه بگيردعذرى مثل حيض يا نفاس , يا سفرى كه در
رفتن آن مجبوراست , براى
او پيش آيد, بعد از برطرف شدن عذر, واجب نيست روزه ها را از سر بگيرد بلكه
بقيه را بعد از برطرف شدن عذر به جا ميآورد.
(مسأ له 1304) اگر به چيز حرامى
روزه خود را باطل كند, چه آن چيز اصلا حرام باشد مثل شراب و زنا, يا به
جهتى حرام شده باشد, مثل آميزش
در حال حيض , بنابر احتياط كفاره جمع بر اوواجب ميشود يعنى بايد دو
ماه روزه بگيرد و شصت فقير راسير كند,
يا به هر كدام آنها يك مد كه بنابر احتياط تقريبا 900گرم است , گندم
يا جو و مانند اينها را بدهد و چنانچه
هر دوبرايش ممكن نباشد هر كدام آنها را كه ممكن است بايد انجام دهد.
(مسأ له 1305) اگر روزه دار دروغى
را به خدا و پيغمبر(ص )نسبت دهد, بنابر احتياط كفاره جمع كه تفصيل
آن در مسأ له پيش گفته شد بر او واجب ميشود.
(مسأ له 1306) اگر روزه دار در يك
روز ماه رمضان , چند مرتبه آميزش كند, بنابر احتياط براى هر دفعه , يك
كفاره بر او واجب ميشود. و
اگر آميزش او حرام باشد, بنابر احتياط براى هر مرتبه يك كفاره جمع بر او
واجب ميشود و خود ارضايى هم همين حكم را دارد.
(مسأ له 1307) اگر روزه دار در يك روز
ماه رمضان چند مرتبه غيراز آميزش و خود ارضايى , كار ديگرى كه روزه
را باطل ميكندانجام دهد براى همه آنها يك كفاره كافى است .
(مسأ له 1308) اگر روزه دار مرتكب
آميزش حرام شود و بعد باهمسر خود آميزش كند, بنابر احتياط يك كفاره
جمع و يك كفاره تخييرى بر او واجب است .
(مسأ له 1309) اگر روزه دار با كار
حلال مثل آب آشاميدن روزه اش را باطل كند و بعد كار ديگرى كه حرام است
و روزه راباطل ميكند مرتكب شود بنابر
احتياط بايد براى هر كدام يك كفاره بدهد يعنى هم كفاره جمع و هم
كفاره تخييرى .
(مسأ له 1310) اگر روزه دار آروغ
بزند و چيزى در دهانش بيايدچنانچه عمدا آن را فرو ببرد, روزه اش باطل است
و بايد قضاى آن را بگيرد و كفاره بر
آن واجب ميشود, و اگر خوردن آن چيزحرام باشد, مثلا موقع آروغ زدن , خون
يا غذايى كه از صورت غذا بودن خارج شده ,
به دهان او بيايد و عمدا آن را فرو برد, بايدقضاى آن روزه را بگيرد و
بنابر احتياط كفاره جمع هم بر اوواجب است .
(مسأ له 1311) اگر نذر كند كه روز معينى
را روزه بگيرد, چنانچه در آن روز عمدا روزه خود را باطل كند, بايد دو
ماه پى در پى روزه بگيرد يا به شصت
فقير طعام بدهد. و اگر روزه گرفتن راانتخاب كند, بنابر احتياط بايد ده
فقير را نيز سير كند و يا آنها رابپوشاند و اگر نتواند
به ده فقير غذا بدهد و يا آنها را بپوشاند, دوماه روزه پى در پى
كافى است .
(مسأ له 1312) اگر روزه دار شك كند
كه مغرب شده است يا به گفته كسى كه اعتمادى به گفته او نيست افطار
كند و بعد بفهمدمغرب نبوده است قضا و كفاره بر او واجب ميشود.
(مسأ له 1313) كسى كه عمدا روزه
خود را باطل كرده , اگر بعد ازظهر مسافرت كند, يا پيش از ظهر براى فرار
از كفاره سفر نمايد,كفاره از او ساقط نميشود.
بلكه اگر قبل از ظهر مسافرتى براى او پيش آمد كند, بنابر احتياط
كفاره بر او واجب است .
(مسأ له 1314) اگر عمدا روزه خود را باطل
كند, و بعد عذرى مانند حيض يا نفاس يا مرض براى او پيدا شود, بنابر
احتياطكفاره بر او واجب ميشود.
(مسأ له 1315) اگر يقين كند كه روز اول
ماه رمضان است و عمداروزه خود را باطل كند بعد معلوم شود كه آخر
شعبان بوده كفاره بر او واجب نيست .
(مسأ له 1316) اگر انسان شك كند كه
آخر رمضان است يا اول شوال و عمدا روزه خود را باطل كند, بعد معلوم
شود اول شوال بوده كفاره بر او واجب نيست .
(مسأ له 1317) اگر روزه دار در ماه
رمضان با زن خود كه روزه داراست , آميزش كند, چنانچه زن را مجبور كرده
باشد, كفاره روزه خودش و بنابراحتياط
كفاره روزه زن را بايد بدهد, و اگر زن به آميزش راضى بوده , بر هر كدام
يك كفاره واجب ميشود. و اگرزنى شوهر
روزه دار خود را مجبور كند كه آميزش نمايد, يا كارديگرى كه روزه را
باطل ميكند انجام دهد, واجب نيست كفاره روزه شوهر را بدهد.
(مسأ له 1318) اگر روزه دار در ماه
رمضان , با زن خود كه روزه داراست آميزش كند, چنانچه طورى زن را مجبور
كرده باشد كه ازخود اختيارى نداشته
باشد و در بين آميزش زن راضى شود,بنابر احتياط بايد مرد دو كفاره و
زن يك كفاره بدهد, و اگر زن بااراده
و اختيار عمل كند اگر چه با اكراه باشد و در بين آميزش راضى شود, مرد
بايد كفاره خودش
و بنابر احتياط كفاره زن را بدهد و بنابر احتياط زن هم يك كفاره بدهد.
(مسأ له 1319) اگر روزه دار در
ماه رمضان با زن روزه دار خود كه خواب است آميزش نمايد, يك كفاره بر او
واجب ميشود وروزه زن صحيح است و كفاره هم بر او واجب نيست .
(مسأ له 1320) اگر مرد, زن خود را مجبور
كند كه غير از آميزش كار ديگرى كه روزه را باطل ميكند به جا آورد,
كفاره زن را نبايدبدهد و بر خود زن هم واجب نيست .
(مسأ له 1321) كسى كه به خاطر مسافرت
يا مرض روزه نميگيرد, نميتواند زن روزه دار خود را مجبور به آميزش
كند,ولى اگر او را مجبور نمايد بنابر احتياط بايد كفاره زن را بدهد.
(مسأ له 1322) انسان نبايد در به جا آوردن
كفاره كوتاهى ومسامحه كند, ولى لازم نيست فورا آن را انجام دهد.
(مسأ له 1323) اگر كفاره بر انسان
واجب شود و چند سال آن را به جا نياورد, چيزى بر آن اضافه نميشود.
(مسأ له 1324) كسى كه بايد براى
كفاره يك روز, شصت فقير راطعام بدهد, اگر به شصت فقير دسترسى دارد,
نبايد به هر كدام ازآنها بيشتر از يك مد
كه بنابر احتياط تقريبا 900 گرم است طعام بدهد, يا يك فقير را بيشتر از
يك مرتبه سير نمايد, ولى چنانچه اطمينان
داشته باشد كه فقير طعام را به عيالات خود ميدهد يا به آنها
ميخوراند, ميتواند براى هر يك از عيالات
فقير اگر چه صغير باشند يك مد به آن فقير بدهد. ولى بنابر احتياط
سهم هركدام را جدا
از سهم ديگران ندهد, بلكه همه را روى هم بريزد ويك جا تحويل دهد.
(مسأ له 1325) كسى كه قضاى روزه
رمضان را گرفته است , اگربعد از ظهر عمدا كارى كه روزه را باطل كند
انجام دهد, بايد به ده فقير هر كدام يك
مد طعام بدهد و اگر نميتواند, بنابر احتياطسه روز پى در پى روزه بگيرد
و همچنين است بنابر احتياط اگراين
كار را قبل از ظهر كرده باشد در صورتيكه از شب نيت روزه داشته باشد.
(مسأ له 1326) اگر كسى عملى كه روزه را باطل
ميكند به جانياورد ولى نيت روزه نكند يا ريا كند يا قصد كند
كه روزه نباشديا
قصد كند كارى كه روزه را باطل ميكند انجام دهد روزه اش قضا دارد.
(مسأ له 1327) اگر در ماه رمضان بدون
اينكه تحقيق كند صبح شده يا نه , كارى كه روزه را باطل ميكند انجام
دهد, بعد معلوم شود صبح بوده يا
بعد از تحقيق , شك يا گمان پيدا كند كه صبح شده است و كارى كه روزه را
باطل كند انجام دهد بعد معلوم شود
صبح بوده , بنابر احتياط قضاى آن روزه بر او واجب است و روزه آن روز را
هم بايد تمام كند.
(مسأ له 1328) اگر با اعتماد به گفته كسى
كه ميگويد صبح نشده كارى كه روزه را باطل ميكند انجام دهد بعد
معلوم شود صبح بوده است , قضاى آن روزه بر او واجب است .
(مسأ له 1329) اگر كسى بگويد صبح شده
و انسان باور نكند ياگمان كند او شوخى ميكند و كارى كه روزه را
باطل ميكند
انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده , قضاى آن روزه بر او واجب است .
(مسأ له 1330) اگر در هواى صاف ,
يقين كند كه مغرب شده است و افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده
است قضاى آن روزه براو واجب
است و اگر شك داشته باشد كه مغرب شده است يا نه و افطار كند, كفاره هم
واجب ميشود.
(مسأ له 1331) اگر براى خنك شدن
يا بى جهت آب در دهان بگرداند و بياختيار فرو رود, قضاى آن روزه بر او
واجب است ولى اگر فراموش كند
كه روزه است و آب را فرو دهد يا براى وضوى نماز واجب مضمضه كند و
بياختيار فرو رود قضأ براو واجب نيست .
(مسأ له 1332) اگر غير آب چيز ديگرى
را در دهان ببرد وبياختيار فرو رود يا آب داخل بينى كند و بياختيار
فرو رود,قضا بر او واجب نيست .
(مسأ له 1333) مضمضه زياد براى
روزه دار مكروه است و اگر بعداز مضمضه بخواهد آب دهان را فرو ببرد, بهتر
است سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد.
(مسأ له 1334) اگر انسان بداند كه در
اثر مضمضه , بياختيار يا ازروى فراموشى آب وارد گلويش ميشود, نبايد
مضمضه كند.
(مسأ له 1335) اگر در ماه رمضان , بعد
از نظر كردن به افق يقين كندكه صبح نشده و كارى كه روزه را باطل
ميكند انجام دهد, بعدمعلوم شود صبح بوده قضا لازم نيست .
(مسأ له 1336) اگر انسان شك كند كه
مغرب شده يا نه , نميتواندافطار كند, ولى اگر شك كند كه صبح شده
يانه , پيش از تحقيق هم ميتواند كارى
كه روزه را باطل ميكند انجام دهد اما اگرمعلوم شود صبح بوده بنابر
احتياط بايد روزه آن روز را تمام كندو قضاى آن را نيز بگيرد.
روزه قضا (مسأ له 1337) اگر ديوانه
عاقل شود, واجب نيست روزه هاى وقتى را كه ديوانه بوده قضا نمايد.
(مسأ له 1338) اگر كافر مسلمان شود, واجب
نيست روزه هاى وقتى را كه كافر بوده قضا نمايد. ولى اگر مسلمانى
كافر شود
ودوباره مسلمان گردد روزه هاى وقتى را كه كافر بوده بايد قضانمايد.
(مسأ له 1339) اگر كافر پيش از ظهر روز
ماه رمضان مسلمان شودو كارى كه روزه را باطل ميكند انجام نداده
باشد, بنابر احتياطبايد آن روز را روزه بگيرد و اگر ترك كند, قضا نمايد.
(مسأ له 1340) روزه اى كه در
اثر مستى از انسان ترك شده , بايدقضا نمايد, اگر چه چيزى را كه در اثر آن
مست شده , براى معالجه خورده
باشد, بلكه اگر نيت روزه كرده و مست شده و درحال مستى روزه را ادامه
داده
تا از مستى خارج شده باشد, بايدروزه آن روز را تمام كند و بعدا قضا نمايد.
(مسأ له 1341) اگر براى عذرى
چند روز روزه نگيرد و شك كندكه چه وقت عذر او برطرف شده ميتواند
مقدار كمتر را كه احتمال ميدهد روزه
نگرفته قضا نمايد, مثلا كسى كه پيش از ماه رمضان مسافرت كرده و
نميداند پنجم رمضان از سفر برگشته يا
ششم , ميتواند پنج روز روزه بگيرد و نيز كسى هم كه نميداندچه وقت
عذر برايش پيدا شده , ميتواند مقدار
كمتر را قضانمايد, مثلا اگر در اواخر ماه رمضان مسافرت كند و بعد از
رمضان برگردد و نداند كه بيست و
پنجم مسافرت كرده يا بيست و ششم , ميتواند مقدار كمتر يعنى پنج روز را
قضا كند اگرچه احتياط آن است
كه در صورت اول مقدار بيشتر را روزه بگيرد وهمچنين در صورتى كه عدد
را ميدانسته و بعد فراموش كند.
(مسأ له 1342) اگر از چند ماه رمضان
روزه قضا داشته باشد,قضاى هر كدام را كه اول بگيرد مانعى ندارد. ولى
اگر وقت قضاى رمضان آخر تنگ
باشد, مثلا پنج روز از رمضان آخر قضاداشته باشد و پنج روز هم به رمضان بعد
مانده باشد, بنابراحتياط بايد اول , قضاى رمضان آخر را بگيرد.
(مسأ له 1343) اگر قضاى روزه چند رمضان
بر او واجب باشد ودر نيت معين نكند روزه اى را كه ميگيرد قضاى
كدام رمضان است ,
قضاى سال آخر حساب نميشود و كفاره تأ خير آن از اوساقط نميشود.
(مسأ له 1344) كسى كه قضاى روزه
ماه رمضان را گرفته , اگر وقت قضاى روزه او تنگ نباشد و از شب نيت
روزه باشد,ميتواند پيش از ظهر روزه خود
را باطل نمايد و بعد از ظهر,مطلقا بنابر احتياط نميتواند روزه خود
را باطل كند. و در دوصورت اول
(وقت قضاى روزه تنگ باشد يا از شب نيت روزه نداشته باشد) پيش از ظهر هم
نميتواند روزه را باطل كند.
(مسأ له 1345) اگر قضاى روزه
ماه رمضان شخص ديگرى راگرفته باشد, احتياط آن است كه بعد از ظهر روزه
را باطل نكند.
(مسأ له 1346) اگر به واسطه مرض
يا حيض يا نفاس روزه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد
آن روزه ها قضا ندارد.
(مسأ له 1347) اگر به خاطر بيمارى
روزه رمضان را نگيرد ومرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد قضاى
روزه هايى را كه نگرفته بر او واجب نيست ,
و بايد براى هر روز يك مد كه بنابراحتياط تقريبا 900 گرم است طعام
يعنى گندم يا جو و مانند اينهابه فقير
بدهد, ولى اگر به خاطر عذر ديگرى مثلا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و
عذر او تا رمضان بعد باقى بماند, روزه هايى را
كه نگرفته بنابر احتياط بايد قضا كند و احتياط آن است كه براى هر
روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.
(مسأ له 1348) اگر در اثر بيمارى
روزه رمضان را نگيرد و بعد ازرمضان مرض او برطرف شود ولى عذر ديگرى
پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه
را بگيرد بايد روزه هايى را كه نگرفته قضا نمايد و بنابر احتياط براى
هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.
و نيز اگر در ماه رمضان , غير از بيمارى عذر ديگرى داشته باشد و بعد از
رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال
بعد در اثر بيمارى نتواند روزه بگيرد روزه هايى را كه نگرفته , بنابر
احتياط بايد قضا كند و بنابر احتياط براى هر روزيك مد طعام بدهد.
(مسأ له 1349) اگر در ماه رمضان
به خاطر عذرى روزه نگيرد وبعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان س
آينده عمداقضاى روزه را نگيرد بايد
روزه را قضا كند و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها هم
به فقير بدهد.
(مسأ له 1350) اگر در قضاى روزه
كوتاهى كند تا وقت تنگ شودو در تنگى وقت عذرى پيدا كند, بايد قضا را
بگيرد و بنابراحتياط براى هر روز يك مد گندم
يا جو و مانند اينها به فقيربدهد. بلكه اگر موقعى كه عذر دارد
تصميم داشته باشد كه بعد ازبرطرف
شدن عذر روزه هاى خود را قضا كند و پيش از آنكه قضا نمايد در تنگى
وقت عذر پيدا كند بايد قضاى
آن را بگيرد, وبنابر احتياط براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.
(مسأ له 1351) اگر مرض انسان چند
سال طول بكشد, بعد از آن كه خوب شد اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا
وقت داشته باشدبايد قضاى رمضان آخر را
بگيرد و اگر نميتواند همه را قضاكند, به مقدارى كه ميتواند قضاى
كند و براى هر روز از سالهاى پيش يك مد طعام به فقير بدهد.
(مسأ له 1352) كسى كه بايد براى هر
روز يك مد طعام به فقيربدهد ميتواند كفاره چند روز را به يك فقير
بدهد.
(مسأ له 1353) اگر قضاى روزه رمضان
را چند سال تأ خير بيندازدبايد علاوه بر قضا, براى هر روز يك مد طعام
به فقير بدهد و ازجهت تأ خير سالهاى بعد كفاره زيادتر نميشود.
(مسأ له 1354) اگر روزه رمضان را عمدا
نگيرد, بايد قضاى آن رابه جا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگيرد
يا به شصت فقيرطعام بدهد, و چنانچه تا رمضان
آينده , قضاى آن روزه را به جانياورد, علاوه بر قضا بنابر احتياط
براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.
(مسأ له 1355) اگر در ماه رمضان
عمدا روزه نگيرد و در روزبطور مكرر آميزش يا خود ارضايى نمايد, بنابر
احتياط كفاره هم مكرر ميشود. ولى
اگر چند مرتبه كار ديگرى كه روزه را باطل ميكند انجام دهد مثلا چند
مرتبه غذا بخورد, يك كفاره كافى است .
(مسأ له 1356) نماز و روزه هائى
كه از پدر و مادر قضا شده است بر عهده پسر بزرگتر بلكه بر عهده بزرگترين
وارث مرد است (در مادر بنابر احتياط
واجب ). همچنين اگر غير از روزه رمضان روزه واجب ديگرى مثل روزه
نذرى را نگرفته باشند, بنابراحتياط بايد
قضا نمايد. ولى اگر براى روزه اى اجير شده باشند ونگرفته باشند, به
عهده پسر بزرگتر نيست .
روزه مسافر
(مسأ له 1357
) مسافرى كه بايد نمازهاى چهار ركعتى را در سفردو ركعت بخواند,
نبايد روزه بگيرد و مسافرى كه نمازش راتمام ميخواند مثل
كسى كه شغلش مسافرت يا سفر او سفرمعصيت است , بايد در سفر روزه بگيرد.
(مسأ له 1358) مسافرت
در ماه رمضان اشكال ندارد. ولى اگربراى فرار از روزه باشد مكروه است .
(مسأ له 1359) اگر غير از روزه
رمضان , روزه معين ديگرى برانسان واجب باشد, بنابر احتياط نبايد در آن
روز مسافرت كند. واگر در سفر باشد
بنابر احتياط بايد قصد كند كه ده روز در جائى بماند و آن روز را روزه
بگيرد و اگر نذر كرده باشد روز
معينى راروزه بگيرد, بنابر احتياط نميتواند در آن روز مسافرت نمايد.
(مسأ له 1360) اگر نذر كند روزه بگيرد و
روز آن را معين نكند,نميتواند آن را در سفر به جا آورد. ولى چنانچه
نذر كند كه روزمعينى را در سفر روزه
بگيرد, بنابر احتياط بايد آن را در سفر به جا آورد. و نيز اگر نذر كند روز
معينى را چه مسافر باشد يانباشد,
روزه بگيرد, بنابر احتياط بايد آن روز را اگر چه مسافرباشد روزه بگيرد.
(مسأ له 1361) مسافر ميتواند
براى خواستن حاجت سه روز درمدينه طيبه روزه مستحبى بگيرد و احوط اين
است كه آن سه روز, روزهاى چهار شنبه و پنج شنبه و جمعه باشد.
(مسأ له 1362) كسى كه اصلا نميداند
روزه مسافر باطل است اگردر سفر روزه بگيرد و در بين روز مسأ له را
بفهمد روزه اش باطل ميشود و
اگر تا مغرب نفهمد روزه اش صحيح است ولى اگرمسأ له را فراموش كرده باشد
روزه او باطل است و اگر برخى جزئيات
مسائل روزه مسافر را نداند, بنابر احتياط بايد روزه آن روز را قضاى كند.
(مسأ له 1363) اگر روزه دار بعد از ظهر
مسافرت نمايد, بنابراحتياط بايد روزه خود را تمام كند و اگر قبل از ظهر
سفر كندچنانچه از شب نيت سفر
داشته , روزه اش باطل است ولى قبل ازآنكه به حد ترخص برسد نميتواند روزه
را افطار كند و اگرپيش از آن افطار
كند, بنابر احتياط كفاره بر او واجب است . و اگراز شب نيت سفر حتى به نحو
ترديد, نداشته است بنابر احتياطروزه اش را بايد تمام كند و قضاى نمايد.
(مسأ له 1364) اگر مسافر پيش از
ظهر به وطنش برسد, يا به جايى روزه اش را بايد تمام كند و قضاى نمايد.
روزه را باطل ميكند انجام نداده , بايد
آن روز را روزه بگيرد واگر انجام داده , روزه آن روز بر او واجب نيست .
(مسأ له 1365) اگر مسافر بعد از ظهر
به وطنش برسد, يا به جايى برسد كه ميخواهد ده روز در آنجا بماند, نبايد
آن روز را روزه بگيرد.
(مسأ له 1366) مسافر و كسى كه
از روزه گرفتن عذر دارد, مكروه است در روز ماه رمضان آميزش نمايد و در
خوردن و آشاميدن كاملا خود را سير كند.
كسانى كه روزه بر
آنها واجب نيست (مسأ له 1367) روزه بر كسانى كه
به علت پيرى قدرت بر آن ندارند يا براى آنان مشقت دارد واجب نيست ولى
بايد براى هرروز
يك مد طعام به فقير بدهند. (يك مد طعام بنابر احتياط 90گرم است ).
(مسأ له 1368) كسى كه به خاطر پيرى
روزه نگرفته , اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگيرد, بنابر احتياط
بايد قضاى روزه هايى را كه نگرفته به جا آورد.
(مسأ له 1369) روزه بر كسى كه نتواند
تشنگى را تحمل كند يابراى او مشقت داشته باشد واجب نيست ولى بايد
بنابر احتياطبراى هر روز 900 گرم گندم
يا جو و مانند اينها را به فقير بدهد واحتياط آن است كه بيشتر از
مقدارى كه ناچار است آب نياشامدو چنانچه
بعد بتواند بدون مشقت روزه بگيرد, بنابر احتياط بايدروزه هايى را
كه نگرفته قضا كند.
(مسأ له 1370) روزه بر زن باردارى
كه روزه براى خود او يا جنين او ضرر دارد واجب نيست بلكه واجب است
افطار نمايد و بنابراحتياط براى هر روز 900
گرم گندم يا جو و مانند اينها را به فقيربدهد و در هر دو صورت بايد
روزه هائى را كه نگرفته بعدا قضاكند.
(مسأ له 1371) زنى كه بچه شير
ميدهد و شير او كم است چه مادربچه باشد يا دايه او يا بياجرت شير دهد,
اگر روزه براى خود اويا بچه
ضرر داشته باشد, بر او واجب نيست ولى بايد براى هرروز 900 گرم گندم يا جو
و مانند اينها را به فقير بدهد و در هر
دوصورت بايد روزه هايى را كه نگرفته بعدا قضا كند. و اگر بتواندبچه
را به ديگرى بدهد تا بى اجرت
شير دهد و يابراى شير دادن بچه از پدر يا مادر بچه يا از كس ديگرى كه اجرت
او را بدهداجرت بگيرد, بنابر احتياط بايد بچه
را به او بدهد و روزه بگيرد و اگر بتواند با شير معمولى تغذيه كند
بايد بنابر احتياط اين كاررا بكند و روزه بگيرد.
ثابت شدن اول ماه
(مسأ له 1372) اول
ماه به چند طريق ثابت ميشود: اول : آنكه خود انسان بدون استفاده از دستگاه ماه را ببيند.
دوم : آنكه عده اى بگويند كه ماه را ديده اند
به گونه اى كه از گفته آنها يقين حاصل شود ولى اگر براى نوع مردم
يا براى شخص اواطمينان آور باشد بايد احتياط كند.
سوم : آنكه دو مرد عادل بگويند كه در شب
ماه را ديده ايم وتوصيف آنها با هم مغاير نباشد و اگر به جهتى مثل
صاف بودن هوا و منحصر بودن
گواهان به آن دو, اطمينان نوعى بر اشتباه آنها باشد بايد احتياط كند.
چهارم : آنكه سى روز از ماه
قبل بگذرد مثلا اگر شعبان سى روزباشد روز بعد اول ماه رمضان خواهد بود.
(مسأ له 1373) اول ماه با پيشگوئى منجمان
ثابت نميشود اما اگراز گفته آنها يقين پيدا شود بايد به آن عمل
كند ولى اگر براى خودشخص يا نوع
مردم اطمينان حاصل شود بايد احتياط كند. نيزاگر حاكم حكم كند كه
اول ماه است بايد احتياط كرد.
(مسأ له 1374) بلند بودن ماه
يا دير غروب كردن آن , دليل نميشود كه شب پيش , شب اول ماه بوده است .
(مسأ له 1375) اگر ثابت شود
كه شب پيش , اول ماه بوده است بايدروزه آن روز را قضا نمايد و چنانچه
در اثناى
روز ثابت شودبايد بقيه روز را امساك كند و بعد از رمضان قضا نمايد.
(مسأ له 1376) اگر در شهرى اول
ماه ثابت شود براى مردم شهرديگر فايده ندارد مگر آنكه هم افق باشند.
و اگر در شب مشترك باشند اگر چه هم افق نباشند بايد احتياط كرد.
(مسأ له 1377) روزى را كه انسان
نميداند آخر رمضان است يااول شوال , بايد روزه بگيرد. ولى اگر پيش
از مغرب بفهمد كه اول شوال است بايد افطار كند.
روزه هاى
حرام و مكروه (مسأ له 1378) روزه عيد فطر
و قربان حرام است و نيز روزى راكه انسان نميداند آخر شعبان است يا اول
رمضان , نبايد به نيت اول رمضان روزه بگيرد.
(مسأ له 1379) اگر
با روزه مستحبى حق شوهر از بين برود روزه براى زن جايز نيست بلكه اگر حق
شوهر هم از بين نرود بنابراحتياط بايد از شوهر اجازه بگيرد.
(مسأ له 1380) روزه
مستحبى اگر باعث اذيت پدر يا مادر يا جدشود جايز نيست بلكه اگر باعث اذيت
آنها نشود ولى
آنها او را ازروزه مستحبى منع كنند, بنابر احتياط نبايد روزه بگيرد.
(مسأ له 1381) اگر پسر
بدون اجازه پدر روزه مستحبى بگيرد, ودر بين روز پدر او را نهى كند, بنابر
احتياط بايد افطار نمايد.
(مسأ له 1382) كسى كه
ميداند روزه براى او ضرر ندارد, اگر چه دكتر بگويد ضرر دارد, بايد روزه
بگيرد و كسى كه
يقين يا گمان دارد كه روزه برايش ضرر دارد اگرچه دكتر بگويد ضرر ندارد,
بايد روزه نگيرد, و اگر
روزه بگيرد صحيح نيست و اگر به قصدقربت روزه بگيرد و بعد معلوم شود
ضرر نداشته , بنابر
احتياطبايد قضا نمايد. و در صورتى كه شك دارد و دكتر متخصص موثق نظر
داده باشد, بايد احتياط كند.
(مسأ له 1383)
اگر انسان احتمال بدهد كه روزه برايش ضرر داردو از آن احتمال , ترس براى
او پيدا شود, چنانچه
احتمال او درنظر مردم به جا باشد, نبايد روزه بگيرد, و اگر روزه بگيرد
صحيح نيست .
و اگر ترس حاصل شود و احتمال او در نظر مردم به جا نباشد بايد احتياط كند.
(مسأ له 1384) كسى
كه عقيده اش اين است كه روزه براى او ضررندارد, اگر روزه بگيرد و بعد
از مغرب بفهمد
روزه براى او ضررداشته است , بنابر احتياط بايد قضاى آن را به جا آورد.
(مسأ له 1385) روزه روز
عاشورا, و روزى كه انسان شك داردروز عرفه است يا عيد قربان , مكروه
است .
روزه هاى مستحب
(مسأ له 1386) غير از روزه هاى حرام و مكروه كه گفته شد روزه تمام
روزهاى سال , مستحب است . و براى بعضى از روزهابيشتر سفارش شده است كه از آن جمله است :
1. پنجشنبه اول و پنجشنبه
آخر هر ماه و چهارشنبه اولى كه بعداز روز دهم ماه است . و اگر كسى
اينها را به جا
نياورد, مستحب است قضا نمايد و چنانچه اصلا نتواند روزه بگيرد, مستحب است
براى هر روز يك مد طعام يا 6/12 نخود نقره به فقير بدهد.
2. سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه .
3. تمام ماه رجب و شعبان و بعضى از اين دو ماه اگر چه يك روزباشد.
4. روز بيست و پنجم و بيست و نهم ذى قعده .
5. روز اول و سوم محرم .
5. روز اول تا نهم ذى
حجه (روز عرفه ) ولى اگر به واسطه ضعف ناشى از روزه , نتواند دعاهاى
روز عرفه را بخواند روزه آن روز مكروه است .
7. روز عيد سعيد غدير(18 ذى حجه ).
8. روز ميلاد رسول اكرم (ص ) (17 ربيع الاول ).
9. روز مبعث رسول اكرم (ص ) (27 رجب ).
10. روز عيد نوروز.
(مسأ له 1387)
اگر كسى روزه مستحبى بگيرد واجب نيست آن رابه آخر برساند بلكه اگر برادر
مؤمنش او را به غذا
دعوت كند اگرقبل از ظهر باشد مستحب است دعوت او را قبول كند و افطار
كند.
مواردى كه مستحب است از چيزهايى كه
روزه را باطل ميكند پرهيز نمود
(مسأ له 1388) براى
چند نفر مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نيستند از كارى كه روزه
را باطل ميكند خوددارى نمايند:
اول ـ مسافرى كه در سفر,
كارى كه روزه را باطل ميكند انجام داده باشد و پيش از ظهر به وطنش
يا به جايى كه ميخواهد ده روز بماند برسد.
دوم ـ مسافرى كه
بعد از ظهر به وطنش يا به جايى كه ميخواهدده روز در آنجا بماند برسد.
سوم ـ مريضى كه
پيش از ظهر خوب شود و كارى كه روزه راباطل ميكند, انجام داده باشد.
چهارم ـ مريضى كه بعد از ظهر خوب شود.
پنجم ـ زنى كه در بين روز از خون حيض يا نفاس پاك شود.
ششم ـ كافرى كه كه
بعد از ظهر مسلمان شود يا پيش از ظهرمسلمان شود و پيش از مسلمان
شدن كارى كه روزه را باطل ميكند انجام داده باشد.
چيزهايى
كه براى روزه دار مستحب يا مكروه است
(مسأ له 1389) مستحب است روزه دار نماز مغرب و عشا را پيش از افطار
كردن بخواند. ولى اگر كسى منتظر او است يا ميل زيادى به
غذا دارد كه نميتواند با حضور قلب نماز بخواند, بهتر است اول افطار
كند ولى بقدرى كه ممكن است نماز را در وقت فضيلت آن به جا آورد.
(مسأ له 1390) چند چيز براى روزه دار مكروه است و از آن جمله است :
1. دوا
ريختن به چشم و سرمه كشيدن , در صورتى كه مزه يا بوى آن به حلق برسد.
2.
انجام دادن هر كارى كه باعث ضعف شود مانند خون گرفتن وحمام رفتن .
3.
انفيه كشيدن , اگر نداند كه بلعيده ميشود و اگر بداند, جايزنيست .
4. بو كردن گياهان معطر.
5. استعمال شياف .
5. تر كردن لباسى كه در بدن است .
7. كشيدن دندان و هر كارى كه به واسطه آن از دهان , خون بيايد.
8. مسواك كردن با چوب تر.
9. بى جهت آب يا چيز روان در دهان كردن .
10. بدون قصد بيرون
آمدن منى زن خود را ببوسد, يا كارى كندكه تحريك شود و اگر به قصد
بيرون آمدن منى
باشد, بنابراحتياط روزه او باطل ميشود, هر چند منى بيرون نيايد.
 
|