|
 
نماز خوف
نماز قضا
نماز قضاى پدر و مادر
نيابت در نماز
نماز خوف
(مسأ له 1021) نماز انسان در حال ترس از دشمن , دزد, درنده و مانند
اينها همانندنماز مسافر شكسته است به
شرط آنكه شكسته خواندن نماز در دفاع و يا ايمنى از دشمن مؤثر باشد.
(مسأ له 1022) نماز
از انسان بالغ و عاقل واجد شرايط در هيچ حالى ساقط نميشود حتى در حال
درگيرى مسلحانه ,
حمله دزد يا درنده به هر شكل ممكن بايد نماز خود را بخواند اگر ممكن
باشد ايستاده وگرنه نشسته
يا در حال راه رفتن , پياده يا سواره يا خوابيده و بايد تا ممكن است
تكبيرة الاحرام را رو به قبله
بگويد و بقيه نماز را هم هر قدر كه ميتواند رو به قبله انجام دهد
و اگر نميتواند ركوع و
سجود را به طور كامل بجا آورد با اشاره انجام دهد. وچنانچه نماز خواندن
براى او به اين اندازه
هم ممكن نباشد, بنابر احتياط بايدپس از نيت , تكبيرة الاحرام را به قصد
مافيالذمه (1) بگويد
وبه جاى هرركعت يك سبحان اللّه والحمدللّه ولا اله الااللّه و اللّه اكبر گفته
و به دنبال آن دعاى
ديگرى هم بخواند و سپس باتشهد و سلام نماز را تمام نمايد. و اگر به
وظيفه خود عمل نمايد نمازش اعاده يا قضا ندارد.
(مسأ له 1023) اگر
به جهت ضرورت , بعضى از نماز را به عنوان مثال در حال راه رفتن يا سواره
بخواند و در بين نماز
ضرورت برطرف شود, بايد باقيمانده نماز را بر طبق وظيفه فعلى تمام
و كامل بجا آورد
و اگر وقت باقى است بنابراحتياط دوباره نماز را به طور كامل بخواند.
همچنين اگر
بعضى از نماز را كامل انجام داده و در بين آن خوف و ضرورت پيدا شده است ,
باقيمانده را برطبق ضرورت بجا آورد.
(مسأ له 1024) اگر انسان
به وجود دشمن يا درنده يقين كند و نماز را شكسته يا درحال راه رفتن
بجا آورد و بعد معلوم
شود اشتباه كرده است , چنانچه وقت نمازباقى است بنابر احتياط نماز را
دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا ندارد.
(مسأ له 1025)اگر نمازگزار
براى دفع حمله حيوان درنده يا دزد, نماز را به نيت نماز خوف دو ركعتى
ياسواره و يا
در حال راه رفتن بجا آورد, چنانچه تا آخروقت نماز, خوف او باقى باشد نمازش
صحيح است وگرنه بنابراحتياط نماز را دوباره به طور كامل بخواند.
نماز قضا
(مسأ له 1026) كسى كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده بايد قضاى
آن را به جا آورد, اگر چه در تمام وقت نماز خواب مانده
يا در اثر مستى نماز نخوانده باشد, ولى نمازهاى يوميه اى را كه زن
در حال حيض يا نفاس نخوانده ,
قضاندارد, ولى نمازهاى غير يوميه را بنابر احتياط بايد قضا كند.
(مسأ له 1027) اگر بعد از وقت
نماز بفهمد نمازى را كه خوانده باطل بوده , بايدقضاى آن را بخواند.
(مسأ له 1028) كسى كه نماز
قضا دارد, بايد در خواندن آن كوتاهى نكند ولى واجب نيست فورا آن را
به جا آورد مگر آنكه
يك يا دو نماز قبل باشد كه در اين صورت بايد بنابر احتياط پيش ازخواندن
نماز همان روز, آن را قضا نمايد.
(مسأ له 1029) كسى كه نماز قضا دارد ميتواند نماز مستحبى بخواند.
(مسأ له 1030) اگر انسان
احتمال بدهد كه نماز قضا داشته باشد يا نمازهايى را كه خوانده صحيح
نباشد, مستحب است احتياطا قضاى آن را به جا آورد.
(مسأ له 1031) در قضاى نمازهاى
يوميه , بنابر احتياط بايد ترتيب مراعات شودمثلا اگر نماز عصر از
يك روز و نماز ظهر
از روز بعد قضا شده است بايد اول عصر و بعد ظهر را بخواند ولى در قضاى
نمازهاى غير يوميه
يا قضاى يك نماز يوميه و چند نماز غير يوميه ترتيب لازم نيست .
(مسأ له 1032) اگر كسى نداند
نمازهائى كه از او قضا شده كدام جلوتر بوده , بنابراحتياط بايد طورى
آنها را بخواند كه
مطئمن شود ترتيب رعايت شده است مثلا اگر يك نماز ظهر و يك نماز مغرب
بر عهده اوست و نميداند
كدام اول قضا شده است بايد اول يك نماز مغرب و بعد يك نماز ظهر و
دوباره يك نمازمغرب بخواند
يا اول يك نماز ظهر و بعد از آن يك نماز مغرب و دوباره يك نماز
ظهر بخواند. ولى اگر
نمازهائى كه ترتيب آنها را فراموش كرده است به قدرى زياد است كه اگر
بخواهد به ترتيب بخواند به زحمت و مشقت ميافتد,رعايت ترتيب لازم نيست .
(مسأ له 1033) كسى كه
چند نماز از او قضا شده است ولى تعداد آنها را نميداندچنانچه به زحمت
و مشقت نميافتد, بنابر احتياط
بايد آنقدر نماز بخواند كه علم پيدا كند به مقدار نمازهاى قضا
شده يا بيشتر خوانده
است . اين در صورتى است كه ميداند يا احتمال ميدهد كه سابقا مقدار آنها
را
ميدانسته و الا آن مقدار را كه يقين دارد قضا شده است بخواند كافى است .
(مسأ له 1034) كسى كه نماز
قضا از روزهاى پيش دارد ميتواند قبل از خواندن آنهانماز ادايى بخواند
ولى اگر از همان روز
نماز قضا بر عهده اوست بنابر احتياطنماز قضاى همان روز را بر نماز ادأ
مقدم نمايد و بعد از قضاى
نمازهاى سابق دوباره اين يكى دو نماز را كه قبلا خوانده قضأ نمايد.
(مسأ له 1035)
تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نمازهاى قضاى خود عاجز باشد, ديگرى
نميتواند نمازهاى او را قضا نمايد.
(مسأ له 1036) نماز قضا
را با جماعت ميشود خواند, چه نماز امام جماعت اداباشد يا قضا و لازم
نيست هر دو يك نماز
را بخوانند مثلا اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند
اشكال ندارد, ولى بايد
نماز قضاى امام يقينى بوده و بنابر احتياط براى خودش باشد نه براى
ميت .
(مسأ له 1037) كسى كه
تا نصف شب خواب مانده و نماز عشاى او قضا شده بنابراحتياط علاوه بر
قضاى نماز, فرداى آن
روز را روزه بگيرد; ولى اگر روزه نگرفت قضاى روزه بر او واجب نيست
و در صورتى كه بيدار
بوده و در اثرفراموشى يا به علت ديگر نماز عشاى او قضا شده اين حكم
جارى نيست وفقط قضاى نماز كافى است .
(مسأ له 1038) مستحب
است بچه مميز يعنى بچه اى كه خوب و بد را ميفهمد به نماز خواندن و
عبادتهاى ديگر
عادت دهند, بلكه مستحب است او را به قضاى نمازها هم ترغيب نمايند.
نماز قضاى پدر و مادر
(مسأ له 1039) نماز و روزه قضا شده پدر و همچنين بنابر احتياط مادر,
به عهده پسر بزرگتر بلكه بر عهده بزرگترين
مرد در ميان وارثان ـ مطابق طبقات ارث ـخواهد بود كه بايد پس از مرگشان
به جا آورد و يا براى
آنها اجير بگيرد وچنانچه پدر ميت زنده است بنابر احتياط با مشاركت پسر
بزرگتر ميت آن راانجام
دهند. اگر پدر و مادر از روى نافرمانى هم نماز و روزه را بجا نياورده
باشند بنابر احتياط همين حكم جارى است .
(مسأ له 1040)
كسى كه قضاى نماز و روزه پدر و مادر بر او واجب است اگر شك دارد كه پدر و
مادرش نماز و روزه قضا داشته اند يا نه , چيزى بر عهده اونخواهد بود.
(مسأ له 1041) كسى
كه قضاى نماز و روزه پدر و مادر بر او واجب است اگر بداندكه پدر و مادرش
نماز و روزه قضا داشته اند
ولى نداند كه به جا آورده اند يانه ,بنابر احتياط بايد قضا نمايد.
(مسأ له 1042) اگر ميت
وصيت كرده باشد كه براى نماز و روزه او اجير بگيرندبعد از آن كه اجير,
نماز و روزه او را بطور صحيح به جا آورد بر پسر بزرگترچيزى واجب نيست .
(مسأ له 1043) اگر پسر بزرگتر
بخواهد نماز پدر و مادر را بخواند, بايد به تكليف خود عمل كند, مثلا
قضاى نماز صبح و مغرب و عشا را بايد بلند بخواند.
(مسأ له 1044) كسى كه
خودش نماز و روزه قضا دارد, اگر نماز و روزه پدر و مادرهم بر او واجب
شود, هر كدام را اول به جا آورد صحيح است .
(مسأ له 1045) اگر پسر بزرگتر
موقع مرگ پدر يا مادر نابالغ يا ديوانه باشد وقتى بالغ يا عاقل گردد
بايد نماز و روزه پدر يا
مادر را قضا نمايد و چنانچه پيش ازبالغ شدن يا عاقل شدن بميرد بنابر
احتياط بر پسر دوم واجب است .
(مسأ له 1046) كسى كه قضاى
نماز و روزه پدر و مادر بر او واجب است اگر پيش ز آنكه نماز و روزه
پدر ايا مادر را قضا
كند بميرد بر پسر دوم چيزى واجب نيست مگر آنكه پسر بزرگتر قبل از آنكه
فرصت پيدا كند نماز و
روزه آنها راقضا كند, بميرد كه در اين صورت بنابر احتياط پسر دوم بايد
اين وظيفه راانجام دهد.
(مسأ له 1047) پسرى
كه مكلف نشده ولى خوب و بد را تشخيص ميدهد و نمازخود را به طور
صحيح ميخواند ميتواند قضاى نماز و روزه پدر و مادر را بجاآورد.
نيابت در نماز
(مسأ له 1048) براى نماز و عبادتهاى ديگرى كه شخص
در زمان حيات خودانجام نداده است ميتوان بعد از
مرگ وى نايب گرفت يعنى به كسى اجرت بدهند تا عبادات ميت را انجام دهد
و بنابر
احتياط پول را به او ببخشند و اگركسى بدون اجرت هم انجام دهد صحيح است .
(مسأ له 1049) انسان ميتواند
براى بعضى از كارهاى مستحب مثل زيارت قبرپيغمبر و امامان (ع ), از
طرف زندگان اجير شود.
و احتياط آن است كه پول رابراى مقدمات كار بگيرد. و نيز ميتواند كار
مستحبى را انجام دهد و ثواب آن را براى مردگان يا زندگان هديه نمايد.
(مسأ له 1050) اجير بايد موقع
نيت , ميت را معين نمايد و لازم نيست اسم او رابداند. پس اگر نيت
كند از طرف كسى نماز ميخوانم كه براى او اجير شده ام كافى است .
(مسأ له 1051) كسى
كه نايب شده است بايد خود را به جاى ميت فرض كند وعبادت را به نيابت از
او قضا نمايد
و اگر عملى را انجام دهد و ثواب آن را براى او هديه كند كافى نيست .
(مسأ له 1052) بايد كسى را به
عنوان نايب انتخاب كنند كه مطمئن باشند عمل راانجام ميدهد و اگر
بعد معلوم شود عمل را بجا
نياورده يا شك كنند كه عمل راانجام داده است يانه , بايد شخص ديگرى
را تعيين كنند. ولى
اگر بدانند عملى را انجام داده است و شك كنند كه درست انجام داده است
يانه , بنابر صحت بگذارند.
(مسأ له 1053) كسى
را كه عذرى دارد, مثلا نشسته نماز ميخواند, بنابر احتياطنميشود براى
نمازهاى ميت , نايب نمود. بلكه
كسى كه با تيمم يا جبيره نمازميخواند نيز, بنابر احتياط نميتواند
نايب شود.
(مسأ له 1054) مرد براى
زن و زن براى مرد ميتواند اجير شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن
نماز بايد به تكليف خود عمل نمايد.
(مسأ له 1055) قضاى
نمازهاى ميت بنابر احتياط بايد به ترتيب خوانده شود و اگرترتيب آنها را
نميدانند بنابر احتياط بايد
با نايب شرط كنند به قدرى نمازبخواند كه ترتيب به عمل آيد. و اگر چند
نفر را اجيرميكنند بنابر
احتياط براى هر يك وقت مرتبى را معين كنند كه با وقت ديگرى همزمان
نباشد مثلا اگر بايكى از
آنها قرار گذاشتند كه از صبح تا ظهر براى ميت نماز قضا بخواند باديگرى
قرار بگذارند كه از ظهر تا شب بخواند
و نيز نمازى را كه در هر مرتبه شروع ميكند معين نمايند مثلا
قرار بگذارند كه در هر دفعه
نماز يك شبانه روز را تمام كنند و اگر ناقص بگذارند آنرا حساب نكنند
و دفعه بعد نماز يك شبانه روز را از اول شروع كنند.
(مسأ له 1056) اگر با نايب
شرط كنند كه عمل را به طور مخصوصى انجام دهدبايد همان طور به جا
آورد و اگر با او شرط نكنند
بايد در آن عمل به تكليف خود رفتار كند و طبق معمول انجام دهد و
در مستحبات نيز آنچه معمول است بنابر احتياط به جا آورد.
(مسأ له 1057) اگر با نايب
شرط نكنند كه نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند, بايد مقدارى از
مستحبات نماز را كه معمول است به جا آورد.
(مسأ له 1058) اگر كسى
نايب شود كه مثلا در مدت يك سال نمازهاى ميت رابخواند و پيش از تمام
شدن سال بميرد, بايد براى نمازهايى
كه ميدانند به جانياورده ديگرى را نايب نمايند بلكه براى
نمازهايى
هم كه احتمال ميدهند به جا نياورده بايد بنابر احتياط اجير بگيرند.
(مسأ له 1059) كسى كه
براى نمازهاى ميت نايب شده است , اگر پيش از تمام كردن نمازها بميرد و
اجرت همه آنها را
گرفته باشد, چنانچه شرط كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند, بايد
اجرت مقدارى را كه نخوانده از
مال اوبه ولى ميت بدهند, مثلا اگر نصف آنها را نخوانده , بايد نصف
پولى را كه گرفته از مال او
به ولى ميت بدهند, و اگر شرط نكرده باشند, بايد ورثه اش از مال اواجير
بگيرند, اما اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چيزى واجب نيست .
(مسأ له 1060) اگر فتواى
مرجع تقليد نايب با فتواى مرجع تقليد ميت تفاوت داشته باشد, در صورتى
كه هنگام اجير شدن
خصوصيات عمل تعيين نشده باشد و منصرف به نحو خاصى نيز نباشد, بايد
نايب عمل را طبق
فتواى مرجع تقليد خود انجام دهد هرچند احتياط آن است كه وصى با نايب
شرط كند كه عمل را
طورى انجام دهد كه هم مطابق نظر مرجع تقليد ميت و هم مطابق مرجع
تقليد خود باشد.
پاورقى
1ـ يعنى به قصد آنچه در
واقع به عهده اوست .
 
|