|
 
نماز مسافر
مسائل متفرقه
نماز مسافر
مسافر بايد نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط, شكسته
به جا آورد يعنى دو ركعت بخواند شرط اول - اول آنكه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى (1) نباشد.
(مسأ له 936)
كسى كه رفت و برگشت او هشت فرسخ است در صورتى بايد نمازرا شكسته بخواند
كه رفت يا
برگشت , هر يك به اندازه چهار فرسخ باشد و اگررفتن سه فرسخ و برگشتن پنج
فرسخ باشد يا بالعكس بايد بنابر احتياط نماز راجمع بخواند.
(مسأ له 937) اگر رفت
و برگشت هشت فرسخ باشد بايد نماز را شكسته بخواندولى اگر نخواهد همان
روز كه رفته برگردد, بنابر احتياط بايد شكسته بخواند.
(مسأ له 938) اگر
سفر مختصرى از هشت فرسخ كمتر باشد, يا انسان نداند كه سفراو هشت فرسخ
است يا نه , نبايد نماز
را شكسته بخواند و چنانچه شك كند كه سفر او هشت فرسخ است يا نه , در
صورتى كه تحقيق
كردن برايش مشقت دارد, بايد نمازش را تمام بخواند و اگر مشقت ندارد بنابر
احتياط بايد تحقيق كند
كه اگر دو عادل بگويند, يا بين مردم معروف باشد كه سفر او هشت فرسخ
ست نماز را شكسته بخواند.
(مسأ له 939) اگر
يك ثقه خبر دهد كه سفر هشت فرسخ است , يا گمان به مسافت داشته باشد نه
اطمينان , بنابر احتياط بايد نماز را جمع بخواند.
(مسأ له 940) كسى كه
يقين دارد سفر او هشت فرسخ است , اگر نماز را شكسته بخواند و بعد بفهمد
كه هشت فرسخ نبوده بايد
آن را چهار ركعتى به جا آورد واگر وقت گذشته بنابر احتياط قضا نمايد.
(مسأ له 941) اگر در بين
راه بفهمد كه سفر او هشت فرسخ است بايد نمازى را كه تمام خوانده است
دوباره شكسته به جا آورد و اگر وقت گذشته , بنابر احتياطقضا نمايد.
(مسأ له 942) اگر بين
دو محلى كه فاصله آنها كمتر از چهار فرسخ است , چندمرتبه رفت و آمد
كند اگر چه روى هم
رفته هشت فرسخ شود, بايد نماز را تمام بخواند مگر آنكه عرفا مسافر حساب
شود كه در اين صورت بنابر احتياط نمازرا جمع بخواند.
(مسأ له 943) اگر
محلى دو راه داشته باشد, يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت
فرسخ يا بيشتر باشد,
چنانچه انسان از راهى كه هشت فرسخ است به آنجا برود, بايد نماز را شكسته
بخواند و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود بايد تمام بخواند.
(مسأ له 944) اگر
شهر ديوار دارد, بايد ابتداى هشت فرسخ را از ديوار شهرحساب كند, و اگر ديوار
ندارد بايد از خانه هاى
آخر شهر حساب نمايد مگر درشهرهاى بزرگ كه حكم آن بعدا گفته ميشود.
شرط دوم : آنكه از ابتدا قصد هشت فرسخ داشته باشد.
(مسأ له 945) براى آنكه
نماز شكسته باشد, مسافر بايد قصد هشت فرسخ راداشته باشد بنابر اين اگر
نداند سفرش
چند فرسخ است مثلا براى پيدا كردن گمشده اى مسافرت كند و نداند چه مقدار
بايد برود تا آن را پيدا كند
بايد نمازرا تمام بخواند. ولى در بازگشت اگر مسير هشت فرسخ باشد بايد
نماز راشكسته بخواند.
(مسأ له 946)
مسافر در صورتى بايد نماز را شكسته بخواند كه تصميم داشته باشد هشت فرسخ
برود, پس كسى كه از
شهر بيرون ميرود و مثلا قصدش اين است كه اگر رفيق پيدا كند سفر هشت
فرسخى برود, چنانچه
اطمينان داردكه رفيق پيدا ميكند, بايد نماز را شكسته بخواند و اگر
اطمينان ندارد بايد
تمام بخواند و در صورتى كه گمان دارد بنابر احتياط بايد جمع بخواند.
(مسأ له 947) كسى
كه قصد هشت فرسخ دارد, اگر چه در هر روز مقدار كمى راه برود, وقتى به
جائى برسد كه ديوار شهر را
نبيند و اذان آن را نشنود و مردم شهر هم او را نبينند, بايد نماز را
شكسته بخواند ولى
اگر در هر روز مقدارخيلى كمى راه برود بايد بنابر احتياط نمازش را جمع
بخواند.
(مسأ له 948)
كسى كه در سفر به اختيار ديگرى است , چنانچه بداند سفر اوهشت فرسخ است ,
بايد نماز را شكسته بخواند و اگر نداند بنابر احتياط بايدبپرسد.
شرط سوم : آنكه
در بين راه از قصد هشت فرسخ منصرف نشود پس اگر قبل از رسيدن به چهار
فرسخ از قصد خود برگردد يا ترديد پيدا كند بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأ له 949) اگر
بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود, باشد كه همانجا بماند
يا بعد از
ده روز برگردد, يا دربرگشتن و ماندن مردد باشد, بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأ له 950) اگر مسافر
پيش از رسيدن به هشت فرسخ بين ماندن در آنجا ورفتن بقيه راه مردد
شود از وقتى كه مردد ميشود
بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر بين رفتن بقيه راه و برگشتن به
محل خود مردد
شود در صورتى كه به مقدار چهار فرسخ آمده باشد بايد نماز را شكسته بخواند
و اگر به قدر چهارفرسخ نباشد نماز را تمام بخواند.
(مسأ له 951) اگر
بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود وتصميم داشته باشد كه
برگردد بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأ له 952) اگر
براى سفرى هشت فرسخى به طرف محلى حركت كند و بعداز رفتن مقدارى راه
منصرف شود و بخواهد
به جاى ديگرى برود چنانچه ازمحل اولى كه حركت كرده تا جايى كه
ميخواهد برود هشت فرسخ باشد بايدنماز را شكسته بخواند.
(مسأ له 953) اگر پيش
از آنكه به هشت فرسخ برسد, مردد شود كه بقيه راه رابرود يا نه , و در
موقعى كه مردد است راه
نرود و بعد تصميم بگيرد كه بقيه راه را برود, بايد تا آخر مسافرت نماز
را شكسته بخواند و
اگر در موقعى كه مردداست مقدارى راه برود و بعد تصميم بگيرد كه هشت
فرسخ ديگر برود يا
چهارفرسخ برود و برگردد, باز تا آخر مسافرت بايد نماز را شكسته بخواند ولى
اگرراهى كه
پيش از مردد شدن و راهى كه بعد از آن ميرود روى هم هشت فرسخ باشد بنابر
احتياط بايد هم شكسته بخواند و هم تمام .
شرط چهارم : آنكه
نخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خودبگذرد يا ده روز يا بيشتر
در جايى بماند.
(مسأ له 954) اگر
مسافر بخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خودبگذرد يا در جايى ده
روز توقف كند بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأ له 955) كسى كه
نميداند پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش ميگذرد يا نه , يا ده روز
در محلى ميماند يا نه , بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأ له 956)
كسى كه ميخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد, يا ده روز در
محلى بماند, و نيز
كسى كه مردد است كه از وطنش ده روز يا گذشتن از وطن منصرف شود, باز
هم بايد نماز را تمام بخواند.
ولى اگر باقيمانده راه هشت فرسخ باشد, يا چهار فرسخ باشد و بخواهد
برود و برگردد, بايد نماز را شكسته بخواند.
شرط پنجم :
آنكه اصل سفر او حرام نباشد يا براى انجام كار حرامى سفر نكرده باشد.
(مسأ له 957) اگر مسافر
براى كار حرام مثل دزدى سفر كند يا خود سفر حرام باشد مثل آنكه ضررى
داشته باشد كه
اقدام بر آن شرعا حرام است , يا زن بدون اجازه شوهر سفرى برود كه بر او واجب
نيست بايد نماز را تمام
بخواند واحتياط لازم اين است كه اگر ناشزه (2) بر او صدق نكند, بنابر
احتياط نماز راجمع بخواند.
(مسأ له 958) سفرى
كه واجب نيست , اگر موجب اذيت پدر يا مادر باشد و آنهااز روى دلسوزى نهى
كنند, حرام است و انسان
بايد در آن سفر نماز را تمام بخواند. و اگر پدر يا مادر نهى كند, اگر چه
موجب اذيت آنها نشود بنابر احتياطبايد نماز را جمع بخواند.
(مسأ له 959) كسى
كه سفر او حرام نيست و براى كار حرام هم سفر نميكند, اگرچه در سفر,
معصيتى
انجام دهد, مثلا غيبت كند يا شراب بخورد, بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأ له 960) كسى
كه بدهكار است و وقت آن رسيده , اگر بتواند بدهى خود رابدهد و بدهكار هم
مطالبه كند, چنانچه
براى فرار از بدهى مسافرت كند بايدبنابر احتياط نماز را جمع بخواند.
(مسأ له 961) اگر سفر او
سفر حرام نباشد ولى وسيله سوارى او غصبى باشد و يادر زمين غصبى سفر
كند بنابر احتياط بايد هم شكسته بخواند و هم تمام .
(مسأ له 962) كسى كه با
ظالم سفر ميكند اگر ناچار نباشد و مسافرت او كمك به ظلم او باشد بايد
نماز را تمام بخواند و اگر
كمك به ظالم باشد ولى كمك به ظلم او نباشد و يا موجب تقويت شوكت
او باشد, بنابر احتياط
نماز را جمع بخواند. و اگر در هر يك از اين سه صورت به جهت غرضى كه
شرعا اهميت بيشترى دارد با ظالم سفر كند, نمازش شكسته است .
(مسأ له 963) اگر
به قصد تفريح و گردش مسافرت كند حرام نيست و بايد نمازرا شكسته بخواند.
(مسأ له 964)
اگر براى گذران زندگى به شكار رود نمازش شكسته است ولى اگربراى لهو و
خوشگذرانى به
شكار رود نمازش تمام است و مسير برگشت اگربه اندازه مسافت باشد, در برگشت
بايد جمع بخواند و
اگر براى كسب و زياد كردن مال به شكار رود بنابر احتياط بايد جمع بخواند.
(مسأ له 965)
كسى كه براى معصيت سفر كرده است موقعى كه از سفربرميگردد, در صورتى
كه توبه
كرده باشد و براى معصيت برنگردد و برگشت او هشت فرسخ باشد و سفر مستقلى
به حساب
بيايد, نمازش تمام است و اگراين شرائط نيست ولى برگشت هشت فرسخ است ,
بنابر احتياط نماز را جمع بخواند.
(مسأ له 966) كسى
كه سفر او سفر معصيت است , اگر در بين راه از قصدمعصيت برگردد, چنانچه
باقيمانده راه هشت
فرسخ باشد, يا چهار فرسخ باشدو بخواهد برود و برگردد, بايد نماز را شكسته
بخواند, در غير اين صورت
اگرمجموع راهى كه قبل از توبه رفته و بعد از توبه ميرود به اندازه
مسافت شرعى باشد بنابر احتياط هم شكسته بخواند و هم تمام .
(مسأ له 967) كسى كه
براى معصيت سفر نكرده اگر در بين راه تصميم بگيردبقيه راه را براى
معصيت برود بايد نماز
را تمام بخواند ولى نمازهائى را كه شكسته خوانده , در صورتى كه مقدار
راهى كه آمده به اندازه
مسافت بوده ,صحيح است و الا بنابر احتياط بايد آنها را دوباره بخواند.
شرط ششم : آنكه از عشاير
و صحرانشينانى نباشد كه در بيابان گردش ميكنندو هر جا آب و خوراك
پيدا كنند ميمانند و پس از
چندى به جاى ديگرميروند كه در اين صورت بايد نماز را تمام بخوانند.
(مسأ له 968) اگر صحرا
نشين براى زيارت يا حج يا تجارت و مانند اينهامسافرت كند, در صورتيكه
با چادر و اثاثيه حركت
نكرده باشد بايد نماز راشكسته بخواند. در غير اين صورت بنابر احتياط بايد
جمع بخواند.
شرط هفتم : آنكه شغل او مسافرت نباشد.
(مسأ له 969) كسى
كه كثيرالسفر است بايد نماز را تمام بخواند در صورتيكه شغل او مسافرت
باشد مثل راننده اتوبوس
و اگر شغلش مستلزم سفر باشدمثل بازرگانانى كه پيوسته به صادرات
يا واردات كالا مشغولند
بنابر احتياطبايد جمع بخواند. البته كثير السفر در سفر اول بايد نماز را
شكسته بخواند ولى چنانچه
سفر اول او طولانى باشد و يا در سفر اول از مكانى به مكان ديگر برود
كه بگويند كار او سفر است , بنابر احتياط بايد در سفر اول جمع بخواند.
(مسأ له 970) كسى
كه زياد مسافرت ميكند اگر براى كار ديگرى مثل زيارت ياحج مسافرت كند
بنابر احتياط بايد نماز را جمع بخواند.
(مسأ له 971) كسى كه كاروان
زيارتى دارد و حاجيها را از راه دور به مكه ميبردچنانچه بيشتر سال
در راه باشد بطوريكه كثير السفر شمرده شود بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأ له 972) كسى
كه مقدارى از سال شغلش مسافرت است مثل راننده اى كه فقط در تابستان
يا زمستان مسافران را جابجا ميكند بايد در آن ايام نماز راتمام بخواند.
(مسأ له 973) راننده
و دوره گردى كه در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد ميكند,چنانچه اتفاقا
سفر هشت فرسخى
برودكه مربوط به شغلش باشد, بنابر احتياطبايد نماز را جمع بخواند.
(مسأ له 974) كسى كه
زياد مسافرت ميكند اگر در وطن يا غير وطن ده روزتوقف كند اگر چه
بدون قصد باشد, در سفر
اولى كه بعد از ده روز ميرود,بلكه تا زمانى كه سفر عرفا شغل او حساب
نشود بنابر احتياط بايد نماز را جمع بخواند.
(مسأ له 975) كسى كه
زياد مسافرت ميكند اگر شك كند كه در وطن يا جاى ديگر, ده روز مانده
است يا نه , بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأ له 976) كسى
كه در شهرها سياحت ميكند و براى خود وطنى اختيارنكرده , بايد نماز را
تمام بخواند.
(مسأ له 977
) كسى كه زياد مسافرت نميكند, اگر در شهرى جنسى دارد كه به خاطر آن
مسافرتهاى پى در پى ميكند,
مادامى كه عرفا كثير السفر نشده است بايد نماز را شكسته بخواند.
اما در صورتيكه براى
مدتى , هفته اى يك مرتبه براى شغلش به آنجا سفر كند, در صورتيكه آن
مدت به قدرى
باشد كه عرفااين كار را شغل او بگويند, بنابر احتياط بايد جمع بخواند.
(مسأ له 978) كسى كه
از وطنش صرف نظر كرده و ميخواهد وطن ديگرى براى خود اختيار كند,
اگر كثير السفر نباشد بايد در مسافرت نماز را شكسته بخواند.
شرط هشتم :
اين است كه مسافر به حد ترخص برسد. يعنى از وطنش يا جائى كه قصد كرده
ده روز در آنجا بماند
به قدرى دور شود كه صداى اذان بلند آخرآنجا را نشنود و نيز مردم آنجا
او را نبينند و ديوار
شهر را هم نبيند(3). اما درغير وطن همينكه از شهر خارج شد تا به حد
ترخص نرسيده اگر بخواهد
نمازبخواند, بنابر احتياط بايد جمع بخواند. (اين حكم شهرهاى عادى
است نه شهرهاى بزرگ )
(مسأ له 979) كسى كه
به سفر ميرود اگر به جائى برسد كه اذان را نشنود ولى اهل شهر را ببيند
يا اهل شهر او را
نبينند ولى صداى اذان را بشنود بنابراحتياط بايد نماز را جمع بخواند.
(مسأ له 980) مسافرى
كه به وطنش بر ميگردد وقتى به جائى برسد كه صداى اذان آخر شهر را
ميشنود و اهل شهر او را
ميبينند و ديوار آخر شهر را هم ميبيند, بايد نماز را تمام بخواند ولى
مسافرى كه ميخواهد
ده روز در محلى بماند وقتى به حد ترخص برسد بنابر احتياط نماز را تأ خير
بيندازد تا به منزل برسد يا نماز را جمع بخواند.
(مسأ له 981) معيار
در حد ترخص , شهرهاى معمولى است بنابر اين اگرشهرى موقعيت جغرافيائى
خاصى داشته باشد يا خيلى
در گودى يا در بلندى قرار گرفته باشد بايد ببينيم چه اندازه مسافت
سبب ميشود كه در
شهرهاى معمولى انسان صداى اذان آخر شهر را نشنود و اهالى شهر او را
نبينند. مگر درصورتى
كه شهر در موقعيتى باشد كه از نقطه دور نيز صداى اذان شنيده شود
يا با كمى فاصله
گرفتن صداى اذان قطع شود, كه در اين صورت بايد تا حد ترخص شهرهاى
معمولى احتياط كند.
(مسأ له 982) اگر به قدرى
دور شود كه نداند صدائى را كه ميشنود صداى اذان است يا صداى ديگر
يا بفهمد اذان ميگويند
ولى كلمات آن را تشخيص ندهدبنابر احتياط نماز را جمع بخواند.
(مسأ له 983) اگر
بخواهد در جايى نماز بخواند كه شك دارد به حد ترخص رسيده است يا نه , چه
در حال رفتن باشد چه در بازگشت , بنابر احتياط بايدجمع بخواند.
(مسأ له 984) مسافرى
كه در سفر از وطن خود عبور ميكند وقتى به حد ترخص برسد بايد نماز
را تمام بخواند و اگر
در وطن توقف كند تا وقتى در آنجاست بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر
بخواهد از آنجا هشت
فرسخ برود يا چهارفرسخ برود و برگردد وقتى به حد ترخص ميرسد بايد نماز
را شكسته بخواند.
(مسأ له 985) محلى را
كه انسان براى زندگى انتخاب كرده وطن اوست چه درآنجا به دنيا آمده و
وطن پدر و مادرش
باشد يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد. ولى اگر قصد نداشته
باشد هميشه در آنجا بماند
بنابراحتياط بايد نماز را جمع بخواند. بنابر اين اكثر طلاب حوزه هاى
علميه ودانشجويان خارج
كشور كه در جايى كه وطن آنها نيست چند سال زندگى ميكنند و درآنجا
عرفا مسافر
حساب نميشوند در زمان تحصيل بنابر احتياطبايد نماز را جمع بخوانند.
ولى اگر آنقدر در آنجا
بمانند كه مردم بگويند آنجاوطن آنهاست بايد نماز را تمام بخوانند.
(مسأ له 986) كسى
كه در دو محل زندگى ميكند مثلا شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر
ميماند هر دو وطن
اوست و اگر بيشتر از دو محل براى زندگى انتخاب كند در وطن سوم به بعد
و نيز
در وطنى كه كمتر از شش ماه ميماند, بنابر احتياط بايد جمع بخواند.
(مسأ له 987) در
غير وطن اگر قصد توقف ده روزه نداشته باشد نمازش شكسته است مگر آنكه
قبلا وطن او بوده
و شش ماه به قصد توطن در آنجا مانده وملكى نيز در آنجا داشته و حالا
اعراض كرده باشد و
يا شش ماه بدون قصدتوطن در آنجا مانده و ملكى هم فعلا داشته باشد,
در اين دو صورت بنابراحتياط جمع بخواند.
(مسأ له 988) اگر به جايى
برسد كه وطن او بوده و از آن جا صرف نظر كرده است نبايد نماز را تمام
بخواند, اگر چه وطن ديگرى
هم براى خود اختيار نكرده باشد مگر آنكه در آنجا ملكى داشته و شش
ماه پى در پى به قصد
توطن در آن زندگى كرده باشد. در اين صورت تا وقتى كه آن ملك را دارد
اگر به آنجا برسد,بنابر احتياط بايد جمع بخواند.
(مسأ له 989) مسافرى
كه قصد دارد, ده روز پشت سر هم در محلى بماند, يا ميداند كه بدون
اختيار ده روز در محلى ميماند, در آن محل بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأ له 990) مسافرى
كه ميخواهد ده شبانه روز در محلى بماند, لازم است قصد ماندن شب اول
يا شب يازدهم را
داشته باشد. و اگر قصد كند از اذان صبح روز اول تا غروب روز يازدهم بماند,
بنابر احتياط بايد را جمع بخواند.
(مسأ له 991) مسافرى كه
ميخواهد ده روز در محلى بماند در صورتى بايد نمازرا تمام بخواند كه
بخواهد
ده روز در يك جا بماند. پس اگر بخواهد در دو جابماند نمازش شكسته است .
ولى اگر فاصله آنها كم
باشد به طوريكه از اين محل به آن محل كه برود, بگويند مسافر نيست ,
چنانچه
قصد كند كه در هر دوجا ده روز بماند, بنابر احتياط نمازش را جمع بخواند.
(مسأ له 992) مسافرى كه
ميخواهد ده روز در محلى بماند اگر از اول قصدنداشته باشد كه در بين
ده روز به اطراف آنجا
برود و بعد از يك نماز چهارركعتى چنين تصميمى بگيرد نمازش تمام
است و در صورتى
كه از اول قصدداشته باشد, اگر آن محل دورتر از حد ترخص نباشد, بنابر احتياط
جمع بخواند
و اگر دورتر باشد در صورتى كه قسمت عمده روز را در محل اقامت بماند,
بنابر احتياط بايد جمع بخواند و در غير اين صورت نماز او شكسته است .
(مسأ له 993) مسافرى
كه تصميم ندارد ده روز در جايى بماند مثلا قصدش اين است كه اگر رفيقش
بيايد,
يا منزل خوبى پيدا كند, ده روز بماند, بايد نماز راشكسته بخواند.
(مسأ له 994) كسى كه
تصميم دارد ده روز در محلى بماند به طورى كه براى ايجاد شرائط و رفع
موانع اقدام ميكند, اگر چه
احتمال بدهد كه براى ماندن اومانعى پيش بيايد در صورتى كه احتمال
او عقلائى نباشد بايد نماز
را تمام بخواند و اگر احتمال عقلائى باشد, بنابر احتياط بايد نماز را جمع
بخواند.
(مسأ له 995) اگر مسافر
قصد كند ده روز در محلى بماند, چنانچه پيش ازخواندن يك نماز چهار
ركعتى از ماندن منصرف
شود, يا مردد شود كه در آن جا بماند يا به جاى ديگر برود, بايد نماز را
شكسته بخواند و اگر
بعد ازخواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود, يا مردد شود,
تا وقتى در آن جا هست , بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأ له 996) مسافرى كه
قصد دارد ده روز در محلى بماند, اگر روزه بگيرد وبعد از ظهر از ماندن
در آن جا منصرف
شود, چنانچه يك نماز چهار ركعتى خوانده باشد, روزه اش صحيح است و تا
وقتى در آن جا هست بايد
نمازهاى خود را تمام بخواند و اگر يك نماز چهار ركعتى نخوانده باشد,
بنابر احتياطروزه آن روزش
را تمام كند و قضاى آن را هم بگيرد, اما نمازهاى خود را بايدشكسته
بخواند و روزهاى بعد هم نميتواند روزه بگيرد.
(مسأ له 997) مسافرى
كه قصد دارد ده روز در محلى بماند, اگر از ماندن منصرف شود و شك كند
كه آيا پيش از انصراف , يك
نماز چهار ركعتى خوانده يا نه , بنابر احتياط بايد نمازهاى خود را جمع
بخواند.
(مسأ له 998) اگر مسافر
به نيت اين كه نماز را شكسته بخواند, مشغول نماز شودو در بين نماز
تصميم
بگيرد كه ده روز يا بيشتر بماند, بايد نماز را چهار ركعتى تمام نمايد.
(مسأ له 999) مسافرى
كه قصد كرده است ده روز در جايى بماند اگر در بين نمازچهار ركعتى از
قصد خود برگردد چنانچه
مشغول ركعت سوم نشده بايد نمازرا دو ركعتى تمام نمايد و همچنين
است اگر مشغول ركعت
سوم شده و به ركوع نرفته باشد كه بايد بنشيند و نماز را شكسته به آخر
برساند و بنابر احتياطدو
سجده سهو براى قيام بى جا انجام دهد و اگر به ركوع رفته باشد, بنابر
احتياط نمازش را
تمام كند و دوباره بطور شكسته بخواند و تا وقتى كه آنجاست بنابر احتياط
نمازش را جمع بخواند.
(مسأ له 1000) مسافرى
كه قصد دارد ده روز در محلى بماند, اگر بيشتر از ده روزدر آن جا بماند,
تا وقتى مسافرت نكرده ,
بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دوباره قصد ماندن ده روز كند.
(مسأ له 1001) مسافرى
كه قصد دارد ده روز در محلى بماند بايد روزه واجب رابگيرد و ميتواند
روزه مستحبى هم بگيرد و نافله ظهر و عصر را نيز بخواند.
(مسأ له 1002) مسافرى
كه قصد دارد ده روز در جائى بماند, اگر بعد از خواندن يك نماز چهار
ركعتى
بخواهد به جائى كه كمتر از چهار فرسخ است برود و به محل اقامت خود برگردد,
در صورتى كه يك روز آنجا
نماند از وقتى كه ميرود تا وقتى كه بر ميگردد و بعد از برگشتن بايد
نماز را تمام بخواند. و اگريك
روز يا بيشتر بماند تا وقتى قصد اقامه جديد نكرده , بنابر احتياط
نمازش راجمع بخواند. اما
اگر بداند كه بعد از برگشتن ده روز در محل اقامت نميماند وبرگشت او
به محل اقامت
فقط از اين جهت است كه در مسيرش قرار گرفته است و سفر او در رفت و برگشت
به اندازه مسافت شرعى
باشد, بايد در رفت و برگشت و مدتى كه آنجا ميماند, بنابر احتياط نمازش
را جمع بخواند.
(مسأ له 1003) مسافرى
كه قصد دارد ده روز در جايى بماند, اگر بعد از خواندن يك نماز چهار
ركعتى بخواهد به
جاى ديگرى كه كمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آن جا بماند, بايد در
رفتن و در جايى كه قصد
ماندن ده روزكرده , نمازهاى خود را تمام بخواند. ولى اگر جايى كه
ميخواهد برود
هشت فرسخ يا بيشتر باشد بايد موقع رفتن نمازهاى خود را شكسته بخواند و
چنانچه در آن جا قصد كند ده روز بماند نمازش را تمام بخواند.
(مسأ له 1004) مسافرى
كه قصد كرده ده روز در محلى بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار
ركعتى بخواهد
به جايى كه كمتر از چهار فرسخ است برود,چنانچه مرددباشد كه به محل اولش
برگردد يانه , يا به كلى
از برگشتن به آن جا غافل باشد, يا بخواهد برگردد ولى مردد باشد كه ده روز
در آن جا بماند يا نه , ياآن
كه از ده روز ماندن در آن جا و مسافرت از آن جا غافل باشد, بايد از وقتى
كه ميرود تا برميگردد و بعد از برگشتن , نمازهاى خود را تمام بخواند.
(مسأ له 1005) اگر به خيال اين
كه رفقايش ميخواهند ده روز در محلى بمانند,قصد كند كه ده روز
در آن جا بماند و بعد از خواندن
يك نماز چهار ركعتى بفهمد كه آنها قصد نكرده اند, اگر چه خودش
هم از ماندن
منصرف شود, تامدتى كه در آن جا ميماند, بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأ له 1006) اگر
مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ , سى روز در محلى بماندو در تمام سى روز
در رفتن و ماندن مردد
باشد, بعد از گذشتن سى روز, اگرچه مقدار كمى در آن جا بماند, بايد نماز
را تمام بخواند.
(مسأ له 1007) مسافرى كه ميخواهد
نه روز يا كمتر در محلى بماند اگر بعد از آن كه نه روز يا كمتر
آن جا ماند, بخواهد دوباره
نه روز ديگر يا كمتر بماند,همين طور تا سى روز, روز سى و يكم بايد
نماز را تمام بخواند.
(مسأ له 1008) مسافرى
كه سى روز مردد بوده , در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه سى روز را
در يك جا بماند, پس
اگر مقدارى از آن را در جايى ومقدارى را در جاى ديگر بماند, بعد از سى روز
هم بايد نماز را شكسته بخواند,
مگر اينكه قسمت عمده روز را در جائى بماند و بقيه روز را در جاى
ديگرى كه كمتر از
چهار فرسخ شرعى است , به طورى كه عرفا بگويند سى روز يك جا مانده است ,
در اين صورت بعد از سى روز بنابر احتياط نمازش را بايد جمع بخواند.
مسائل متفرقه
(مسأ له 1009) مسافر بايد در مكه و مدينه و مسجد كوفه و حرم
امام حسين (ع )بنابر احتياط نمازش را جمع بخواند.
(مسأ له 1010) كسى كه ميداند
مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند, اگر درغير چهار مكانى كه
در مسأ له پيش گفته
شد عمدا تمام بخواند, نمازش باطل است و نيز اگر فراموش كند كه نماز
مسافر شكسته است و تمام بخواند
بايدنماز را دوباره بخواند, و اگر بعد از وقت يادش بيايد, بايد قضا
نمايد.
(مسأ له 1011) كسى كه
ميداند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند, اگرفراموش كند و بدون
توجه و از روى عادت
تمام بخواند نمازش باطل است , ونيز اگر حكم مسافر و سفر خود را فراموش
كرده باشد در صورتى
كه وقت داشته باشد بايد نمازش را دوباره بخواند بلكه اگر وقت هم گذشته
باشد بايدقضا نمايد.
(مسأ له 1012) مسافرى
كه نمى داند بايد نماز را شكسته بخواند اگر تمام بخواندنمازش صحيح
است .
(مسأ له 1013) مسافرى
كه ميداند بايد نماز را شكسته بخواند اگر بعضى ازخصوصيات آن را نداند,
مثلا نداند كه
در سفر هشت فرسخى بايد شكسته بخواند چنانچه تمام بخواند در صورتى كه
وقت باقى است بايد نماز
راشكسته بخواند و اگر وقت گذشته , بنابر احتياط بايد شكسته قضا نمايد.
(مسأ له 1014) مسافرى كه
ميداند بايد نماز را شكسته بخواند, اگر به گمان اين كه سفر او كمتر از
هشت فرسخ است تمام
بخواند, وقتى بفهمد كه سفرش هشت فرسخ بوده , نمازى را كه خوانده بايد
دوباره
شكسته بخواند و اگر وقت هم گذشته , بنابر احتياط بايد شكسته قضا نمايد.
(مسأ له 1015) اگر فراموش
كند كه مسافر است و نماز را تمام بخواند, چنانچه دروقت يادش بيايد,
بايد شكسته
به جا آورد و اگر بعد از وقت يادش بيايد,قضاى آن نماز بر او واجب نيست .
(مسأ له 1016)
كسى كه بايد نماز را تمام بخواند, اگر شكسته به جا آورد در هرصورت نمازش
باطل است .
(مسأ له 1017) اگر مشغول
نماز چهار ركعتى شود و در بين نماز يادش بيايد كه مسافر است يا ملتفت
شود كه سفر او هشت
فرسخ است , چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته , بايد نماز را دو ركعتى تمام
كند و اگر به
ركوع ركعت سوم رفته است بنابر احتياط نمازش را تمام كند و دوباره شكسته
بخواند.
(مسأ له 1018) مسافرى
كه نماز نخوانده , اگر پيش از تمام شدن وقت بوطنش برسد, يا به جايى
برسد كه ميخواهد
ده روز در آن جا بماند, بايد نماز را تمام بخواند و كسى كه مسافر نيست , ا
گر در
اول وقت نماز نخواند و مسافرت كند,در سفر بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأ له 1019) اگر از مسافرى
كه بايد نماز را شكسته بخواند نماز ظهر يا عصر ياعشا قضا شود, بايد
آن را دو ركعتى قضا
نمايد اگر چه در غير سفر بخواهدقضاى آن را به جا آورد. و اگر از كسى كه
مسافر نيست يكى
از اين سه نماز قضا شود, بايد چهار ركعتى قضا نمايد اگر چه در سفر باشد.
(مسأ له 1020
) مستحب است مسافر در تعقيب نمازهاى شكسته , سى مرتبه بگويد ((سبحان اللّه
و الحمدللّه و لا اله الا
اللّه و اللّه اكبر)) و چون اين ذكر درتعقيب تمام نمازها براى مسافر و غير
مسافر مستحب است ,
براى مسافر درتعقيب نماز ظهر و عصر و عشا كه شكسته ميخواند تأ كيد
آن بيشتر است . بلكه بهتر است در تعقيب اين سه نماز شصت مرتبه بگويد.
پاورقى
1ـ هر فرسخ شرعى حدود پنج هزار و هفتصد
و پنجاه متر است . 2ـ ناشز و ناشزه به
مرد و زنى گفته ميشود كه از وظائف زناشوئى شانه خالى ميكنند.
3ـ بعضى فقها نوشته اند كه حد ترخص حدود يك كيلومتر است .
 
|