پوشانيدن بدن در نماز

لباس نماز گزار

آداب لباس نمازگزار

مكان نمازگزار

جاهايى كه نماز خواندن در آنجا مستحب يا مكروه است

پوشانيدن بدن در نماز (مسأ له 522) انسان بايد در حال نماز عورت خود را بپوشاند.
در هنگام قضاى سجده يا تشهد فراموش شده نيز عورت بايد پوشيده باشد و بنابر احتياط درسجده سهو نيز عورت بايد پوشيده باشد و چنانچه عمدا عورتش را نپوشاندنمازش باطل است .
نيز اگر در اثر ندانستن مسأ له عورتش را نپوشاند, بنابر احتياط نمازش باطل است .
(مسأ له 523) اگر در بين نماز بفهمد كه عورتش پيداست نمازش باطل است ولى اگر بعد از نماز بفهمد نمازش صحيح است .
(مسأ له 524) اگر چيزى ندارد كه در نماز خود را با آن بپوشاند چنانچه احتمال دهد كه پيدا ميكند بنابر احتياط بايد صبر كند و اگر چيزى پيدا نكرد چنانكه كسى او را ميبيند بايد نشسته نماز بخواند و عورت خود را به اين وسيله بپوشاند و دو مرتبه نماز بخواند يك بار در نماز ركوع و سجود را با اشاره انجام دهد و يك بار هم به مقدارى براى ركوع و سجود خم شود كه عورت اوديده نشود و براى سجود بيشتر خم شود و مهر را بالا بياورد.
و اگر كسى او رانميبيند ايستاده نماز بخواند و جلوى خود را با دست بپوشاند و دو مرتبه نمازبخواند يك بار با اشاره و در موقع سجود سر را بيشتر پائين بياورد و يك بارهم به طور معمولى .
(1)

لباس نماز گزار (مسأ له 525 ) لباس نمازگزار نبايد نجس , غصبى (2), از اجزاى مردار, از حيوان حرام گوشت , از ابريشم خالص و طلا باف باشد.
ولى اگر نمازگزار زن باشدلباس ابريشم و طلا باف براى او اشكالى ندارد.
(مسأ له 526) اگر كسى عمدا و در حال اختيار با بدن يا لباس نجس نماز بخواند , نماز او باطل است .
همچنين بنابر احتياط اگر بر اثر ندانستن مسأ له اين شرط را مراعات نكند نمازش باطل است .
و نيز اگر فراموش كند كه بدن يا لباسش نجس است و در بين نماز يا بعد از آن يادش بيايد بنابر احتياط بايد دوباره نمازبخواند و اگر وقت گذشته است قضا نمايد.
(مسأ له 527) اگر نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد, نماز اوصحيح است مگر آنكه قبل از نماز در نجاست بدن يا لباسش شك داشته باشدكه در اين صورت بنابر احتياط بايد دوباره نماز بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
(مسأ له 528) كسى كه در وسعت وقت مشغول نماز است , اگر در بين نماز, بدن يالباس او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاست بخواند, ملتفت شود كه نجس شده , يا بفهمد بدن يا لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده , در صورتى كه آب كشيدن بدن يا لباس و يا تعويض آن , نماز را به هم نميزند, بايد در بين نماز بدن يا لباس را آب بكشد و يا لباس را بيرون آورد, ولى چنانچه طورى باشد كه اگر بدن يا لباس راآب بكشد يا لباس را عوض كند, نماز به هم ميخورد يا اگر لباس را بيرون آورد برهنه ميماند, بنابر احتياط بايد نماز را بشكند و با بدن و لباس پاك نمازبخواند.
و اگر وقت تنگ است و تعويض و تطهير نماز را بهم ميزند بايد باهمان لباس نماز بخواند مگر آنكه به علت سرما و مانند آن نتواند لباس رابيرون آورد كه در اين صورت با همان حال نماز را تمام كند و احتياطا قضانمايد(3).
(مسأ له 529) كسيكه در پاك بودن بدن يا لباس خود شك دارد چنانچه جستجوكند و چيزى در آن نبيند و بعد از نماز بفهمد نجس بوده , بنابر احتياط بايددوباره نماز بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
(مسأ له 600) اگر لباس را آب بكشد و يقين پيدا كند كه پاك شده است و با آن نمازبخواند و بعد از نماز بفهمد پاك نشده است بنابر احتياط بايد دوباره بخواند واگر وقت گذشته قضا نمايد.
(مسأ له 531) اگر خونى در بدن يا لباس خود ببيند و يقين كند كه از خونهاى نجس نيست , مثلا يقين كند كه خون پشه است , چنانچه بعد از نماز بفهمد ازخونهايى بوده كه نميشود با آن نماز خواند, نماز او صحيح است .
(مسأ له 532) هرگاه يقين داشته باشد خونى كه در بدن يا لباس اوست خون نجسى است كه نماز با آن صحيح است مثل خون زخم و جراحت , چنانچه بعداز نماز بفهمد كه خون ديگريست , بنابر احتياط بايد دوباره نماز بخواند و اگروقت گذشته قضا نمايد.
(مسأ له 533) اگر نجس بودن چيزى را فراموش كند و بدن يا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد, نمازش صحيح است مگر آنكه به خاطر نجاست بدن , وضو يا غسلش باطل شده باشدكه در نتيجه نمازش باطل است .
(مسأ له 534) كسى كه بدن و لباسش نجس شود و براى آب كشيدن يكى از آنهاآب داشته باشد, بنابر احتياط بايد بدن را آب بكشد و يك بار با لباس نجس ويك بار هم مثل برهنگان نماز بخواند.
(مسأ له 535) كسى كه غير از لباس نجس , لباس ديگرى ندارد و وقت تنگ است يا احتمال نميدهد كه لباس پاك پيدا كند اگر بتواند لباس را بيرون بياورد بنابراحتياط بايد نماز را به دستورى كه براى برهنگان گفته شد بخواند و در صورت عدم تنگى وقت با همان لباس دوباره نماز بخواند(4).
(مسأ له 536) كسى كه دو لباس دارد اگر بداند يكى از آنها نجس است و نداندكدام يك از آنهاست , چنانچه وقت دارد اگر آب كشيدن آنها ممكن باشد بايداول آنها را آب بكشد و بعد نماز بخواند و اگر ممكن نيست بايد با هر دو لباس نماز بخواند ولى اگر وقت تنگ است بايد با لباسى نماز بخواند كه نجاستش بيشتر يا شديدتر نباشد و بنابر احتياط با لباس پاك قضا نمايد(5).
(مسأ له 537) كسى كه بداند لباس غصبى حرام است يا در اثر كوتاهى مسأ له رانداند, اگر عمدا در لباس غصبى نماز بخواند حتى اگر دكمه آن غصبى باشد,بنابر احتياط بايد دوباره نماز بخواند ولى اگر بدون آنكه سهل انگارى كرده باشد مسأ له را نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است نمازش صحيح است مگر آنكه خودش غصب كرده باشد.
(مسأ له 538) اگر نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است و در بين نمازبفهمد, چنانچه چيز ديگرى عورت او را پوشانده است و ميتواند فورا يابدون اينكه موالات يعنى پى در پى بودن نماز به هم بخورد, لباس غصبى رابيرون آورد, بايد آن را بيرون آورد و نمازش صحيح است و اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده يا نميتواند لباس غصبى را فورا بيرون آورد, يا اگربيرون آورد موالات به هم ميخورد, در صورتى كه به مقدار يك ركعت هم وقت داشته باشد بايد نماز را بشكند و با لباس غير غصبى نماز بخواند و اگر به اين مقدار وقت ندارد, بايد در حال نماز لباس را بيرون آورد و به دستور نمازبرهنگان , عمل نمايد.
(مسأ له 539) اگر كسى براى حفظ جانش با لباس غصبى نماز بخواند, يا مثلابراى آنكه دزد لباس غصبى را نبرد با آن نماز بخواند, نمازش صحيح است .
امادر صورت دوم اگر خودش غاصب باشد نمازش اشكال دارد.
(مسأ له 540) اگر با عين پولى كه خمس يا زكات آن را نداده لباس بخرد, نمازخواندن در آن لباس بنابر احتياط باطل است .
و همچنين است بنابر احتياط اگربه ذمه بخرد و در موقع معامله قصدش اين باشد كه بهاى آن را از پولى بدهد كه خمس يا زكاتش را نداده است .
(مسأ له 541) اگر چيز غصبى ـ مانند پول يا قلم ـ همراه او باشد و نماز خواندن باآن تصرف در آن چيز حساب شود, بنابر احتياط بايد نمازش را دوباره بخواند.
(مسأ له 542) لباس نمازگزار بايد از اجزاى حيوان مرده اى كه خون جهنده دارد,يعنى حيوانى كه اگر رگش را ببرند خون از آن جستن ميكند, نباشد.
بلكه اگراز حيوان مرده اى كه خون جهنده ندارد لباس تهيه كند, بنابر احتياط با آن نمازنخواند.
(مسأ له 543) بنابر احتياط نبايد چيزى از مردار مانند گوشت و پوست آن كه روح داشته , همراه نمازگزار باشد, گرچه لباس او هم نباشد.
(مسأ له 544) اگر چيزى از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم كه روح نداردهمراه نمازگزار باشد, يا با لباسى كه از آن تهيه كرده اند, نماز بخواند نمازش صحيح است .
(مسأ له 545) لباس نمازگزار بايد از حيوان حرام گوشت نباشد و اگر موئى از آن هم همراه نمازگزار باشد, نماز او اشكال دارد.
(مسأ له 546) اگر آب دهان يا بينى يا رطوبت ديگرى از حيوان حرام گوشت مانند گربه در بدن يا لباس نمازگزار باشد, چنانچه تر باشد, نماز او اشكال داردو اگر خشك شده و عين آن برطرف شده , نماز صحيح است .
(مسأ له 547) اگر مو و عرق و آب دهان كسى بر بدن يا لباس نمازگزار باشداشكال ندارد.
و همچنين است اگر مرواريد و موم و عسل همراه او باشد.
(مسأ له 548) اگر شك داشته باشد كه لباس از حيوان حلال گوشت تهيه شده است يا حرام گوشت , نماز در آن مانعى ندارد خواه داخلى باشد يا خارجى .
(مسأ له 549) با پوست سنجاب و خز و دكمه صدف كه از حيوان حرام گوشت باشد, بنابر احتياط نماز نخوانند.
(مسأ له 550) اگر با لباسى كه نميداند از حيوان حرام گوشت تهيه شده است نماز بخواند, نمازش صحيح است ولى اگر فراموش كرده باشد بنابر احتياطبايد دوباره نماز بخواند.
(مسأ له 551) پوشيدن لباس طلا باف براى مردان حرام است و نماز در آن بنابراحتياط باطل است .
(مسأ له 552) زينت كردن به طلا مانند انگشتر طلا, ساعت مچى طلا, زنجيرطلا, گردنبند طلا و عينك طلا براى مردان حرام است و نماز خواندن نيز با آن باطل است .
ولى همه اينها براى زنان در نماز و غير نماز جايز است .
(مسأ له 553) اگر مردى نداند كه انگشتر يا لباسش از طلاست و با آن نماز بخواندنمازش صحيح است ولى اگر فراموش كند, بنابر احتياط بايد دوباره نمازبخواند و اگر وقت گذشته است قضا نمايد.
(مسأ له 554) لباس ابريشم خالص براى مردان در نماز و غير نماز حرام است ونماز را بنابر احتياط باطل ميكند حتى آستر لباس و قطعات كوچكى كه به تنهائى با آنها نميتوان نماز خواند مثل كمربند, كلاه و جوراب نيز نبايد ازابريشم خالص باشد.
(مسأ له 555) نماز در لباسى كه نميداند از ابريشم خالص است يا چيز ديگراشكالى ندارد.
(مسأ له 556) دستمال ابريشمى و مانند آن اگر در جيب مرد باشد اشكال ندارد ونماز را باطل نميكند.
(مسأ له 557 ) پوشيدن لباس ابريشمى براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.
(مسأ له 558) پوشيدن لباس غصبى و ابريشم خالص و طلا باف در حال ناچارى مانعى ندارد و كسى كه ناچار است لباس بپوشد و غير از اينها لباس ندارد, درصورتى ميتواند با آنها نماز بخواند كه تا آخر وقت ناچار باشد.
(مسأ له 559) اگر غير از لباس غصبى , لباس ديگرى ندارد و ناچار نيست لباس بپوشد بايد برهنه نماز بخواند و در صورتى كه لباس او منحصر به لباسى است كه از مردار تهيه شده است و ناچار نيست لباس بپوشد بنابر احتياط بايد يك بار برهنه و يك بار هم با آن لباس نماز بخواند.
(مسأ له 560) اگر غير از لباسى كه از حيوان حرام گوشت تهيه شده لباس ديگرى ندارد چنانچه ناچار باشد لباس بپوشد ميتواند با آن نماز بخواند و اگر ناچارنباشد بنابر احتياط بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند ويك نماز هم با همان لباس بخواند.
(مسأ له 561) اگر مرد غير از لباس ابريشم خالص يا طلا باف لباس ديگرى نداشته باشد چنانچه ناچار نباشد لباس بپوشد بنابر احتياط بايد يك بار با همان لباس و يك بار به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
(مسأ له 562) اگر چيزى ندارد كه در نماز عورت خود را با آن بپوشاند بايد درصورت تمكن بخرد يا كرايه كند و يا عاريه بگيرد ولى اگر تهيه آن مشقت دارديا خريد آن براى او ضرر دارد, در صورتى كه مشقت تهيه لباس يا گرانى آن نوعا قابل تحمل نباشد, ميتواند برهنه نماز بخواند.
(مسأ له 563) انسان بايد از پوشيدن لباسى كه براى امثال او معمول نيست و مايه هتك و سبكى اوست , خوددارى كند و در صورتى كه پوشش او منحصر به آن باشد, بنابر احتياط نمازش باطل است .
(مسأ له 564) اگر مرد لباس زنانه يا زن لباس مردانه بپوشد و زى خود قرار دهدبنابر احتياط حرام است و در صورتى كه پوشش او منحصر به آن باشد بنابراحتياط نمازش باطل است .
(مسأ له 565) كسى كه بايد خوابيده نماز بخواند, اگر برهنه باشد و لحاف اونجس يا ابريشم خالص باشد, بنابر احتياط در نماز خود را با آن نپوشاند و درصورت صدق عرفى پوشيدن , بنابر احتياط نماز باطل است اگر چه برهنه نباشد.
و اگر از اجزاى حيوان حرام گوشت باشد نماز در آن بنابر احتياط باطل است اگر چه برهنه نباشد و اگر چه صدق پوشيدن نكند.
مواردى كه لازم نيست بدن يا لباس نمازگزار پاك باشد (مسأ له 566) اگر بدن يا لباس نمازگزار به خون زخم يا جراحت آلوده باشد وآبكشى بدن و لباس يا تعويض آن براى بيشتر مردم سخت باشد ميتواند با آن نماز بخواند اما اگر شستن خون از لباس يا بدن آسان باشد و با همان وضع نمازبخواند نمازش باطل است .
(مسأ له 567) مقدارى از بدن يا لباس كه معمولا به رطوبت زخم آلوده ميشودنيز حكم خود زخم را دارد.
(مسأ له 568) اگر از زخمهاى داخلى خون به بدن يا لباس برسد, بنابر احتياطنميتواند با آن نماز بخواند ولى با خون بواسيرى كه دانه هاى آن بيرون است ميتوان نماز خواند و اگر دانه هاى آن داخل باشد, بنابر احتياط نميشود نمازخواند.
(مسأ له 569) كسى كه بدنش زخم است اگر در بدن يا لباس خود خونى ببيند ونداند از زخم است يا خون ديگر, بنابر احتياط نميتواند با آن نماز بخواند.
(مسأ له 570) اگر چند زخم در بدن باشد و بعضى از آنها خوب شده باشد, اگربشود زخمهاى خوب شده را آب كشيد, بنابر احتياط بايد آب كشيد اگر چه نزديك به زخمهائى باشد كه هنوز خوب نشده است .
(مسأ له 571) اگر يك يا چند جاى لباس آلوده به خون انسان يا حيوان حلال گوشت باشد در صورتى كه روى هم كمتر از سطح درهم (6) باشد نمازخواندن با آن اشكال ندارد.
اما نماز با خون سگ يا خوك يا كافر يا مردار ياحيوان حرام گوشت يا خون حيض يا نفاس يا استحاضه باطل است (7).
ولى اگر خون در بدن باشد اگر چه كمتر از درهم باشد بنابر احتياط بايد شست .
(مسأ له 572) خونى كه به لباس بيآستر بريزد و به پشت آن برسد دو خون حساب نميشود مگر در صورتى كه ضخيم باشد و نيز اگر پشت آن جداخونى شود يا لباس آستر داشته باشد و خون به آستر برسد بايد هر كدام راجداگانه حساب كرد.
(مسأ له 573) اگر خون بدن يا لباس كمتر از درهم باشد ولى رطوبتى به آن برسدكه اطراف را آلوده كند نماز خواندن با آن بنابر احتياط جايز نيست اگر چه رطوبت و خون به اندازه درهم نباشد و اگر اطراف را آلوده نكند نماز خواندن در آن اشكال دارد مگر آنكه رطوبت در خون مستهلك شود.
و اگر نجاست ديگرى روى خون بريزد نماز خواندن با آن مطلقا جايز نيست .
(مسأ له 574) اگر لباسهاى كوچك نمازگزار كه نميتوان با آنها عورت راپوشاند, نجس باشد چنانچه از مردار يا حيوان حرام گوشت نباشد نماز با آنهاصحيح است .
بنابر اين اگر كلاه يا جوراب يا انگشتر نماز گزار نجس باشد نمازصحيح است .
(مسأ له 575) چيزهاى نجس كه با آن نميتوان عورت را پوشاند اگر همراه نمازگزار باشد اشكالى ندارد مثل دستمال , كليد و چاقوى نجس .

آداب لباس نمازگزار (مسأ له 576) چند چيز در لباس نمازگزار مستحب است از آن جمله : عمامه باتحت الحنك , پوشيدن عبا و لباس سفيد و پاكيزه ترين لباسها و استعمال بوى خوش و دست كردن انگشتر عقيق .
(مسأ له 577) امورى كه خوب است نمازگزار از آنها پرهيز كند عبارتند ازپوشيدن لباس سياه و چرك و تنگ و لباس شرابخوار و لباس كسى كه ازنجاست پرهيز نميكند و لباسى كه نقش صورت دارد و نيز باز بودن تكمه هاى لباس و دست كردن انگشترى كه نقش صورت دارد.

مكان نمازگزار (مسأ له 578 ) كسى كه در ملك غصبى نماز ميخواند اگر چه روى فرش و تخت و مانند اينها باشد بنابر احتياط نمازش باطل است .
بلكه بنابر احتياط در زيرسقف و خيمه غصبى نيز اگر عرفا تصرف در آنها حساب شود نماز صحيح نيست .
(مسأ له 579) اگر صاحب خانه در خانه اى كه اجاره داده است بدون اجازه مستأ جر نماز بخواند, بنابر احتياط نمازش باطل است همچنين است اگر درملكى نماز بخواند كه ديگرى در آن حق دارد مثلا اگر ميت وصيت كرده باشدكه ثلث مال او را به مصرفى برسانند تا وقتى كه ثلث را جدا نكنند, بنابر احتياطنميتوان در ملك او نماز خواند.
(مسأ له 580) اگر كسى جاى شخص ديگرى را در مسجد بگيرد و در آنجا نمازبخواند, بنابر احتياط نمازش باطل است .
(مسأ له 581) اگر در جائى كه شك دارد غصبى است نماز بخواند و بعد از نمازبفهمد, بنابر احتياط نماز او باطل است و اگر در جائى كه غصبى بودن آن رافراموش كرده نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد, نماز او صحيح است مگرآنكه خودش غصب كرده باشد كه در اين صورت بنابر احتياط نمازش باطل است .
(مسأ له 582) اگر بداند جائى غصبى است ولى نداند كه در جاى غصبى نمازباطل است و در آن جا نماز بخواند, بنابر احتياط نماز او باطل ميباشد.
(مسأ له 583) كسى كه در ملكى با ديگرى شريك است اگر سهم او جدا نباشد,بدون اجازه شريكش نميتواند در آن ملك تصرف كند و نماز بخواند.
(مسأ له 584) اگر با عين پولى كه خمس يا زكات آن را نداده ملكى بخرد تصرف او در آن ملك بنابر احتياط حرام و نمازش هم در آن باطل است .
همچنين است اگر نسيه بخرد و در هنگام خريد قصدش اين باشد كه از چنين پولى بدهياش را بدهد.
(مسأ له 585) اگر صاحب ملك به زبان , اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداندكه قلبا راضى نيست , نماز خواندن در ملك او بنابر احتياط باطل است و اگراجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلبا راضى است نماز صحيح است .
(مسأ له 586) تصرف در ملك ميتى كه خمس يا زكات بدهكار است حرام و بنابراحتياط نماز در آن باطل است مگر آنكه بدهى او را بدهند و يا ضامن شوند كه بدهند.
(مسأ له 587) تصرف در ملك ميتى كه به مردم بدهكار است حرام و بنابر احتياطنماز در آن باطل است .
مگر آنكه طلبكارها يا كسان ديگرى كه اختيار اموال بدست آنهاست اجازه دهند.
(مسأ له 588) اگر ميت قرض نداشته باشد ولى بعضى از ورثه او صغير يا ديوانه يا غايب باشند تصرف در ملك او بنابر احتياط حرام و نماز در آن باطل است .
(مسأ له 589) نماز خواندن در مسافرخانه ها و اماكن عمومى براى مسافران ومشتريان اشكال ندارد اما ديگران كه مسافر و مشترى آن اماكن نيستند بنابراحتياط بايد اجازه داشته باشند.
همچنين در غير اين قبيل اماكن در صورتى ميشود نماز خواند كه مالك آن اجازه بدهد و بدون اجازه بنابر احتياط نماز باطل است .
(مسأ له 590) در زمينهاى بسيار وسيع كه براى مردم مشكل است موقع نماز ازآنجا به جاى ديگر بروند در صورتى كه فعلا زراعت نداشته باشد ميتوان بدون اجازه مالك نماز خواند ولى اگر بدانند يا گمان داشته باشند كه مالك راضى نيست و يا مالك صغير و يا مجنون باشد, نميتوانند در آنجا نمازبخوانند.
(مسأ له 591) مكان نماز گزار بنابر احتياط بايد بيحركت باشد ولى اگر ناچارباشد در جايى كه حركت دارد مثل كشتى و قطار و هواپيما نماز بخواند بايدبقدر امكان استقرار و قبله را مراعات كند و موقع تغيير جهت به سمت قبله برگردد و هنگام تكانهاى شديد كه مانع ايستادن و ركوع و سجده است نمازنخواند.
(مسأ له 592) در جايى كه ايستادن در آنجا حرام است مثل زير سقفى كه نزديك است خراب شود يا روى فرشى كه اسم خدا بر آن نوشته شده است نبايد نمازبخواند و اگر خواند نمازش بنابر احتياط باطل است و نيز در جايى كه به خاطرباد و باران و جمعيت زياد اطمينان دارد كه نميتواند نماز را تمام كند بنابراحتياط نمازش صحيح نيست اگر چه اتفاقا تمام كند و در صورتى كه اطمينان ندارد كه بتواند نماز را تمام كند اگر اتفاقا تمام كرد صحيح است و اگر در بين نماز تعادلش به هم بخورد, نماز باطل است .
(مسأ له 593) در جايى كه سقف آن كوتاه است بطورى كه نميتواند راست بايستد يا آنقدر كوچك است كه جاى ركوع و سجود ندارد نماز باطل است .
(مسأ له 594) بنابر احتياط بايد مساوى و جلوتر از قبر پيغمبر و امام (ع ) نمازنخواند و اگر اين كار بياحترامى باشد حرام است و نماز نيز بنابر احتياط باطل .
اما اگر ديوارى بين قبر مطهر و نمازگزار باشد به طورى كه موجب بياحترامى نباشد, اشكالى ندارد ولى فاصله شدن صندوق شريف و ضريح و پارچه اى كه روى آن است , كافى نيست .
(مسأ له 595) اگر مكان نمازگزار نجس باشد اشكالى ندارد اما نبايد طورى ترباشد كه بدن يا لباس او نجس شود.
ولى محل سجده بايد پاك باشد.
(مسأ له 596) بنابر احتياط بايد زن عقبتر از مرد بايستد و جاى سجده او اقلابرابر دو زانوى مرد در حال سجده باشد.
اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد و باهم وارد نماز شوند بايد نماز را دوباره بخوانند و همچنين است بنابر احتياطاگر يكى زودتر از ديگرى به نماز بايستد.
ولى اگر بين آنها پرده يا حائلى باشداشكال ندارد و بهتر است حدود پنج متر بين آنها فاصله باشد (در اين حكم محرم و غيرمحرم تفاوتى ندارد).
(مسأ له 597) بنابر احتياط توقف زن و مرد نامحرم در جاى خلوتى كه كسى نتواند وارد شود جايز نيست و نمازشان نيز بنابر احتياط صحيح نيست .
(مسأ له 598) بنابر احتياط نماز خواندن در جايى كه آلات موسيقى مينوازند, ياصداى لهو و لعب شنيده ميشود, يا انسان در معرض گناه ديگرى قرارميگيرد, باطل است .
همچنين است در جايى كه مجلس گناه باشد مثل آنكه شراب بخورند يا قمار بزنند يا غيبت بكنند.

جاهايى كه نماز خواندن در آنجا مستحب يا مكروه است (مسأ له 599) در شرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است , كه نماز را درمسجد بخوانند و همسايه مسجد تا عذرى نداشته باشد مكروه است نماز را درغير مسجد بخواند.
و بهتر از همه مسجدها مسجدالحرام است و بعد از آن مسجد پيغمبر(ص ) و بعد مسجد كوفه و بعد از آن مسجد بيت المقدس و بعداز مسد بيت المقدس , مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محله و بعد ازمسجد محله , مسجد بازار است .
(مسأ له 600) نماز در حرم امامان (ص ) مستحب و بهتر از نماز در مسجد است .
(مسأ له 601) براى زنها نماز خواندن در هر جا كه از ديد نامحرم محفوظترباشد, بهتر است چه مسجد باشد و چه خانه .
(مسأ له 602) نماز خواندن در حمام , زمين نمكزار, مقابل انسان , مقابل درب باز, در جاده و خيابان و كوچه , مقابل آتش و چراغ , در آشپزخانه و هر جا كوره آتش باشد, مقابل چاه و چاله فاضلاب , رو به روى عكس و مجسمه چيزى كه روح دارد, در اتاقى كه جنب در آن باشد در جايى كه عكس باشد اگر چه در مقابل نباشد, مقابل قبر, روى قبر, بين دو قبر و در قبرستان مكروه است .
نمازدر كوچه و خيابان اگر مزاحمت براى عابران باشد حرام و بنابر احتياط باطل است .
(مسأ له 603) كسى كه در محل عبور مردم نماز ميخواند يا كسى روبروى اوست , مستحب است چيزى جلو خود بگذارد و اگر چوب يا ريسمانى هم باشد كافى است .

پاورقى 
1ـ در اين مسأ له احتياط ممكن نيست .
2ـ شرط غصبى نبودن مبنى بر احتياط لازم است .
3ـ در اين مسأ له احتياط بين همه فتاوا ممكن نيست .
4ـ در صورت تنگى وقت احتياط بين همه فتاوا ممكن نيست زيرا بعضى ميگويند بايد با لباس نجس نماز بخواند.
در صورت تنگى وقت احتياط بين همه فتاوا ممكن نيست زيرا بعضى ميگويند بايد با لباس نجس نماز بخواند.
5ـ دايره اى به قطر 23 ميليمتر.
6ـ در مورد خونهاى سه گانه اخير حكم مبنى بر احتياط است .