وضو

وضوى جبيره

وضو وضو شستشوى مخصوصى است كه انسان پيش از نماز براى تطهير دل ونزديك شدن به خدا انجام ميدهد تا آماده شود با معبود خود گفتگو كند.
فلسفه وضو محدود به نظافت و رعايت بهداشت نيست بلكه اسرار ديگرى نيز در آن نهفته است كه مهمترين آن تقويت بندگى و اطاعت در برابر خداست .
(مسأ له 265) در وضو واجب است صورت و دستها را بشويند و جلوى سر وروى پاها را مسح كنند.
(مسأ له 266) صورت را بايد از بالاى پيشانى (رستنگاه مو) تا پائين چانه به مقدارى كه بين انگشت وسط و شست قرار ميگيرد, شست .
(مسأ له 267) افرادى كه دست يا صورت آنها از معمول بزرگتر يا كوچكتر است بايد افراد معمولى را معيار قرار دهند مگر آنكه دست و صورت آنها با هم متناسب باشد.
(مسأ له 268) اگر احتمال دهد چرك , چسب , رنگ , گچ يا مانع ديگرى در اعضاى وضو باشد كه نگذارد آب به پوست برسد, چنانچه احتمال او در نظر مردم بجاباشد بايد پيش از وضو وارسى و برطرف نمايد.
(مسأ له 269) اگر پوست صورت از لاى مو پيدا باشد بايد آب را به پوست برساندو اگر پيدا نباشد شستن مو كافى است و اگر شك كند كه پوست صورت از لاى مو پيداست يا نه , بنابر احتياط بايد آب را به پوست برساند و مو را هم بشويد.
(مسأ له 270) شستن توى بينى و مقدارى از لب و چشم كه در وقت بستن دهان وچشم ديده نميشود, واجب نيست .
(مسأ له 271 ) در وضو ميتواند صورت را با دست راست يا دست چپ و يا هر دودست شستشو دهد, بلكه اگر آب را از بالا به پايين به همه مقدار واجب برساند, لازم نيست دست بكشد.
(مسأ له 272) بنابر احتياط بايد دستها و همچنين صورت را از بالا به پائين شست ,در غير اين صورت بنابر احتياط وضو باطل است .
(مسأ له 273) اگر در اثناى شستن اشتباها دست از پايين به بالا حركت كند يادست طورى قرار بگيرد كه آب وضو به طرف آرنج سرازير شود اشكال ندارد.
(مسأ له 274 ) بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ راز آرنج تا سر انگشتها بشويد او اگر فقط تا مچ دست بشويد وضو باطل است .
(مسأ له 275 ) شستن دستها تا مچ پيش از شستن صورت واجب نيست , مگراينكه دستها نجس باشند و اين شستن جزو وضو نيست .
پس كسى كه پيش ازشستن صورت دستهاى خود را تا مچ شسته باشد, هنگام وضو بايد دستها را تاسر انگشتها بشويد و اگر تنها از آرنج تا مچ بشويد وضويش باطل است .
(مسأ له 276) بنابر احتياط صورت و دستها را فقط يكبار بشويد.
منظور از يكبارشستن آن است كه تمام عضو را به قصد وضو بشويد, خواه با يك مشت آب ياچندين مشت آب وقتى كه يقين كند تمام عضو شسته شده است , يك مرتبه حساب ميشود و اگر با يك مشت آب كه به قصد وضو ميريزد تمام عضو شسته شود بنابر احتياط بايد به همان اكتفا كند.
(مسأ له 277 ) بعد از شستن هر دو دست , بنابر احتياط بايد دست راست را روى قسمت جلوى سر گذارده و از بالا به پائين مختصرى حركت دهد, اين عمل رامسح گويند.
مسح بايد با رطوبت باقيمانده در دست انجام شود و اگر رطوبتى در دست نمانده باشد بايد از چانه خود رطوبت بگيرد و با آن مسح كند.
رطوبت گرفتن از غير چانه براى مسح اشكال دارد.
(مسأ له 278) هرگاه به سبب گرمى هوا يا علل ديگر هيچ رطوبتى در اعضا براى مسح باقى نماند بنابر احتياط هم با آب خارج مسح كند و هم بعد از وضو تيمم كند.
كند.
(مسأ له 279) لازم نيست پوست سر مسح شود.
ميتوان روى موها را مسح كردولى اگر موها به قدرى انبوه باشد كه اگر شانه شود روى پيشانى را بگيرد بايدانتهاى موها را مسح كرد.
(مسأ له 280) بعد از مسح بايد با رطوبت باقيمانده در دست , روى پاها را از سريكى از انگشتها تا مفصل مسح نمود و بنابر احتياط بايد پاى راست را با دست راست و پاى چپ را با دست چپ مسح كرد.
(مسأ له 281) بهتر است با تمام كف دست , تمام روى پا مسح شود و در مسح سرنيز مقدارى به طول يك انگشت مسح شود و احتياط اين است كه پهناى مسح سر و مسح پا, سه انگشت بسته باشد.
(مسأ له 282) بنابر احتياط دست را بر سر انگشتها بگذارد و بعد به پشت پابكشد نه آنكه تمام دست را روى پا بگذارد و كمى بكشد.
(مسأ له 283) در مسح سر و پا بايد دست را روى آنها بكشد و اگر دست را ثابت نگهدارد و سر يا پا را به آن بكشد وضو باطل است .
(مسأ له 284) جاى مسح بايد خشك باشد و يا رطوبت كمى داشته باشد بطورى كه رطوبت مسح بر آن غلبه كند.
(مسأ له 285) اگر رطوبت كف دست فقط به اندازه مسح سر باشد بايد سر را باهمان رطوبت مسح كند و براى مسح پا بنابر احتياط فقط از چانه خود رطوبت بگيرد.
(مسأ له 286) كسى كه يك دست او از مرفق يا بالاتر قطع شده است بايد با دست ديگر اول پاى راست و بعد پاى چپ را مسح كند.
(مسأ له 287) كسى كه نميتواند خم شود تا پاى خود را مسح كند بايد كسى به نيابت از او از دستش رطوبت بگيرد و پاهايش را مسح كند.
(مسأ له 288) مسح كردن از روى جوراب و كفش باطل است ولى اگر به خاطرسرماى شديد يا ترس از دزد و درنده و مانند اينها نتواند كفش يا جوراب خودرا درآورد و يا آنكه تقيه در بين باشد, بنابر احتياط بايد بر جوراب و كفش مسح كند و تيمم نيز انجام دهد.
(مسأ له 289) اگر روى پا نجس باشد و نتواند براى مسح آنرا آب بكشد, بنابراحتياط بايد تيمم كند و وضو هم بگيرد و مسح جبيره اى انجام دهد يعنى پارچه پاك و خشكى روى آن ببندد و روى آنرا مسح كند.

وضوى ارتماسى وضوى ارتماسى آن است كه انسان به قصد وضو صورت و دستها را در آب فرو ببرد.
چون بعضى فقها فرو بردن دست در آب و بيرون آوردن به قصد وضو راكافى نميدانند و ميفرمايند بايستى در هنگام فرو بردن اعضا در آب , نيت وضوى ارتماسى بشود در نتيجه هنگام بيرون آوردن , آبهايى كه بر دست ميماند آب خارج محسوب ميشود و از سويى لازم ميدانند مسح پاى راست با دست راست انجام شود, بنابر اين وضوى ارتماسى همواره با اشكال روبروست مگر آنكه فقط صورت را به طور ارتماسى بشويد.

آداب وضو (مسأ له 290) كسى كه وضو ميگيرد مستحب است موقعى كه نگاهش به آب ميافتد بگويد: (بسم اللّه و باللّه و الحمد للّه الذى جعل المأ طهورا و لم يجعله نجسا) و موقعى كه پيش از وضو دست خود را ميشويد بگويد: (أ للهم اجعلني من التوابين و اجعلني من المتطهرين ) پس از آنكه دستها را از آلودگى تميز نمود, مستحب است آب در دهان نموده وبيرون بريزد و هنگام اين عمل كه به آن مضمضه ميگويند, بگويد: (أ للهم لقني حجتي يوم أ لقاك و أ طلق لساني بذكرك ) همچنين مستحب است آب در بينى كرده و بيرون بريزد و هنگام انجام اين كاركه به آن استنشاق ميگويند, بگويد: (اللهم لا تحرم على ريح الجنة و اجعلنى ممن يشم ريحها و روحها و طيبها) مستحب است هنگام شستن صورت بگويد: (أ للهم بيض وجهي يوم تسود فيه الوجوه و لاتسود وجهي يوم تبيض فيه الوجوه ) و در وقت شستن دست راست بگويد: (أ للهم أ عطني كتابي بيميني و الخلد في الجنان بيساري و حاسبني حسابايسيرا) و موقع شستن دست چپ بگويد: (أ للهم لا تعطني كتابي بشمالي و لا من ورأ ظهري و لا تجعلها مغلولة إ لى عنقي وأ عوذ بك من مقطعات النيران ) و موقعى كه سر را مسح ميكند بگويد: (أ للهم غشني برحمتك و بركاتك و عفوك ) و در وقت مسح پا بگويد: (أ للهم ثبتني على الصراط يوم تزل فيه الاقدام واجعل سعيي فيما يرضيك عني يا ذالجلال و الا كرام ) (مسأ له 291) وضو گرفتن در توالت كراهت دارد.

شرائط وضو (مسأ له 292) آب وضو بايد پاك باشد و اگر ندانسته با آب نجس وضو بگيردنماز باطل است .
همچنين بنابر احتياط بايد آلوده به چيزى نباشد كه انسان ازآن متنفر است مثل ادرار حيوانات حلال گوشت .
(مسأ له 293) آب وضو بايد مضاف نباشد و اگر ندانسته با آب مضاف وضوبگيرد.
نمازى كه خوانده باطل است .
(مسأ له 294) كلر موجود در آب و تيره گى ناشى از گل و لاى رودخانه موجب نميشود كه آب مضاف شود.
(مسأ له 295) آب وضو و ظرف آن و فضائى كه در آنجا وضو ميگيرد بايد مباح باشد.
بنابر اين وضو با آب غصبى و آبى كه معلوم نيست صاحب آن راضى است يا نه و در فضاى غصبى حرام و باطل است .
(3) (مسأ له 296) وضو گرفتن در هتلها, بيمارستانها, ادارات , پاساژها و مانند اينهابراى كسانى كه ساكن اين اماكن نيستند, در صورتى صحيح است كه معمولاكسانى هم كه ساكن آن جا نيستند, در آنجا وضو بگيرند و از اين راه به رضايت صاحبان آنها وثوق پيدا شود.
(مسأ له 297) وضو گرفتن از نهرهاى بسيار بزرگ جايز است .
اما اگر مالك آن نهى كند يا بدانيم كه راضى نيست , بنابر احتياط نبايد از آن وضو گرفت .
(مسأ له 298) وضو گرفتن از وضوخانه مسجدى كه قصد نماز خواندن در آن مسجد را ندارد در صورتى بى اشكال است كه وضوخانه وقف عموم باشد.
(مسأ له 299) اگر فراموش كند كه آب غصبى است و با آن وضو بگيرد وضوى اوصحيح است مگر آنكه خودش غصب كرده باشد كه در اين صورت بنابراحتياط, وضو باطل است .
(مسأ له 300 ) بنابر احتياط واجب , ظرف آب وضو نبايد از جنس طلا يا نقره باشد.
(مسأ له 301) اعضاى وضو و جاى مسح بايد پاك باشد.
(مسأ له 302) اگر پيش از تمام شدن وضو جائى را كه شسته يا مسح كرده است نجس شود, وضو صحيح است ولى قبل از شروع به نماز بايد آنجا را آب بكشد.
(مسأ له 303) اگر يكى از اعضاى وضو نجس باشد و بعد از وضو شك كند كه پيش از وضو آن جا را آب كشيده است يا نه , اگر بداند موقع وضو متوجه نجاست آن نبوده است , بنابر احتياط وضوى او باطل است و اگر بداند متوجه بوده و يا شك داشته باشد كه توجه به آن داشته است يا نه , وضوى او صحيح است و در هر دو صورت براى نماز بايد آنرا آب بكشد.
(مسأ له 304) اگر در صورت يا دست , بريدگى يا زخمى باشد كه از آن خون جارى است و آب براى آن ضرر ندارد, بايد در آب كر يا جارى فرو ببرد يا زيرآب شير بگيرد و قدرى فشار دهد كه خون بند بيايد و احاطه آب بر آن موضع قطع شود, بعد به قصد وضو انگشت خود را ازبالا به پايين روى بريدگى حركت دهد تا آب بر آن جارى شود.
(مسأ له 305) هرگاه وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد تمام نماز يامقدارى از آن بعد از وقت خوانده شود, بايد تيمم كند اما اگر تيمم هم به اندازه وضو وقت لازم داشته باشد بايد وضو بگيرد.
(مسأ له 306) كسى كه به خاطر تنگى وقت , وظيفه اش تيمم است اگر براى خواندن همان نماز وضو بگيرد وضويش باطل است و اگر به قصد آنكه طاهرباشد وضو بگيرد وضوى او صحيح است .
(مسأ له 307) لازم نيست نيت وضو را بر زبان بياورد و يا از قلب خود بگذراند.
همينكه افعال وضو را به قصد اطاعت خدا بجا آورد, كافى است .
(مسأ له 308) در وضو بايد ترتيب را مراعات كند يعنى اول صورت , بعد دست راست و سپس دست چپ را بشويد و بعد از آن سر و بعد پاى راست و در آخرپاى چپ را مسح كند.
(4) (مسأ له 309) كارهاى وضو را بايد پشت سر هم انجام دهد و اگر بين آنها به قدرى مكث كند كه رطوبت تمام قسمتهائى كه قبلا شسته يا مسح كرده خشك شود, وضو باطل است .
همچنين اگر قدرى فاصله شود كه عرفا نگويند پشت سر هم وضو گرفته , بنابر احتياط وضو باطل است اگر چه اعضاى قبلى خشك نشده باشد.
(مسأ له 310) اگر كارهاى وضو پشت سر هم انجام شود ولى در اثر گرماى هوا ياوزش باد رطوبت قسمتهاى قبل خشك شود, وضو صحيح است .
(مسأ له 311) راه رفتن در بين وضو اشكال ندارد, پس اگر بعد از شستن صورت و دستها, چند قدم راه برود و بعد سر و پاها را مسح كند, وضوى او صحيح است .
(مسأ له 312) افعال وضو را بايد خود انسان انجام دهد.
اگر ديگرى او را وضودهد يا در شستن و مسح او را كمك كند وضو باطل است .
ولى كمك گرفتن در مقدمات وضو اشكالى ندارد مثل اينكه كسى براى او آب بياورد يا مشت او راپر از آب كند.
(مسأ له 313) كسى كه نميتواند وضو بگيرد بايد كمك بگيرد ولى خودش نيت كند و اگر مشاركت خود شخص ممكن نيست بايد نايب بگيرد و بنابر احتياطاو و نايب هر دو نيت وضو نمايند و مسح را خودش انجام دهد و اگر نميتواندنايبش دست او را بگيرد و به سر و پاى او بكشد و اگر اين هم ممكن نيست بايد از دست او رطوبت بگيرد و سر و پاى او را با آن مسح كند و بنابر احتياطدر صورت امكان تيمم هم بكند.
اما هر كدام از كارهاى وضو را كه بتواند به تنهائى انجام دهد نبايد براى آن كمك بگيرد.
(مسأ له 314) كسى كه ميترسد اگر وضو بگيرد مريض شود يا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند, بنابر احتياط نبايد وضو بگيرد و وظيفه اش تيمم است و اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و در واقع ضرر داشته باشد,بنابر احتياط وضويش باطل است .
(مسأ له 315) اگر بداند چيزى به اعضاى وضو چسبيده است ولى نداند كه آيا ازرسيدن آب جلوگيرى ميكند يا نه بايد آن را برطرف كند يا آب را به زير آن برساند.
(مسأ له 316) عينك نامرئى كه روى عنبيه قرار ميگيرد, چون داخل چشم قراردارد مانع از صحت وضو و غسل نيست .
(مسأ له 317) رنگ موهايى كه خانمها براى رنگ كردن مو يا ابرو به كار ميبرندو نيز جوهر خودكار يا خودنويس كه بر دست ميماند, چنانچه مثل رنگ حناباشد يعنى جرم نداشته باشد, براى وضو و غسل اشكال ندارد.
(مسأ له 318) اگر ناخن از حد معمول بلندتر باشد و چرك زير آن , مانع رسيدن آب وضو باشد بايد آنرا برطرف كرد.
(مسأ له 319) اگر در صورت يا دستها و يا جاهاى مسح به واسطه سوختگى ياآسيب ديدن , برآمدگى به وجود آيد شستن و مسح روى آن كافيست و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زير پوست لازم نيست .
بلكه اگر پوست يك قسمت كنده شود لازم نيست آب را به زير قسمتى كه پوست آن كنده نشده است برساند.
(مسأ له 320) اگر انسان شك داشته باشد كه به اعضاى وضو چيزى چسبيده است يا نه , چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد مثل آنكه بعد از رنگ كارى شك كند, بايد قبل از وضو وارسى كند و ذرات احتمالى رنگ را برطرف كند.
(مسأ له 321) چرك دست و صورت هر چند زياد باشد اگر مانع از رسيدن آب به پوست نباشد وضو صحيح است همچنين اگر بعد از گچكارى و مانند آن سفيدى مختصرى كه از رسيدن آب به پوست جلوگيرى نميكند بر دست بماند وضو اشكالى ندارد ولى اگر شك كند كه با بودن آن , آب به پوست ميرسد يا نه بايد آنرا برطرف كند.
(مسأ له 322) اگر پيش از وضو بداند كه به بعضى از اعضاى وضو چيزى چسبيده است و بعد از وضو شك كند كه در موقع وضو آنرا برطرف كرده است يا نه چنانچه احتمال دهد كه در حال وضو ملتفت بوده است وضوى اوصحيح است و اگر بداند كه موقع وضو ملتفت آن نبوده است , بنابر احتياط بايددوباره وضو بگيرد.
(مسأ له 323) اگر بعد از وضو چيزى كه مانع رسيدن آب به عضو است ببيند ولى نداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده است به شرط اينكه احتمال بدهد درحال وضو توجه به اين امر داشته است وضوى او صحيح است ولى اگر بداندموقع وضو ملتفت آن نبوده است , بنابر احتياط بايد دوباره وضو بگيرد.
(مسأ له 324) اگر بعد از وضو شك كند چيزى كه مانع رسيدن آب است دراعضأ وجود داشته است يا نه , چنانچه احتمال بدهد كه در حال وضو توجه به اين امر داشته است , وضوى او صحيح است .
(مسأ له 325 ) براى آب وضو و غسل لازم نيست چاه جداگانه اى اختصاص داده شود.

احكام وضو

شك در وضو (مسأ له 326) كسى كه در كارهاى وضو و شرائط آن خيلى شك ميكند چنانچه به حد وسواس برسد بايد به شك خود اعتنا نكند و در صورتى كه كثير الشك باشد, بنابر احتياط بايد اعتنا كند.
(مسأ له 327) اگر شك كند كه وضوى او باطل شده است يا نه , وضوى او باقيست ولى اگر مرد بعد از ادرار استبرا نكرده باشد و وضو بگيرد و بعد از وضورطوبتى از او خارج شود كه نداند ادرار است يا چيز ديگر, وضوى او باطل است .
(مسأ له 328) كسى كه شك دارد وضو گرفته يا نه , بايد وضو بگيرد.
(مسأ له 329) كسى كه ميداند وضو گرفته و حدثى هم از او سرزده است مثلاادرار كرده است ولى نميداند كدام جلوتر بوده , وضويش اعتبار ندارد و اگر باآن وضو نماز خوانده است , بنابر احتياط بايد با وضوى جديد اعاده نمايد.
(مسأ له 330) اگر بعد از نماز شك كند كه وضو گرفته است يا نه , در صورتى كه احتمال بدهد هنگام شروع نماز توجه به وظيفه اش داشته است , نماز اوصحيح است ولى براى نمازهاى بعد بايد وضو بگيرد.
(مسأ له 331) اگر در بين نماز شك كند كه وضو گرفته است يا نه , احتياط آن است كه نماز را تمام كند و بعد وضو بگيرد و نماز را دوباره بخواند.
(مسأ له 332) اگر احتياط انسان را در معرض وسواس قرار دهد حرام است مثل كسى كه بيش از حد در وضو دست ميكشد و زياده از اندازه آب ميريزد به خصوص در وضو كه اگر دست چپ را بيش از اندازه آب بريزد مسح اواشكال پيدا ميكند چون مسح با آب جديد انجام ميشود بلكه اگر زياد آب نريزد ولى زيادتر از اندازه دست بكشد باز مسح او اشكال پيدا ميكند چون با آب مخلوط با رطوبت ساعد انجام ميشود.
(مسأ له 333) اگر بعد از نماز بفهمد كه وضوى او باطل شده است ولى شك كندكه قبل از نماز باطل شده است يا بعد از نماز, چنانچه احتمال بدهد در هنگام شروع نماز, توجه به وظيفه اش داشته است نمازى كه خوانده صحيح است .
كسى كه ريزش ادرار دارد (مسأ له 334) اگر انسان مرضى دارد كه ادرار او قطره قطره ميريزد يا نميتواند ازبيرون آمدن مدفوع يا باد خوددارى كند, چنانچه يقين دارد كه از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پيدا ميكند, بايدنماز را در وقتى كه مهلت پيدا ميكند بخواند, و اگر مهلت او به مقدار كارهاى واجب نماز است , بايد در وقتى كه مهلت دارد فقط كارهاى واجب نماز را به جا آورد و كارهاى مستحب آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترك نمايد.
(مسأ له 335) كسى كه ادرار يا مدفوع يا باد پى در پى از او خارج ميشود و به مقدار وضو و نماز مهلت پيدا نميكند, اگر وضو گرفتن در وسط نماز براى اوسخت نيست و اين كار موالات نماز را به هم نميزند, بنابر احتياط بايد هروقت ادرار يا مدفوع يا باد از او خارج شد, بلافاصله موضع را بشويد(1) ووضو بگيرد و بنابر احتياط همان نماز را دوباره با يك وضوى ديگر بخواند واين بار اگر در بين نماز چيزى از او خارج شد اعتنا نكند و چنانچه وضو گرفتن بعد از هر مرتبه براى او سخت است يا موالات را بهم ميزند, بنابر احتياطبراى هر نماز يك وضو بگيرد.
(مسأ له 336) كسى كه ادرار يا مدفوع يا باد پى در پى از او خارج ميشود, بايدبراى هر نمازى وضو بگيرد و فورا مشغول نماز شود, ولى براى به جا آوردن سجده و تشهد فراموش شده و نماز احتياط كه بايد بعد از نماز انجام داد, درصورتى كه آنها را بعد از نماز فورا به جا بياورد, وضو گرفتن لازم نيست .
(مسأ له 337) كسى كه ادرار يا مدفوع از او بياختيار خارج ميشود, بايد براى نماز به وسيله كيسه اى كه در آن پنبه يا چيز ديگرى است , از آلودگى بيشتربدن جلوگيرى كند و بنابر احتياط بايد پيش از هر نماز موضع مدفوع يا موضع ادرار و كيسه را آب بكشد.
(مسأ له 338) كسى كه نميتواند از ريزش ادرار و مدفوع خود جلوگيرى كند اگربتواند بدون مشقت و دردسر خود را معالجه كند بنابر احتياط بايد خود رامعالجه نمايد.
(مسأ له 339) كسى كه نميتواند از بيرون آمدن ادرار و مدفوع خوددارى كند,بعد از آن كه مرض او خوب شد, لازم نيست نمازهايى را كه در وقت مرض مطابق وظيفه اش خوانده قضا نمايد.
ولى اگر در بين وقت نماز مرض او خوب شود, بنابر احتياط بايد نمازى را كه در آن وقت خوانده , دوباره بخواند.

مواردى كه وضو گرفتن واجب يامستحب است : (مسأ له 340 ) براى چند چيز وضو واجب است 1. براى نمازهاى واجب و مستحب غير از نماز ميت .
2. براى سجده و تشهد فراموش شده و سجده سهو بنابر احتياط واجب .
3. براى طواف واجب خانه خدا.
4. اگر نذر يا عهد كرده يا قسم خورده باشد كه با وضو باشد.
5. در صورتى كه ناچار باشد خط قرآن را لمس كند مثل آنكه بخواهد قرآن رااز محل آلوده بيرون آورد.
همچنين بنابر احتياط اگر بخواهد اسم مبارك پيامبراكرم و ائمه اطهار و حضرت زهرا سلام الله عليهم را لمس كند, بايد وضوداشته باشد, ولى اگر يكى از اين اسامى مقدس را در نامگذارى افراد به كار برند, دست زدن بدون وضو به آنها اشكال ندارد.
(مسأ له 341) براى كسى كه وضو ندارد جايز نيست اسم خداوند متعال را به هرزبانى كه نوشته شده , لمس كند.
(مسأ له 342) انگشتر يا گردنبندى را كه روى آن اسم خدا يا پيامبر6 يا يكى ديگراز معصومين نقش بسته است , نبايد در حال جنابت يا حيض يا نفاس و يا بى وضو لمس نمود, ولى اگر طورى باشد كه بدن با آن تماس پيدا نكند, مثلا روكش داشته باشد, اشكال ندارد.
(مسأ له 343) انسان ميتواند پيش از وقت نماز به قصد اينكه با طهارت باشدوضو بگيرد يا غسل كند.
(مسأ له 344) كسى كه يقين دارد وقت داخل شده اگرنيت وضوى واجب كند وبعد از وضو بفهمد وقت داخل نشده , وضوى او صحيح است .
(مسأ له 345) مستحب است انسان براى نماز ميت و زيارت اهل قبور و رفتن به مسجد و حرم امامان (ع ) وضو بگيرد, و همچنين براى همراه داشتن قرآن وخواندن و نوشتن آن و نيز براى لمس حاشيه قرآن و براى خوابيدن , وضوگرفتن مستحب است و نيز مستحب است كسى كه وضو دارد دوباره ((به اميدثواب )) وضو بگيرد, و اگر براى يكى از اين كارها وضو بگيرد هر كارى را كه بايد با وضو انجام داد, ميتواند به جا آورد.

چيزهايى كه وضو را باطل ميكند (مسأ له 346 ) امورى كه وضو را باطل ميكنند عبارتند از: 1. ادرار, مدفوع , باد معده و روده كه از موضع مدفوع خارج شود.
2. خوابى كه در اثر آن , چشم و گوش از كار بيفتد ولى اگر چشم نبيند و گوش بشنود وضو باطل نميشود.
3. كليه امورى كه عقل را زائل كند مثل مستى و بيهوشى .
4. هر كارى كه براى آن غسل لازم باشد مثل جنابت , استحاضه و لمس ميت .

وضوى جبيره پارچه و باندى كه با آن زخم را پانسمان ميكنند و دارويى كه روى زخم و مانندآن ميگذارند جبيره ناميده ميشود و به وضو يا غسل يا تيممى كه به هر علت روى اين باند يا پارچه انجام ميگيرد, وضو يا غسل يا تيمم جبيره اى گفته ميشود.
(مسأ له 347) اگر در يكى از جاهاى وضو, زخم يا دمل يا شكستگى باشد,چنانچه روى آن باز است و آب براى آن ضرر ندارد, بايد بطور معمول وضوگرفت .
(مسأ له 348) اگر زخم يا دمل يا شكستگى در صورت و دستها بوده و روى آن باز باشد و آب ريختن روى آن ضرر داشته باشد, كافى است كه اطراف آن رابشويد, ولى چنانچه كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد, بايد دست تر بر آن بكشد و پارچه پاكى روى آن بگذارد و دست تر را روى پارچه هم بكشد.
و اگراين مقدار هم ضرر دارد يا زخم نجس است و نميشود آب كشيد, بايد اطراف زخم را بطورى كه در وضو گفته شد, از بالا به پايين بشويد و بنابر احتياط پارچه پاكى روى زخم بگذارد و دست تر روى آن بكشد و بنابر احتياط درهمه صور شكستگى تيمم هم بنمايد و اگر گذاشتن پارچه ممكن نيست , بنابر احتياط تيمم بنمايد و وضو هم بگيرد و اطراف زخم را بشويد.
(مسأ له 349) اگر زخم يا دمل يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاها بوده وروى آن باز باشد, چنانچه نتواند آن را مسح كند, بنابر احتياط بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو كه در دست مانده , مسح كندو تيمم هم بنمايد, و اگر گذاشتن پارچه ممكن نباشد, مسح لازم نيست ولى بايد بنابر احتياط هم وضو بگيرد و هم تيمم كند.
(مسأ له 350) اگر روى دمل يا زخم يا شكستگى بسته باشد چنانچه باز كردن آن ممكن است و ضرر و مشقتى ندارد بايد روى آن را باز كرد و وضو گرفت و اگرآب براى آن ضرر دارد و كشيدن دست تر ضرر ندارد, بنابر احتياط بايد دست تر روى آن بكشد و بعد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى آنرا هم دست تربكشد.
اگر نشود روى زخم را باز كرد ولى زخم و چيزى كه روى آن گذاشته پاك است و رسانيدن آب به زخم ممكن است و ضرر و مشقت هم ندارد, بايد آب را به روى زخم برساند, و اگر زخم يا چيزى كه روى آن گذاشته نجس است , چنانچه آب كشيدن آن و رساندن آب به روى زخم بدون زحمت و مشقت ,ممكن باشد بايد آن را آب بكشد و موقع وضو آب را به زخم برساند, و درصورتى كه آب براى زخم ضرر دارد, يا آن كه رساندن آب به روى زخم ممكن نيست , يا زخم نجس است و نميشود آن را آب كشيد, بنابر احتياط بايداطراف زخم را بشويد, و اگر جبيره پاك است روى آن را مسح كند, و اگرجبيره نجس (2) است يا نميشود روى آن را دست تر كشيد, پارچه پاكى را بطورى كه جز جبيره حساب شود, روى آن بگذارد و دست تر روى آن بكشد و تيمم نيز بنمايد و اگر اين هم ممكن نيست بنابر احتياط تيمم نمايد ووضو هم بگيرد.
و در صورتى كه آب براى زخم ضرر ندارد ولى رساندن آب به زخم ممكن نيست و يا زخم نجس است و نميشود آن را آب كشيد بايد غيراز وضوى جبيره كه گفته شد, بنابر احتياط تيمم نيز بنمايد.
(مسأ له 351) اگر جبيره تمام صورت يا تمام يكى از دستها يا هر دو دست يا تمام اعضاى وضو را فرا گرفته باشد, بنابر احتياط بايد وضوى جبيره اى بگيرد وتيمم هم بنمايد.
(مسأ له 352) كسى كه در كف دست و انگشتها جبيره دارد و در موقع وضودست تر روى آن كشيده است , بايد سر و پا را با همان رطوبت مسح كند.
(مسأ له 353) اگر جبيره تمام پهناى روى پا را گرفته ولى مقدارى از طرف انگشتان و مقدارى از طرف بالاى پا باز است , بايد جايى كه باز است روى پا را, و جايى كه جبيره است روى جبيره را مسح كند.
(مسأ له 354) اگر در صورت يا دستها چند جبيره باشد, بايد بين آنها را بشويد واگر جبيره ها در سر يا روى پاها باشد, بايد بين آنها را مسح كند و در جاهايى كه جبيره است به دستور جبيره عمل نمايد.
(مسأ له 355) اگر جبيره بيشتر از معمول اطراف زخم را فرا گرفته و برداشتن آن بدون مشقت ممكن نيست , بنابر احتياط بايد به دستور جبيره عمل كند و تيمم هم بنمايد, و اگر برداشتن جبيره ممكن است بايد جبيره را بردارد, پس اگرزخم در صورت يا دست است , اطراف آن را بشويد و اگر در سر يا روى پاست , اطراف آن را مسح كند و براى زخم به دستور جبيره عمل نمايد.
(مسأ له 356 ) اگر در جاى وضو, زخم و جراحت و شكستگى نيست , ولى به جهت ديگرى آب براى تمام دست و صورت ضرر دارد, بنابر احتياط وضوى جبيره بگيرد و تيمم هم بنمايد ولى اگر براى مقدارى از دست و صورت ضرردارد, بنابر احتياط بايد اطراف آنرا بشويد و پارچه اى روى آن ببندد و دست تربر آن بكشد و تيمم هم بكند.
(مسأ له 357) اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده باشد كه برداشتن آن بدون مشقت ممكن نباشد, بنابر احتياط بايد هم تيمم نمايد و هم وضوى جبيره يا غسل جبيره اى انجام دهد.
(مسأ له 358) غسل جبيره اى مثل وضوى جبيره اى است ولى بايد آن را به طورترتيبى انجام داد نه ارتماسى .
(مسأ له 359) كسى كه وظيفه او تيمم است , اگر در بعضى از جاهاى تيمم او زخم يا دمل يا شكستگى باشد بايد به دستور وضوى جبيره اى , تيمم جبيره اى نمايد.
(مسأ له 360) كسى كه بايد با وضو يا غسل جبيره اى نماز بخواند, چنانچه بداندكه تا آخر وقت عذر او برطرف نميشود, ميتواند در اول وقت نماز بخواند,ولى اگر اميد دارد كه تا آخر وقت عذر او برطرف شود, بنابر احتياط بايد صبركند و اگر عذر او برطرف نشد در آخر وقت نماز را با وضو يا غسل جبيره اى به جا آورد.
(مسأ له 361 ) اگر به خاطر درد چشم , شستن صورت ضرر داشته باشد, بايدتيمم كند و اگر بتواند اطراف چشم و بقيه صورت را بشويد, بنابر احتياط بايدهم وضوى جبيره بگيرد و هم تيمم كند.
(مسأ له 362) كسى كه نميداند وظيفه اش تيمم است يا وضوى جبيره , بايد بنابراحتياط هر دو وظيفه را انجام دهد.
(مسأ له 363) نمازهايى را كه انسان با وضوى جبيره اى خوانده است , درصورتى كه عذر او تا آخر وقت باقى باشد, صحيح است و بعد از آنكه عذرش برطرف شد بايد براى نمازهاى بعد وضو بگيرد.

پاورقى 
1ـ بطلان وضو در فضاى غصبى و ظرف غصبى مبنى بر احتياط است .
2ـ در بعضى از اين موارد, حكم مبنى بر احتياط است .
3ـ شستن موضع فقط در صورت ريزش ادار يا مدفوع لازم است .
4ـ در اين صورت كه زخم نجس است و نميتوان آن را آب كشيد, بعضى ميگويند چنانچه ميتواند دست تر روى آن بكشد, بنابر احتياط بايد دست ترروى آن بكشد و بعد دست تر را آب بكشد و پارچه يا پلاستيك پاكى روى زخم ببندد و روى آن را هم دست بكشد و تيمم هم بكند.