تكليف و تقليد
تكليف شدن , رسيدن به مرحله اى از رشد است كه از آن پس انسان بايد اوامر
ونواهى الهى را مراعات كند. (مسأ له 1)
2. بيرون آمدن منى در خواب يا بيدارى , با اختيار يا بياختيار. 3. روييدن موى زبر روى زهار. بالغ شدن
به استناد روييدن موى زبر در صورت و پشت لب و درسينه و زير بغل و درشت
شدن صدا و مانند اينها اشكال
دارد. (مسأ له 3)
نيز اگر احتمال بدهد كه به مسأ له اى احتياج پيدا بكند بايد بنابر احتياط آن را ياد بگيرد. (2) بر هر مكلفى كه به مرحله اجتهاد نرسيده , واجب است درفروع دين يعنى احكام عملى , از (مسأ له 4 )
تقليد همانطور كه در هر رشته اى به متخصص و كارشناس مربوط به آن ,
مراجعه ميشود, براى شناخت و عمل به دستورات دينى نيز
بايد به متخصص آن كه فقيه نام دارد مراجعه كرد, نظر فقيه را فتوا و
عمل به آن را تقليد ميگويند. (مسأ له 5)
همچنين بايد موثق باشد يعنى فراموشى و اشتباهش از حد متعارف بيشتر نباشد و سابقه فسق معروفى دربين مردم نداشته باشد. به فتواى شاذ و نادر فقيه اعلم نيز نميتوان عمل نمود(3). شرط عدالت در
فقيه و امام جماعت و قاضى و شاهد و موارد ديگربه اين معناست كه
صفت نفسانى ريشه دارى
در شخص باشد كه او را به انجام واجبات و ترك محرمات و امور منافى با
مروت (4) وا دارد
و نشانه آن اين است كه در ظاهر شخص خوبى باشد يعنى اگر از اهل محل يا
همسايگان يا
كسانى كه با او معاشرت دارند وضع او را بپرسند عدالت او را تأ ييد كنند. (مسأ له 7)
3. شهرت يعنى اجتهاد و اعلميت او به حدى در بين اهل علم شايع باشدكه به آن اطمينان پيدا شود. در تقليد نبايد
از ديگرى تبعيت كرد بنابر اين همسر و فرزندان نبايدتابع سرپرست خانواده
باشند. (مسأ له 9)
و اگر احتمال اعلميت در چندنفر يكسان باشد يا چند فقيه در يك سطح باشند, باز وظيفه احتياط است . به دست آوردن فتواى فقيه چهار راه دارد: (مسأ له 10)
اگر انسان احتمال
بدهد كه فتواى فقيه عوض شده است , و تحقيق براى او مشقت نداشته
باشد, بنابر احتياط بايد تحقيق
كند و در زمان تحقيق به فتواى سابق عمل كند به شرط آنكه بلافاصله
در صدد تحقيق برآيد. (مسأ له 12
)
البته چنانكه در مقدمه گفتيم احتياطهاى اين رساله قابل رجوع نيست . اگر فقيه اعلم , قبل يا بعد از بيان فتوا, احتياط كند, آن احتياط,احتياط مستحب نام دارد (مسأ له 13)
مثل آنكه بگويد ظرف نجس با يك مرتبه شستن پاك ميشود, اگر چه احتياط آنست كه سه مرتبه بشويند. تقليد از فقيه ميت ابتدائا جايز نيست , بنابر اين كسى كه به تازگى مكلف شده است , بايد (مسأ له 14)
اگر فقيهى كه انسان از او تقليد ميكند از دنيا برود, بايد بنابراحتياط به فقيه زنده جامع (مسأ له 15)
ولى اگر فقيهى كه از دنيا رفته اعلم باشد, مقلد در مسائلى كه آموخته و به آنها عمل كرده است , در صورتى كه فراموش نكرده و به فتواى فقيه زنده عدول نكرده باشد بايد بر تقليد او باقى باشد ودر بقيه مسائل بايدبين فتواى فقيه سابق و اعلم فقهاى زنده احتياط كند. اگر انسان به فتواى فقيهى
عمل كند, بنابر احتياط ديگر نميتوانددر آن مسأ له از فقيه ديگر
تقليد كند, مگر آنكه فقيه
ديگر از فقيه اول عالمترشده باشد, كه در اين صورت لازم است به فتواى
فقيه ديگر برگردد. (مسأ له 17)
ولى چنانچه تأ خير واقعه و احتياط ممكن نبوده يا مشقت داشته باشد و از انجام عمل محذورى پيش نيايد ميتواند با رعايت سلسله مراتب ازغيراعلم تقليدكند. اگر كسى مسأ له شرعى بپرسد, كسى كه جواب ميدهد اگر اعلميت مرجع خود را احراز (مسأ له 18)
(مسأ له 19) اگر كسى فتواى فقيهى را به ديگرى بگويد و بعد بفهمد كه اشتباه كرده است , در صورتى كه مشقت نداشته باشد بايد اشتباه را برطرف نمايد. همچنين اگر فتواى آن فقيه عوض شده باشد, در صورتى كه مشقت نداشته باشد بايد بنابر احتياط به او خبر دهد. اگر مكلف
مدتى اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد, در صورتى اعمال سابق او صحيح
است كه هم مطابق با فتواى
مجتهدى كه بايد ازاو تقليدميكرده باشد و هم مطابق با فتواى مجتهدى
كه فعلا بايد از او تقليد كند. (مسأ له 21)
كسى كه به مرحله
اجتهاد رسيده است , جايز نيست از ديگرى تقليد كند و كسى كه به
پاورقى
1ـ پانزده سال قمرى در حدود 164 روز زودتر از 15 سال شمسى
تكميل ميشود, و نيز نه سال قمرى در حدود 98 روز زودتر از نه سال شمسى كامل ميگردد. |