تـصرف در محل كسب ـ بعد از نقضاى اجاره ـ بدون رضاى مالك جايز نيست .
و مستاءجر درآمدى را كـه از كـسـب و تجارت در آن محل به دست مى آورد , مالك مى شود , لكن اجرة المثل محل را درمدتى كه بدون رضاى مالك تصرف نموده , بايد پرداخت كند ,واللّه العالم .


سئوال 1228 ـ مـسـتـاءجـر شرعا مى تواند با فرض مساءله پيشين مبلغى بابت سرقفلى و حق پيشه و يا هر نامى ديگر را خواستار شود ؟
جواب بسمه تعالى سـرقفلى دادن محل كسب , معامله مستقلى است كه تراضى طرفين لازم است .
و در فرض سؤال كـه مـسـتـاجر سرقفلى مغاز رانخريده و بابت ان وجهى پرداخت نكرده است نمى تواند بعد ازتمام شدن مدت اجاره بابت سرقفلى وجهى از مالك يا مالكين مغازه مطالبه كند , واللّه العالم .

سئوال 1229 ـ همچنين اگر مستاءجر وجهى بابت سرقفلى و غير آن بانارضايتى آنان بگيرد , و در راه خير صرف كند , آيا نزد خداوندپذيرفته است ؟
جواب بسمه تعالى مـسـتاءجر , بايد وجه ماءخوذ را به صاحب يا صاحبان آن برگرداند .
و بر صرف اموالى كه از طريق حرام و نامشروع به دست آمده است , منفعت و ثواب اخروى مترتب نيست , واللّه العالم .

سئوال 1230 ـ اجير كردن كافر كتابى چه صورت دارد ؟
جواب بسمه تعالى اجير كردن كافر كتابى جهت عمل مباح بلامانع است , واللّه العالم .

سئوال 1231 ـ راننده اى را اجير ساختم تا با ماشين من كار كند و مزدبگيرد .
تا يك سال از او خبرى نشد .
سپس ماشينم را در دست كسى يافتم كه ادعا مى كند خريده است , تكليف من چيست ؟
جواب بسمه تعالى در فرض مزبور بر مشترى لازم است كه ماشين را به مالك آن برگرداند و نمى تواند از مالك پولى را كـه به عنوان ثمن پرداخت نموده مطالبه نمايد .
و همچنين مشترى منافع ماشين را ـ درمدتى كـه در اخـتـيـار وى بـوده ـ ضـامن است , و چنانچه از بابت ماشين مزبور پولى به غير مالك داده مى تواند ان را از گيرنده پول مطالبه كند , واللّه العالم .

سئوال 1232 ـ مغازه اى به صد هزار تومان از صاحبش رهن مى كنم .
بعدمعادل ماهى چهار هزار تومان به او اجاره مى دهم , آيا چنين عملى درست است ؟
جواب بسمه تعالى صد هزار تومانى را كه داديد قرض محسوب مى شود و پولى كه به عنوان سود از اين طريق گرفته مـى شود , جايز نيست .
و اگربخواهيد صد هزار تومان را به او بدهيد و ماهى چهار هزارتومان از او به وجه شرعى بگيريد , بايد با صد هزار تومان سهمى از مغازه او را به بيع شرط بخريد , به اين معنى كـه هـروقت پول شما را داد حق فسخ داشته باشد , و بعد ان سهم را به خود او به ماهى چهار هزار تومان اجاره بدهيد , واللّه العالم .

شركت


سئوال 1233 ـ زمينى را خريدم بعد از مدتى كه قيمت آن افزايش يافت ,شخصى را با خود شريك ساختم و قرار شد نصف قيمت رابدهد , و شريك شود .
مقدارى از وجه را پرداخت قرار شدباقى را چند روز ديگر بپردازد .
حال ايشان مى گويد : شما بايدهمان طور كه خريده ايد , با من حساب كنيد , نه در حال گرانى قيمت ؟
جواب بسمه تعالى چنانچه در وقتى كه ايشان را شريك قرار مى داديد , قيمت ملك رابا ايشان طى كرديد و ايشان هم قـبـول كرد , همان طور كه ظاهرفرض سؤال است , قيمتى را كه با هم توافق كرديد ملاك است , وگفته ايشان در محاسبه قيمت خريد اثرى ندارد , واللّه العالم .

سئوال 1234 ـ چـند چشمه ميان دو آبادى پايين و بالا بوده .
اهالى محله بالا براى شستن لباس و غسل و وضـو و غـيـره استفاده مى كرده اند , اهالى پايين براى آبيارى درختان و باغها آيا به جرم اين كه آب صـابـون و اب تـايـد بـراى درخـتـان و بـاغـهـا ضرردارد , مى توانند اهالى ده بالا را منع نمايند و جلوگيرى كنند ؟
جواب بسمه تعالى در فـرض مـزبـور اهالى محله بالا حق استعمال اب چشمه ها به نحوى كه متعارف بوده را دارند و اهـالـى مـحله پايين حق منع نسبت به ان را ندارند و اگر شستن لباس و نحو ان با استفاده ازمواد شيميائى فعلى باشد كه در سابق متعارف نبوده و براى مزارع مضر است اهالى محله بالا حق ندارند ان را مـخـلـوط اب چـشمه بنمايند بلكه بايد لباس را در خارج چشمه ها بشويند ودر انجا ان را اب بكشند , واللّه العالم .

سئوال 1235 ـ بـا هـمـسرم خانه اى را به شراكت خريده ام , و خيلى ازاثاثيه منزلم مال همسرم مى باشد .
ايـشـان راضى نيست ازاموالش پدر , و مادرم و خواهرم استفاده نمايند .
راه صحيح آن چگونه است كه استفاده نمايم ؟
جواب بسمه تعالى مـى تـوانـيد با يك قرار داد اجاره يا صلح دراز مدت , در ازاى مبلغى , منافع سهم ايشان از منزل و اثاث را به خود اختصاص دهيد , و پس از اين قرار داد , اجازه ايشان لازم نيست , واللّه العالم .

سئوال 1236 ـ شخصى در حريم زمين و قريه ديگران عمارت درست مى كند .
در ابتدا از اهل قريه كسى از آن جـلو گيرى نمى كند .
وقدرت آن را نداشتند , ولى پس از آن اعتراض مى كنند .
تكليف شرعى آن چيست ؟
جواب بسمه تعالى اگر عمارت در حريم شرعى كه در رساله تعيين شده , ساخته شده باشد , اهالى قريه حق مطالبه و اجبار بر خراب كردن آن رادارند , در فرضى كه مزاحمت با اهل قريه داشته باشد , واللّه العالم .

سئوال 1237 ـ در ميان مردم يك روستا هر يك زمين زراعى خود راتعيين حدود كرده اند .
يكى از آنها كه كـمتر از همه زمين دارد ,براى استفاده از علف آن براى زمستان دامهايش , تعيين كرده است .
آيا آنان كه زمين بيشتر دارند , مى توانند از وارد شدن دامهاى آن يك به چراگاه جلوگيرى نمايند ؟
جواب بسمه تعالى حـق مـمـانعت ندارد , مگر با توافقى كه ذيل مساله بعدى گفته مى شود كه بايد بر طبق ان عمل كنند , واللّه العالم .

سئوال 1238 ـ آيا حريم قريه قابل تقسيم است يا خير ؟
اگر فرضا تقسيم شود آيا آن كه دام بيشتر يا زمين و حق بيشتر دارد , مقدم است ؟
جواب بسمه تعالى حريم شرعى قريه متعلق به تمام اهل قريه است , و ملك نيست تا قابل تقسيم باشد , ولى اگر اهل قـريـه توافق كنند كه بعضى ازيك ناحيه و بعضى ديگر از ناحيه ديگر استفاده كنند , مانعى ندارد , چه زمين دار باشند چه حيوان دارد , واللّه العالم .

سئوال 1239 ـ كـسـى كـه در بالاى زمين كسى درختى دارد و آن را مى برد ,سپس از ريشه آن نهالى در زمين ديگرى مى رويد , آيا نهال ازآن صاحب زمين است يا صاحب درخت ؟
جواب بسمه تعالى نهال درخت از صاحب درخت است كه آن را بريده , مگر با صاحب زمين قرار دادى داشته باشد كه در اين صورت اگر درخت رابريد , ديگر حقى در ريشه آن ندارد , واللّه العالم .

سئوال 1240 ـ در روستاها رسم است علفزارهاى كوه را روستاييان ميان خود تعيين مى كنند .
و هر يك در مـحـدوده خـود نـشـانـه اى قـرارمـى دهـد و درو مى كند .
گاه كسى بيرون از زمين خود علف درومى كند و مى برد , يا كسى كه دام ندارد , اما علف خود رامى فروشد , آيا اين دو شرعا حق دارند ؟
جواب بسمه تعالى گـرفـتن علف از دست كسى كه درو كرده و به آن احتياج دارد , و ياپولرفتن شخص از ديگران به خاطر علفى كه به آن محتاج نيست , اشكال دارد , مگر در حريم ملك او باشد , واللّه العالم .

سئوال 1241 ـ بـرادرانـى , از آغاز زندگى تاكنون با هم زندگى اشتراكى داشته اند .
و يك از ايشان بعض املاك و غير املاك را به نام خود ثبت كرده است , آيا همه ايشان شريك هستند ؟
جواب بسمه تعالى چنانچه اموالى به آنان از طريق ارث رسيده است , بر حسب سهام ارث شريك هستند .
و اموالى كه بـا پول مشترك خريدارى شده , به نسبت پولى كه به شركت گذارده اند , شريك هستند .
واموالى كـه بـا پـول مـخـصوص خود هر يك از ايشان خريده , ولواين كه در جمع اموال نهاده باشد , مال شـخص خود اوست ,چنانچه در اموال مشترك نسبت سهم را نمى دانند , در تقسيم باهم مصالحه كنند از نظر شرعى به ثبت دادن ملك مشترك اثرى در اختصاص ندارد , واللّه العالم .

سئوال 1242 ـ مـلـكـى را چـندين نفر شريك هستند .
يكى از شركا در اين ملك منزل مسكونى ساخته و سكونت دارد .
ـ با توجه به اين كه بنا بود هر گاه هر يك از شريكان , زمين را خواستند , بهاى همان مـقـدار را بـه نرخ روز حساب كنند , و بپردازند ـ حال كه وى حاضر به پرداخت بها يا تخليه ملك نيست ـ , حكم مسئله چيست ؟
جواب بسمه تعالى تـصرف بعضى از شركا در مال مشترك جايز نيست , مگر با اذن و رضاى باقى شركا .
و چنانچه يكى از شـركا بدون رضاى باقى تصرف كرد , حكم غصب را دارد .
و اما اگر شركا اذن داده بودندكه در بـعضى از زمين تصرف كند ولكن زايد بر حصه خود را به قيمت روز حساب كرده و به آنها پرداخت كـنـد , متصرف بايد به شرط عمل كند .
و در غير اين صورت نسبت به تصرف در مقدارزايد غاصب حساب مى شود , واللّه العالم .

سئوال 1243 ـ شخصى مال مشترك را از جانب شركا به فضولى مى فروشد .
و شركا نيز راضى نمى شوند , پـس بايع را وكيل مى گيرند كه حق ايشان را از مشترى بگيرد .
آيا وكالت بايع صحيح است ؟
يا اين كه قيمت مجموع را از اين بايغ اخذكرده ؟
جواب بسمه تعالى شريك مى تواند بايع را الزام كند كه حصه وى را از مشترى بگيرد , و به او برگرداند , واللّه العالم .

سئوال 1244 ـ مـوتـور آبـى از آن دو نفر است .
شريك آن را به جاى ديگربرده و اجاره مى دهد حكمش را بيان فرماييد ؟
جواب بسمه تعالى تصرف در مال مشترك بدون اجازه شريك جايز نيست .
و درصورت تصرف بدون رضايت به اندازه شـهم شريك اجرة المثل را ـ چه استفاده بكند چه نكند ـ و هم استهلاك و هم اصل موتوررا ضامن است , بطورى كه اگر تلف شد , بايد غرامت سهم شريك رابپردازد , واللّه العالم .

سئوال 1245 ـ زمينى از آن سه برادر است .
در غرب آن كه آب باران وآبهاى ديگر به طرف دره سرازيرى مـى شود و ديگر زمينها راسيراب مى كند , پس تقسيم به دست يكى از برادران افتاده .
اينك وى از رسيدن آب به ديگر زمينها جلوگيرى مى كند ,حكمش چيست ؟
جواب بسمه تعالى حق سابق بر تقسيم , به قوت خود باقى است , مگر اين كه هنگام تقسيم خلاف آن شرط شده باشد , واللّه العالم .

سئوال 1246 ـ آيـا اجـازه مـى فرماييد ضمن عقد شركت , شريك متعهدشود , سهم الشركه خود را بعد از مدتى ـ مثلا يك سال ـ به قيمتى كه ضمن عقد تعيين مى شود , به شريك ديگربفروشد ؟
جواب بسمه تعالى اشتراط مذكور , مانعى ندارد , ولى با فسخ شركت , تعهد مزبورلازم الوفا نيست , واللّه العالم .

سئوال 1247 ـ در يـك مـزرعه مشاع , در صورتى كه يكى از مالكان بدون رضايت ديگران و با مخارج خود چاهى حفر نمايد , آيا اين چاه ملك طلق حاضر مى شود ؟
آيا ديگران در اين چاه حقى دارند ؟
جواب بسمه تعالى در فـرض سـؤال , آب چـاه و خـود چاه ملك مشاع همه شركا است , وحافر حق مطالبه مخارج را ندارد , واللّه العالم .

سئوال 1248 ـ چند برادر در يك خانه و ملك مشاع زندگى مى كنند .
يكى از برادران , كارگر , يا زراع در بالاى زمين , بى اجازه يا بااجازه پدر درختى مى نشاند , اكنون ايا صاحب آن درخت ,شخص صاحب زمين است يا كسى كه ان را كاشته ؟
جواب بسمه تعالى درخـت ملك كسى است كه آن را نشانده است نه ملك صاحب زمين , مگر اين كه بعد از كاشتن يا قبل از آن درخت را به صاحب زمين واگذار كند , واللّه العالم .

مضاربه


سئوال 1249 ـ آيا اجازه مى فرماييد در عقدهايى چون مضاربه يا قرض الحسنه , دو طرف توافق نمايند : در صـورتـى كه پرداخت كننده بدهى در قسط , دير كرد داشته باشد , مبلغى بر اصل بدهى وقرض او برابر هر روز آن افزوده و از وى دريافت شود ؟
جواب بسمه تعالى شـرط هبه مبلغى در ضمن عقد مضاربه , مانعى ندارد .
و عمل به آن مادامى كه مضاربه باقى است واجـب اسـت .
و شـرط هـبـه عـلـيـه مـقـتـرض در ضـمن عقد قرض , ربا است و جايز نيست .
و هـمـچنين اگر مضاربه تمام مال يا بخشى از آن به صورت دين در ذمه عامل باشد , نمى توان براى تاءخير در اداى آن شرط زياده عليه عامل كرد , واللّه العالم .

سئوال 1250 ـ در قرارداد مضاربه , كارهايى كه طبق معمول براى انجام آن كارگر مى گيرند , و شخص خود آن را انجام دهد , آيامستحق دستمزد نيست ؟
جواب بسمه تعالى چـنـانـچـه مـتـعـارف در مـضاربه آن باشد كه اگر عامل آن اعمال رابالمباشره انجام داد اجرت مـى گـيـرد , عـامـل در صورتى كه قصدتبرع نكند , مى تواند براى اعمال مذكور اجرت بگيرد , و درصورت شك بايد مصالحه نمايند , واللّه العالم .

سئوال 1251 ـ آيا اجازه مى فرماييد ضمن عقد مضاربه پس از اين كه حصه سرمايه گذار در سود مشخص شـد , وى حـصـه خـود را درقبال مبلغ معينى با عامل مصالحه نمايد ؟
در فرض مذكور اگرسود تحقق نيابد , حكم مصالحه مذكور چيست ؟
جواب بسمه تعالى پس از حصول سود , اگرچه مقدار سود هنوز معلوم نشده است ,سرمايه گذار مى تواند سهم خود را در قبال مبلغ معينى با عامل مصالحه نمايد .
و قبل از حصول سود مصالحه صحيح نيست .
واگر عـامل مبلغى را على الحساب بپردازد يعنى از مال خودش قرض بدهد و پس از حصول سود و قبل از حساب مصالحه بين مبلغ پرداختى و سود صورت بگيرد , مانعى ندارد , واللّه العالم .

سئوال 1252 ـ مـبلغى قرض مضاربه اى به كسى پرداختم .
و قرار گذاشتم اگر ضررى پيش آيد 90/ آن با او باشد .
اكنون تمام مبلغ از بين رفته , آيا او ضامن 90/ است يا نه ؟
جواب بسمه تعالى شرط عامل در مضاربه باطل است , واللّه العالم .

سئوال 1253 ـ زيـد و عمر شركت سرمايه گزارى به طور شراكت بمدت شش ماه افتتاح مى نمايند و بعد از شش ماه زيد قرار داد جديدرا لغو مى نمايد لكن عمرو قرارداد خود را تمديد نموده و بعداز چند روز شـركـت اعـلام ورشكستگى مى نمايد .
آيا خسارت متوجه زيد هم مى باشد در ضمن بفرمائيد اگر عمرو ادعاى فساد مضاربه با زيد بنمايد حكم چيست ؟
جواب بسمه تعالى اگر خسارت شركت بعد از تصفيه حساب زيد بوده است به زيدخسارت وارد نمى شود ولى اگر در آن 6 ماه اول هم شركت خسارت ديده آن خسارت به زيد هم وارد مى شود و مدعى فسادبايد فساد را اثبات كند .
واللّه العالم .

سئوال 1254 ـ يكى از بستگان اين جانب مبلغ يك و نيم ميليون تومان نزد شخصى گذاشته تا از كاركرد اين پول امورات زندگى رابگذراند , صاحب كار قرار مى گذارد كه ماهيانه 30 هزار تومان در قبال پول بپردازد نظر صاحب مال 40 هزار تومان بوده نهايتاصاحب كار بيان داشته كه ماهيانه 45 هزار تومان پرداخت مى كند .
با توجه به اينكه صاحب مال اطلاع داشته كه اگرمقدار پول را تعيين كند حـرام اسـت ولـى چون مبلغ پيشنهادى صاحب كار كم بوده صاحب مال ملبغ تعيين نموده است .
مستدعى است نظر مبارك را در خصوص اين مساله بيان فرماييد ؟
جواب بسمه تعالى چـنـانچه گيرنده پول براى خودش تجارت يا كار كرده آنچه را به صاحب پول پرداخته از قرضش حـسـاب كـنـد و صـاحـب پـول بـيـش از اصـل پـول نمى تواند مطالبه كند .
و اگر گيرنده پول بـعـنـوان مضاربه براى صاحب پول تجارت كرده تمام سود تجارت مال دهنده پول است و مضاربه باطل است و گيرنده , اجرة المثل كارانجام شده را طلبكار است .
واللّه العالم .

سئوال 1255 ـ وامى كه بانكها بعنوان مضاربه در اختيار مردم قرارمى دهند چگونه است ؟
جواب بسمه تعالى چـنـانـچه شرايط مضاربه را كه در رساله آمده است داشته باشد( مانند صرف سرمايه بانك در راه تجارت و تعيين حصه هر يك به نسبتى از سود و حساب ضرر بر سرمايه بانك نه عامل ) وشخص در ضمن قرارداد با بانك شرط كند كه وكيل باشد كه سهم خود از سود حاصل را با مبلغى معادل مثلا يـك چـهـارم مبلغ ‌مذكور مصالحه نمايد يا شرط شود در ضمن عقد كه جبران خسارت سرمايه به همين مبلغ بشود مانعى ندارد , واللّه العالم .

سئوال 1256 ـ شخصى كه از افراد متعدد پولى جهت مضاربه دريافت مى نمايد احيانا سود بعضى يا بعضى ديگر مخلوط مى شود دراين صورت اگر عامل مصالحه با صاحب پول نمايد چگونه است ؟
جواب بسمه تعالى اگر مضاربه صحيح باشد مصالحه عيبى ندارد , واللّه العالم .

سئوال 1257 ـ كسى مى خواست مبلغى قرض مضاربه اى به كسى بدهدتا هر ماه از او مقدارى سود بگيرد , چون وى گيرنده رانمى شناخت به من گفت : اگر شما ضمانت كنيد , در صدى ازآن سود را به شـمـا مـى دهـم قـبـول كردم پس از چند ماه اوورشكست شد و پول او هنوز وصول نشده , ايا اين جانب مديون وام دهنده هستم يا وام گيرنده ؟
جواب بسمه تعالى عامل مضاربه اگر به مضاربه شرعى عمل نكند , ضامن است .
وشما هم چنانچه شرط شده بود كه اگـر عـامـل مـضاربه به مضاربه عمل نكند و مال صاحب سرمايه تلف شد سرمايه راضامن باشيد , ضامن هستيد , و اگر شرط شده بود در صورتى كه عامل به مضاربه عمل كرد و اتفاقا در تجارتش ضـرر كـند وسرمايه تلف شود , ضامن باشيد , شرط مزبور باطل است , وشما ضمانى نداريد .
و نيز اگر شرط ضمان شده بود مطلقا ـ چه عامل به مضاربه عمل كند و اتفاقا ضرر كند و چه عمل نكند ومال تلف شود ـ شرط مزبور باطل است , و ضمانى بر شمانيست , واللّه العالم .

سئوال 1258 ـ وامـى مضاربه اى به كسى دادم .
او نيز هر ماه مبلغى به من مى داد .
شخص سومى پيدا شد پـولـش را با ضمانت خود به وام گيرنده دادم .
اكنون وام گيرنده ورشكست شده , آيا دومين وام دهنده مى تواند پولش را از من بخواهد ؟
جواب بسمه تعالى در صـورتـى كـه با شخص ثالث شرط نكرده ايد كه اگر عامل مضاربه ورشكسته شد به من مربوط نيست , شخص ثالث مى تواند پولى را كه به شما داده پس بگيرد , واللّه العالم .

لقطه ((1))


سئوال 1259 ـ چيزى كه پيدا مى شود , در روزگار ما چگونه بايد تلاش كرد تا به دست صاحب آن برسد ؟
جواب بسمه تعالى در صـورتى كه علامتى داشته باشد و احتمال داده شود كه باتعريف صاحبش را پيدا كنند , تعريف لازم اسـت , مـگر چيزهاى كه ارزشى كه اگر كم شود يا جا بماند در جايى , صاحبش از آن اعراض مـى كـنـد , مـثـل قـوطى كـبريت يا مداد و امثال آن كه در اين صورت , تعريف لازم نيست .
و در مواردى كه تعريف لازم است ,بايد در جاهايى كه گم شده ها را اعلام مى كنند و افرادى كه مالشان گم شده به آن جا رجوع مى كنند , اعلام شود , ولو به واسطه نصب اعلاميه , واللّه العالم .

سئوال 1260 ـ كوپنى باطله پيدا شد , وظيفه چيست ؟
جواب بسمه تعالى بايد از طرف صاحبش به فقير صدقه بدهد .
واگر خوف آن باشدكه تا به دست فقير برسد و فقير از آن اسـتفاده كند كوپن باطل شود , آن را به فروشد يا خودش كوپن را بردارد و قيمت آن را به فقير صدقه بدهد , واللّه العالم .

سئوال 1261 ـ قـرآنـى را در يكى از پاركها پيدا كردم و آن را برداشتم ,لطلفا بفرماييد تكليفا نسبت به آن چيست ؟
جواب بسمه تعالى اگـر از پـيدا كردن صاحبش ماءيوسيد آن را به فقيرى كه احتياج به قرآن دارد , از طرف صاحبش صدقه بدهيد , واللّه العالم .

سئوال 1262 ـ در مـيـان اتـوبـوس هـا و خودروهاى مسافربرى وچاى خانه ها و مهمان پذيرها وغيره اگر چيزى پيدا شود , حكم لقطه را دارد ؟
جواب بسمه تعالى حـكم مال مجهول المالك را دارد , در صورتى كه صاحب مال , آن راجا گذاشته باشد , مثل كيف دستى و بغچه لباس , و اگر از شخص افتاده باشد , حكم لقطه را دارد , واللّه العالم .

احياء موات


سئوال 1263 ـ شخصى 15 سال تلاش فراوان و مخارج بسيار , از زير كوه سنگى , براى زراعت و آبيارى آب بيرون آورده , آيا ان را مالك است يا از انفال و مشتركات مى باشد ؟
جواب بسمه تعالى كسى كه زمين را حفر كرده و آب را خارج نموده , مالك آب است .
و مقررات مربوط به حفظ نظام نيز بايد رعايت شود , واللّه العالم .

سئوال 1264 ـ مزرعه اى كه آب آن مى خشكد و قريب بيست سال زمينهاى آن بدون كشت و زرع مى ماند آيا از ملكيت مالك اولى خارج مى شود يا خير ؟
جواب بسمه تعالى چنانچه مالك اولى اعراض ننموده زمين به ملكيت او باقى است ,واللّه العالم .

سئوال 1265 ـ چـاه آبى را چند نفر بطور شراكتى حفر مى كنند و شراكت به اين صورت است كه نصف آن مال يك نفر و بقيه مال عده اى ديگر ان يك نفرى كه نصف را مالك است خودش كارنمى كند بلكه افـرادى را سـر كـار مـى گذارد و زمينهاى بايرى راآباد مى كنند در حال حاضر مقدارى زمين را درخـتـكارى كردندو مقدارى زمين هست كه قريب بيست سال قبل يك دفعه كشت شده و از آن زمان تا بحال ديگر كشت نشده ايا اين زمين كه الان به صورت باير افتاده است ملك كسى است كه بـيـسـت سال قبل يك دفعه كشت كرده يا خير و اگر ملك او نيست اهل آن آبادى مى توانند آن را تصرف كنند يا خير ؟
جواب بسمه تعالى چـنـانـچـه وسـائل كشت مهيا بوده ولى شخص اول اعتنائى به كشت نداشته احياء آن زمين براى ديگران جائز است , واللّه العالم .

سئوال 1266 ـ عـده اى از مـالـكـيـن اراضـى زراعى كه هر كدام مثلا ده هكتاريا بيست و يا بيشتر زمين زراعـتـى دارنـد هر كدام از آنها مدعى هستند كه محاذى زمين مان از يك طرف تا ريشه كوه و از طـرف ديگر تا رودخانه ملحق بزمين زراعتى ما مى باشد و ملك مااست در صورتى كه از هر طرف چـنـد كـيلومتر تا كوه و رودخانه فاصله دارد و اينها اراضى طبيعى و سنگلاخ و علف رومى باشد و بـهمان شكلى كه خلقت شده تغيير نكرده وهيچكس در آن كارى انجام نداده است , آيا مى شود از هـرطـرف چـنـد كيلومتر منابع طبيعى در ملكيت ملحق باشد به آن زمينهاى زراعتى با آن همه فـاصـلـه آيـا مـى تـوانـند همان منابع طبيعى را براى سكونت و خانه سازى به ديگران بفروشند و اگرآنهايى كه نياز به مسكن دارند به مدعيان پول ندهند آيامى توانند مدعيان ممانعت كنند يا خير خـلاصه آيا چندين كيلومتر منابع طبيعى تابع زمين زراعى مى شود تقاضا مى شوددستور اسلام را بيان فرمائيد ؟
جواب بسمه تعالى صاحبان زمين هاى زراعتى در زمينهاى باير اطراف به مقدارمورد نياز در زراعت حق حريم دارند واگـر صاحبان حيواناتى در آنجا هم هستند زمينهاى بايد كه مرتع است مورد حق آنهاست .
در هر صـورت حـريـم و مـرتـع ملك نيست و فقط متعلق حق است كه ديگران نمى توانند با صاحب حق مزاحمت كنند ,واللّه العالم .

سئوال 1267 ـ اهل يك دهكده دست جمعى در دامنه كوهى خانه ساخته اند .
هر يك به اندازه عرض زمين خـود ـ كـه يـك سـوى آن كوه و سوى ديگرش خيابان است ـ از كوه راتصرف كرده اند .
و هر گونه تـصـرفـى را هـم انـجـام داده اند .
و به كسى هم اجازه استفاده از تصرفى خود نمى دهند .
يكى از صـاحـبان خانه ها به شهر ديگر مهاجرت كرده .
و كسى در طرف كوه خانه او خانه ساخته , و دست صاحب خانه به كوه كوتاه شده است .
آياشخص مهاجر مى تواند خانه او را خراب كند ؟
جواب بسمه تعالى در صورتى كه قسمت مزبور ـ چنانچه ظاهر فرض سؤال است آپشت خانه بوده و بعد از آن كوچه يا خـيـابـان نـبوده باشد , مالك خانه نسبت به آن حقى ندارد , مگر ان كه خود آن قسمت را هم احيا نموده يا براى احيا تحجير كرده باشد , واللّه العالم .

سئوال 1268 ـ از وسـط زمـيـنـى كـه در گـذشته راه رفت و آمده نبوده الان يك خانواده براى خودش بخواهد راهى بگشايد , و براى رفت و آمد مردم قرار دهد , آيا صاحبان زمين حق جلوگيرى دارند ؟
جواب بسمه تعالى اگـر از زمـيـنـى كـه مـالك دراد بخواهند راه درست كنند , بايدصاحبان آن را راضى نمايند , و صاحبان آن حق ممانعت دارند .
بلى اگر عبور اتفاقى باشد و راه درست كردن نباشد در صورتى كه ضررى به حاصل نداشته باشد و اراضى وسيعه باشد ,مانعى ندارد , واللّه العالم .

سئوال 1269 ـ شـخـص در زمـيـن خـود درخـت مى نشاند .
سپس از ريشه آن كه در زمين همسايه است درخت مى رويد , آيا درخت روييده از آن صاحب درخت است يا زمين ؟
جواب بسمه تعالى مـلك صاحب درخت است ولكن صاحب زمين حق مطالبه قلع آن نهال را دارد .
و اگر قلع نكرد , خود صاحب زمين مى تواند قلع كند , واللّه العالم .

سئوال 1270 ـ زمـيـنـى زراعـى در اثـر جـا به جايى زمين حركت كرده و برروى زمين همسايه اش قرار گرفته , كدام يك مى توانند صاحب آن باشند ؟
جواب بسمه تعالى هر شخص مالك مكان سابق زمينش است در صورت بقاء آن مكان .
مثلا زمين زيد كه ما بين زمين عمرو و بكر بود , به واسطه زلزله خاكهايش به زمين ديگرى رفت , درست است , ولى جاى آن خالى است , همين مكان خالى مال زيد است و مى تواند خاكها رابرگرداند , واللّه العالم .

سئوال 1271 ـ چـنـديـن هـكتار زمين به دست گروهى كشاورز پشت اندرپشت كار كرده و آن را احيا و كشت مى كرده اند , ولى در رژيم گذشته تعدادى خان آمدند و آنها را به تصرف خويش درآوردند .
حـتى حمام و مسجد ـ در نتيجه با قرار دادهايى به كشاورزان صاحبان اصلى آنان اجاره مى داده و انـدك اجاره بهايى نيز مى پرداختند .
در حالى كه لحظه اى روى زمين ها كارنكرده بودند .
با توجه به روايت : (( من احيا مواتا من الارض فهى له .. .
)) و بنابر شرع , اين زمينها از آن كيست ؟
جواب بسمه تعالى چنانچه كشاورزان با پدرانشان براى خودشان احيا كرده اند , به سبب احيا مالك شده اند .
و اگر به وكالت از ديگرى احيا كرده اند ,ملك موكل گرديده است , واللّه العالم .

سئوال 1272 ـ ما سه نفر كشاورز به يارى هم و با وام قناتى را كنده ايم تا ازآن براى كشاورزى بهره بگيريم , آيـا يـك گـروه از مـردم روسـتـا وارگـانـى مى توانند از آن آب بدون اجازه ما لوله كشى كرده واستفاده نمايند ؟
جواب بسمه تعالى كسانى كه غير از حق شرب سهمى از قنات مذكور ندارند و يااصلا حتى حق شرب هم ندارند , نمى توانند بدون رضايت مالكين قنات تصرفى مانند لول كشى و امثال آن بنمايند , واللّه العالم .

سئوال 1273 ـ سوقه قناتى از باغى عبور مى كند صد متر پايين تر سيل وارد آن شده و قنات را بسته است .
مـالـكـان قـنات در گشودن آن , يك سال و نيم سهل انگارى كرده اند .
در نتيجه آب قنات از زير سنگچين چاه مخفى كه در ميان باغ بوده فرو رفته است .
اين خسارت به عهده صاحب باغ است يا صاحب قنات ؟
جواب بسمه تعالى چـنـانـچه چاه مخفى مربوط به صاحبان قنات است , و به واسطه سهل انگارى آنها چاه فرو ريخته است , صاحب باغ ضمانى ندارد , واللّه العالم .

سئوال 1274 ـ قناتى از باغى مى گذرد .
دو حلقه چاه آن , در اثر سيل مسدود شده است .
صاحب قنات دو حلقه چاه ديگر در ميان باغ حفر كرده است , آيا حق داشته ؟
جواب بسمه تعالى صـاحـب قنات پس از مسدود شدن چاه ها حق تعمير و بازگشايى آنها را دارد .
ولى حق ندارد چاه ديگرى در آن باغ احداث نمايد ,مگر با رضايت صاحب باغ , واللّه العالم .

قرض


سئوال 1275 ـ آيـا پولى كه ساليان پيش قرض داده شده , و با مبلغ آن مى شد يك ماشين خريد .
و اكنون كه ارزش ريال پايين آمده وآن اندازه پول ارزشى ندارد , آيا همان مبلغ بايد برگردانده شود ؟
جواب بسمه تعالى بيش از آن مقدار كه قرض كرده , لازم نيست ادا نمايد , واللّه العالم .

سئوال 1276 ـ اگر 100 هزار تومان را يك به مدت سال به شخصى قرض دهد و بعد از يك سال مبلغ فوق را بـه همراه 10 هزار تومان اضافى پس بدهد آيا مى توان اين اضافى پول را گرفت ؟
چون گيردنده به ميل خود دارد اين پول را مى دهد ؟
جواب بسمه تعالى مانعى ندارد , واللّه العالم .

سئوال 1277 ـ كسى دو ميليون تومان پول به ديگرى مى دهد تا به آن خانه اى بخرد او هم خانه اى را خريد پس از يك سال ارزش خانه هشت ميليون تومان برآورد شده است اينك پول دهنده مى گويد در آن خـانـه شـريـك هستم , زيرا دو ميليون تومان پرداخته ام .
اگر قرار شد خانه فروخته شود , پول از آن كيست ؟
جواب بسمه تعالى بنابر ظاهر سؤال صاحب پول , پول را قرضا داده و بيش از اصل پول , طلبكار نيست .
و اگر در اول قـرار داد شرط كرده كه پس ازفروش خانه , اول قرض او ادا شود بدهكار به شرط بايد عمل كند .
و اگـر بـخـشـيده , هيچ حقى ندارد .
و اگر قرار داد كرده كه بااين پول براى من منزل بخرد و هر چـقـدر بـيـشـتـر فـرووخـتـى فلان سهم مثل نصف و ثلث از سود براى واسطه معامله باشد , در ايـن صـورت جـعاله است و صحيح است .
و پول خانه مال صاحب پول است و گيرنده سهم تعيين شده براى واسطه را طلبكاراست , كه پس از فروش مى تواند بگيرد , واللّه العالم .

سئوال 1278 ـ امـروزه در بـسـيارى جاها صندوقهاى قرض الحسنه برپااست .
سرمايه نخستين آن با پس انـداز يـا سپرده ثابت سرمايه گذارى افراد خير تاءمين مى گردد .
الف : اين سرمايه ها سودى براى صـاحـب سـرمـايـه نـدارد .
بـا تـوجـه به اين كه اين صندق هزينه هاى مانند : 1 ـ حقوق پرسنل و كارمندانى كه در آن به كاراشتغال دارند , 2 ـ اجاره و هزينه هاى ساختمان , آب , برق ,تلفن و غيره , 3 ـ لـوازم الـتـحـرير , دفاتر و دفترچه اقساط دارد ,اين هزينه به چه طريق ممكن است از قرض خواهان دريافت گردد ؟
جواب بسمه تعالى